تبلیغات
فروشگاه اینترنتی - مخالفین و موافقین مانیه‌تیسم بعد از صدور نظریه آکادمی فرانسه

فروشگاه اینترنتی

مخالفین و موافقین مانیه‌تیسم بعد از صدور نظریه آکادمی فرانسه

به محض این‌که گزارش مجمع علمی و تحقیقی فرانسه منتشر شد فریاد شادمانی از حلقوم مخالفین مسمر  برخاست، زیرا احساس کردند که دیگر از شر مانیه‌تیسم خلاص شده‌اند، در روزنامه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها گراورهایی چاپ و فروخته می‌شد که رب‌النوع علم را ظاهر می‌ساخت و  نمایش می‌داد که چگونه بر حقه‌بازها و شارلاتان‌ها غلبه کرده است ، و گاهی مسمر را به شکل اژدهای هفت سر نشان می‌دادند. (شکل ۱۳)

در این گراورها رب النوع علم را مثل یک فرشته زیبا کشیده بودند که دایره و گردونه‌ای از نرو اطراف سرش را گرفته و مقابلش مسمر و شاگردانش که به شکل درازگوش بودند فرار اختیار می‌کردند.

و یا رب‌النوع علم را به شکل رب الارباب در می‌اوردند که با ساعقه، تالار معالجه مسمر و «باکه» او را درهم کشته و سوزانیده و خود مسمر که به شکل شیطان بود فرار اختیار می‌نماید.

 اطفال در کوچه‌ها تصنیف جدیدی می‌خواندند که مضمونش از این قرار بود: «مانیه‌تیسم جلوه خود را از دست داد و از طرف اکادمی، محکوم به بطلان گردید. بعد از این‌ اگر کسی به مانیه‌تیزم عقیده داشته باشد از درازگوش ابله‌تر است.»

بعد از این‌که گزارش مجمع علمی  به توشیح ملوکانه رسید تا چند هفته تصور می‌شد که مسمر همان‌طور که از وین پایتخت اتریش فرار کرد ناچار خواهد شد که از پاریس نیز فرار کند.

اما همین‌که این گزارش به امضای لوئی شانزدهم پادشاه فرانسه رسید سال ۱۷۸۴  میلادی و زمانی بود که فرانسویان بیش از چند سالی به انقلاب  کبیر فرانسه نداشتند و گرچه هنوز انقلاب شروع نشده بود، اما از مدتی به این‌طرف مغز مردم برای انقلاب آماده می گردید و به همین جهت به فرمان و امضای ملوکانه اهمیتی نمی‌دادند.

اگر این گزارش که از طرف مجمع علمی و تحقیقی تهیه شده بود، یک قرن قبل از آن دوره تهیه می‌شد و به امضای لوئی چهاردهم پادشاه فرانسه و معروف به «آفتاب» می‌رسید هیچ‌کس جرأت نداشت که از آن سرپیچی  نماید، اما لوئی شانزدهم  با لوئی چهاردهم فرق داشت و در این موقع مردم برای فرمان شاه احترام قایل نبودند، و به همین جهت طولی نکشید که عده زیادی از طرفداران مسمر که جزو طبقات مختلف بودند به حمایت او برخاستندو  مبارزه بزرگی را بر له استاد و مراد خود آغاز نمودند، و رساله‌ها و مقالات بسیار در جراید و مجلات مختلف نوشتند و گرچه تمام این مقالات و رسایل عمیق و وزین و موثر نبود اما بعضی از آنها از روی بصیرت نوشته می‌شد، در طبقه منورالفکر بسیار تأثیر می‌کرد.

دکتر مسمر

دفاع رییس دانشکده لیون

«پرتفوا» رییس دانشکده جراحی لیون که از جراحان بزرگ فرانسه بود ضمن مقاله مفصلی نوشت:

گرچه با اسلوب تداوی مسمر خیلی مخالفت می‌کنند، اما این نکته  مسلم است که او برای معالجه امراض عصبی وسیله موثری پیدا کرده است در صورتی که ما تاکنون برای معالجه این امراض هیچ وسایلی نداشتیم.

آکادمی مانیه تیسم

پزشکان ما می خواهند امراض عصبی را با آب سرد و گرم و داروهای محرک و مسکن معالجه کنند، در صورتیک ه این داروها به هیچ‌وجه موثر نمی‌شود، اما اسلوب تداوی مسمر گاهی صددرصد نتیجه می‌بخشد.

دفاع یکی از وکلای پاریس

یکی از وکلای مدافع پاریس درباره مسمر این‌طور می‌نویسد: «دانشمندانی که مأمور تحقیق در نظریه و کشف جدید مسمر شده اند ایراد می گیرند که مسمر از اساس و علت  کشف خود بدون اطلاع است، ولی توجه به این نکته لازم می‌باشد که ما هنوز نتوانسته‌ایم به علت اصلی و غایی هیچ چیز در این جهان پی ببریم، ما به چشم خود مشاهده می کنیم که مسمر، برای  اولین مرتبه به طرزی محسوس ثابت کرد که وجود یک انسان برای معالجه بیماری در وجود هم‌نوع او موثر است و این اکتشاف، کشف بزرگی است که ممکن است در آینده آثار خیلی زیاد داشته باشد.

به عقیده من این افتخار برای مسمر باقی خواهد ماند که او کاشف این حقیق می‌باشد و مخالفت هیچ کمیسیون تحقیق و هیچ دولتی نمی‌تواند این افتخار را از او سلب کند.»

موافقت یکی از اعضا آکادمی با مانیه‌تیسم

 در کشاکش این جریان، اتفاق غیرمنتظره و ناگواری (ناگوار برای اکادمی) روی داد و در ود اکادمی فرانسه یکی از اعضا با گزارش مجمع  و کمیسیون تحقیق موافقت نداشت و  این شخص «ژوسیو» گیاه شناس  معروف بود.

«ژوسیو» که حسب‌الامر شاه، مانیه‌تیسم را مثل سایر اعضای کمیسیون مورد بررسی قرار داده بود برخلاف آنان دقت زیادتری نمود و به موضوعی برخورد که دیگران بر نخوردند، این مرد گیاه شناس که در تمام عمر، با دقت هرچه تمام‌تر، گل ها و جوانه‌ها و ریشه‌های نباتات را مرود بررسی قرار می‌داد و عادت کرده بود که همواره عمیق باشد،احساس کرد که علت مانیه‌تیسم هر چه می‌خواهد باشد، این نکته مسلم است که بالاخره نیروی مخصوصی وجود دارد که در بیماران موثر واقع می‌شود و آنها را معالجه می‌کند.

گرچه «ژوسیو» نظیر همکاران خود نمی‌توانست این نیرو را ببیند و  یا لمس کند اما منطق قضایا به او ثابت کرد که بین مسمر و بیماران او چیزی … قوه‌ای … عاملی … هست که از مسمر  سرچشمه می‌گیرد و به بیماران منتقل می‌شودو  موجب درمان بیماری آنها می‌گردد.

«ژوسیو» نمی‌توانست ماهیت این عامل را تعیین نماید که چیست و آیا نیروی مغناطیسی و یا روحی و  یا الکتریکی و یا چیز دیگری است؟ اما می گفت بالاخره نیرویی وجود دارد که از مسمر به بیماران منتقل می‌شود و ظیفه دانشمندان این بود به جای این‌که مطلقاً منکر این نیرو گردند و بگویند که جز فکر و خیال چیز دیگری نیست وجود‌ان را قبول نمایند که راه برای مطالعه در آینده باز باشد.

اظهار این نظریه از طرف مردی مثل ژوسیو برای مسمر خیلی  ارزش داشت  و خیلی به او قوت قلب داد به طوری که عیناً به رأی مجمع تحقییق اعتراض کرد، و این مرتبه به پار لمان مراجعه کرد و گفت کمیسیون تحقیق در ضمن بررسی مانیه‌تیزم، از من به هیچ‌وجه سوالات و  تحقیقاتی ننمود، در صورتی که می‌بایست از من  تحقیق کرده باشد و بنابراین تقاضا می‌کنم که کمیسیون دیگری برای تحقیق این موضوع تشکیل گردد.

اما آکادمی فرانسه چون رأی خود را صادر کرده بود، تصور می‌کرد که وظیفه خود را انجام داده و این مشکل را از پیش پا برداشته است لذا این بحث را زاید دانست و در قبال تقاضای مسمر سکوت نمود.

شبیه اتفاق بالا برای نگارنده پیش آمد قرار شده بود از نگارنده آزمایشاتی درباره عملیات هیپنوتیزم در یکیاز بیمارستان‌های معظم به عمل آید، کمیسیونی که از من آزمایش می کرد، شامل دکتر سپهبد  و یک دکتر  سرلشکر و در حدود بیست نفر از روسای بیمارستان‌های پایتخت بودند و ریاست کمیسیون به عهده همان دکتر سپهبد بود. این آزمایشات در حدود دو ماه  به طول انجامید. در ابتدا عده‌ای معرفی می‌شدند و من از میان آن عده کسانی را که درجات تأثرپذیری بیشتری داشتند انتخاب و هیپنوتیزم می‌کردم که تمام مراحل و آزمایشات بسیار عالی  و اعجازانگیز و رضایت‌بخش طی می‌شد . رییس کمیسیون اجازه تعریف وت شریح و صحبت نداد حتی یک  کلام حاضر نبودند به شکل تئوری و حرف از من  بشنوند، شاید تا حدودی حق داشتند ولی نه زیاد، زیرا معتقد بودند که حرف به درد نمی‌خورد، حرف زیاد شنیده‌اند و احتیاج به مشاهده و عمل دارند. جریان این واقعه در آینده به طور کامل و مفصل در کتاب جداگانه بیان خواهد شد.

بالاخره  در جلسات آخر شخصی را که از داروخانه‌ای مقداری دارو سرقت کرده بود در اختیار من  گذاشتند که هیپنوتیزم نمایم.  این سرباز نه تلقین پذیر بود و نه موافق بود که هیپنوتیزم شودف نتیجه معلوم بود که هیپنوتیزم نخواهد شد. وقتی گفتم که برخی اشخاص هستند که برخلاف میل خود هیپنوتیزم نمی‌شوند، اصرار کردند که آزمایش نمایم، آزمایش مقدماتی انجام شد و من گفتم که این شخص هیپنوتیزم نمی‌شود و یا لااقل در جلسه اول هیپنوتیزم نمی‌شود، ولی رییس کمیسیون گفت «حالا شما ایشان را هیپنوتیزم کن شاید بشود». وقتی شروع به صحبت کردم، ایشان گفتند قرار بود راجع به هیپنوتیزم سخنرانی نشود.

اعضای این کمیسیون تصور می‌کردند که هیپنوتیزم همان مانیه‌تیزم است و فکر می‌کردند در چشم‌ها و دست‌های هیپنوتیزم کننده نیرویی شبیه مغناطیس  وجود دارد که می‌تواند در همه موثر شود، زیرا اظهارنظر نهایی کمیسیون این بود که نیروی هیپنوتیزم من ضعیف است، در حالی که نظریه نیروی هیپنوتیزم در حال حاضر نظریه ۲۰۰ سال قبل بوده، کهنه و مردود است، متأسف بودم که من مورد آزمایش پزشکانی قرار می‌گرفتم که درر حرفه خود البته استاد بودند ولی راجع به ه یپنوتیزم نه مطالعاتی داشتند، نه تخصصی، پس این کمیسیون ضلاحیت آزمایش مرا نداشتند درست مانند عده‌ای آهنگر استاد بودند که می‌خواستند مثلاً از یک نفر دیگر آزمایش نجاری نمایند معلوم است که همان‌طور که اهنگر صلاحیت آزمایش از نجار را ندارد آن عده از پزشکان محترم و دانشمند هم صلاحیت آزمایش از من را نداشتند، مگر این‌که لااقل  عده‌ای روان‌پزشک و روانکاو باشند.

عقیده‌ی من درباره‌ی نظریه‌ی آکادمی علمی فرانسه

نظریه کمیسیون تحقیق علمی فرانسه درباره «نبود» سیاله‌ی مانیه‌تیزم صحیح بود، ولی اشتباه این کمیسیون این بود که نخواستند علت دیگر هیپنوتیزم شدن بیماران را بررسی و تحقیق نمایند. در حال حاضر درباره علت هیپنوتیزم شدن عقاید متعدد و بسیاری وجود دارد که تعدادی از آنها را در مبحث «ماهیت هیپنوتیزم» بیان خواهم کرد

خلاصه این مبحث

۱-    بعد از انتشار گزارش مجمع علمی و تحقیق فرانسه درباره نبود مانیه‌تیزم مخالفین مسمر زیادتر شدند، به همان نسبت نیز عده‌ای از طبقات مختلف به حمایت مسمر برخاستند.

۲-    رییس دانشکده جراحی لیون به نام «برنفوا» که از جراحان بزرگ فرانسه بود ضمن مقاله مفصلی از مسمر حمایت کرد.

۳-    یکی از وکلای مدافع پاریس از مسمر حمایت کرده و می‌گوید: «… مخالفت هیچ کمیسیون تحقیق و هیچ دولتی نمی‌تواند این افتخار را از او سلب کند…»

۴-    یکی از اعضاء آکادمی فرانسه به نام «ژوسیو» گیاه‌شناس معروف این‌طور از مسمر دفاع می‌کند: «اگر چه ما نمی‌توانیم با چشم قدرت مانیه‌تیزم را ببینیم، ولی بالاخره نیرویی وچود دارد که از مسمر به بیماران منتقل می‌شود …»



منبع:
http://hipnotism.ir

نویسندگان

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :