فروشگاه اینترنتی

سایر دانشمندان هیپنوتیزم و اولین کنگره

بین‌المللی هیپنوتیزم تجربی و درمانی

 دکتر «لیبوو» «برنهایم»

«لیبوو» دانشمند فرانسوی گوشه‌گیری  بود، در انزوا، بدون سر و صدا و بدون هو و جنجال مدت بیست سال به معالجات بیماران از طریق هیپنوتیزم و آزمایشات هیپنوتیزمی پرداخت.

«لیبوو» در سال ۱۸۶۶ کتابی درباره هیپنوتیزم و تلقین منتشر نمود، گرچه ازا ین کتاب فقط دو نسخه به فروش رفت، ولی نظرات علمی ارزنده، صریح و روشنی در این کتاب ارایه شده بود، که موجب اعتبار و شهرت وی شد.

«لیبوو» نخستین محققی است که برای اولین‌بار تلقین شفاهی را برای بهبود بیماران روانی به کار برده است و از مخالفین جدی و سرسخت سیاله مغناطیسی است، ولی  در کتاب‌های دیگری که در سال‌های بعد نوشت در نظریه خود تعدیل نمود و پذیرفت که عمل هیپنوتیک ممکن است از تأثیر پسیکولوژیک و یا عمل عصبی مستقیم  از انسانی به انسان حاصل شود.

در سال ۱۸۸۲ دکتر «لیبوو» یکی از بیماران «برنهایم» را که شش ماه تحت معالجه و هیچ‌گونه نتیجه‌ای حاصل نشده بود معالجه کرد، و این موضوع نظر «برنهایم» را سخت به خود متوجه نمود، به طوری که برای مشاهده روش درمان دکتر «لیبوو» به نانسی آمد، پس از مشاهده روش کار از پیروان صمیمی «لیبوو» شد و هر دو با هم دوستانه مشغول کار شدند.

«برنهایم» کتب و نوشته‌های دکتر «لیبوو» را در سال‌های ۱۸۸۴ و ۱۸۸۶ به چاپ رساند، این کتب بر عکس اولین کتاب «لیبوو» شهرت و موفقیت زیادی عاید «لیبوو» نمود و نظریات و تحقیقات «لیبوو» را به جهانیان عرضه داشت، در نتیجه عده زیادی از پزشکان از اطراف و اکناف به منظور مشاهده و تعلیم هیپنوتیزم و روش کار «لیبوو» به نانسی  آمدند، لذا «لیبوو» پیروان و شاگردان زیادی پیدا کرد و این موضوع موجب تشویق و دلگرمی «لیبوو» شد، حالا «لیبوو» همان دانشمندی بود که بیست سال پیش اکثر پزشکان او را حقه‌باز و شارلاتان می‌خواندند.

پیروان و هواداران همان‌هایی هستند که به نام مکتب نانسی  معروف شدند.

شارکو (۱)

شارکو یکی از پی‌شناسان  معروف فرانسه بود، که در کلینیک سالپتریر پاریس  مشغول تحقیقات درباره هیستری و هیپنوز بود.

در ایران کمتر کسی است که نام فروید را، نشنیده باشد، شارکو یکی از استادان فروید  است، زیرا فروید در سال ۱۸۸۶ برای تکمیل مطالعات خود و استفاده از تعالیم شارکو از وین به فرانسه رفت.

هیپنوتیزم

دکتر شارکو,عضو هیئت علمی فرانسه

«شارکو» فروید را دانشجویی ممتاز و صاحب‌نظر یافته بود. شارکو معتقد بود که بیماری هیستری و هیپنوز هر دو متشابهند ، زیرا ضمن تجربه و عمل دریافته بود که هر دو گروه حرکات و اعمال غیرعادی انجام می‌دهند، احساس و تخیل هر دو شدید و زیاد می‌شود، خاطرات سنین گذشته و دور، دوران کودکی که در حال بیداری و عادی کاملاً فراموش شده است در حال هیپنوز و هیستری دقیقاً به یاد هر دو گروه می‌آید.

شارکو معتقد  بود که بیماری  حمله یا همان هیستری به علت یک ارگانیک، یا عضوی نیست، بلکه به علت داخلی و روحی است، لذا به وسیله هیپنوتیزم، این قبیل بیماران را شفا می‌داد.

«شارکو» با هیپنوتیزم کردن اشخاص سالم حالت لمسی و فلجی در دست و پای خواب شده به وجود می‌آورد و بدین طریق ثابت می‌کرد که هیستری «حمله» علل عضوی ندارد، بلکه روحی و داخلی است.

«شارکو» نیز پیروان و هواداران زیادی  به دست آورد. روش استفاده شارکو از هیپنوتیزم و سایر اقدامات او و پیروانش موجب پیدایش مکتب «سالپتریر» شد.

ژانه- ژانه در صفحه ۱۵۱ جلد اول کتاب خود به نام معالجات بیماری‌های روانی که در سال ۱۹۱۹ در پاریس  منتشر شد، درخصوص عقیده و عمل شارکو درباره هیپنوز و هیستری می‌نویسد: «بی‌گمان شارکو می‌دانست که در این حالات پدیدده‌های روانی عجیب و فوق‌العاده مهم وجود دارد او از اهمیت تلقین آگاه بود، هنگام احتیاج تلقین را به کار می‌برد. ولی  معذالک همیشه می‌گفت که این پدیده‌های روانی بسیار پیچیده‌اند و شناختن آن  یعنی «هیپنوز» مستلزم بررسی بسیار دقیقی است.»

در سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۸۹۰ که شارکو زنده بود، عصر درخشانو طلایی هیپنوتیزم در فرانسه نامیده می‌شود، زیرا در این تاریخ کلیه پزشکان فرانسه در بیمارستان‌ها مجذوب علم هیپنوتیزم بوده و از آن شبانه‌روز در معالجه بیماری‌های عصبی استفاده می‌کردند و دانشکده پزشکی فرانسه رسماً هیپنوتیزم  و کاربرد آن را در امور درمانی شناخته بود.



منبع:
http://hipnotism.ir

یکشنبه 5 شهریور 1391

فرق هیپنوتیزم و مانیه‌تیزم

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

فرق  هیپنوتیزم و مانیه‌تیزم

از آنچه که درباره تاریخچه هیپنوتیزم تا این‌جا بیان کردیم می‌توان فرق مانیه‌تیسم را با هیپنوتیزم فهمید.

مسمر معتقد بود که دو نوع مغناطیس وجود دارد. مغناطیس معدنی و  مغناطیس حیوانی. همان‌طور که مغناطیس معدنی یا آهن‌ربا، آهن را به طرف خود جذب می‌کند، همان‌طور هم مغناطیس حیوانی یعنی مغناطیسی که در ساختمان بدن انسان وجود دارد، و در اشخاص کم و زیاد است می‌تواند در اشخاص دیگر اثر کرده، وی را معالجه یا خواب کند، این عقیده و نظر پیروان زیاد داشت و حالا هم اکثریت مردم طرفدار این عقیده هستند که در چشم‌ها و دست‌های اشخاص نیرویی وجود دارد که در سایر مردم اثر می‌گذارد، به هر حال مسمر معتقد بود که در انسان‌ها هم نیروی مغناطیس وجود دارد که می‌توان با آن نیرو بیماران را شفا داد و آن را مانیه‌تیسم نامید.

هیپنوتیزم به معنی خواب کردن است و معنی مغناطیس حیوانی یا مانیه‌تیسم را نمی‌دهد، جیمز برید پزشک و جراح عالی‌قدر انگلیسی به مانیه‌تیسم اعتقاد نداشت و می‌گفت در چشم‌هاو دست‌های اشخاص چنین نیرویی وجود ندارد که دیگران را خواب یا معالجه کند، اشخاص رابا وسایل فیزیکی نظیر گلوله بلورین و شئ شفاف و برق هم می‌توان خواب کرد، لذا این قبیل خواب کردن را جیمز برید هیپنوتیزم نامید پس اگر کسی با نگاه به چشم و حرکت دست بخواهد شخصی را خواب کند و عقیده داشته باشد که در چشم‌هایش نیرویی وجود دارد که می‌تواند دیگری را خواب نماید می‌گویند مانیه‌تیسم می‌کند.

ولی اگر کسی بخواهد با شمع روشن یا گلوله بلوری یا هر شئ شفاف و نورانی شخصی را خواب کند می گویند هیپنوتیزم می‌نماید، به جای اسباب و اشیاء فیزیکی می‌توان از چشم هم استفاده کرد، مشروط بر این‌که هیپنوتیزم کننده معتقد به مغناطیس و نیروی چشم‌هایش نباشد.

خلاصه تاریخچه هیپنوتیزم تا این بخش

۱-    کلمه «هیپنوتیزم» را نخستین‌بار در سال ۱۸۴۲ جراح انگلیسی به نام جیمز برید در سخنرانی خود به کار برد.

۲-    در سال ۱۸۱۴ کشیشی  به نام «آ به فاریا» که درباره مانیه‌تیزم مطالعه می‌کرد، اظهار عقیده نمود که مانیه‌تیزم جنبه ذهنی دارد، بنابراین آمادگی فکری و ذهنی  خواب شونده در نتیجه عمل، بسیار موثر است.

۳-    «جیمز برید» با اشیاء براق توأم با تلقین اشخاص را هیپنوتیزم می‌کرد.

۴-    فرق مانیه‌تیزم با هیپنوتیزم این است که مانیه‌تیزم عبارت از خواب کردن به وسیله مغناطیس بدن است که از دست‌ها و چشم‌ها خارج می‌شود، ولی هیپنوتیزم عبارت از خواب کردن با اشیاء و تلقین می‌باشد.



منبع:
http://hipnotism.ir

یکشنبه 5 شهریور 1391

سازنده کلمه هیپنوتیزم

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

سازنده کلمه هیپنوتیزم

امروزه در ایران و در همه دنیا خواب مصنوعی را هیپنوتیزم می‌‌گویند. هیپنوتیزم یعنی خواب کردن و کلمه هیپنوز یک کلمه یونانی است و معنی خواب می‌دهد. نخستین بار در سال ۱۸۴۲ این کلمه را، جراح انگلیسی به نام «جیمز برید» در سخنرانی خود به کار برد بنابراین می‌توان گفت که تاریخ هیپنوتیزم از سال ۱۸۴۲ با جیمز برید شروع می‌شود.

دکتر مایرز می‌گوید در سال ۱۸۴۱ یکی از مانیه‌تیزورهای مشهور به نام «لافانتین» مشغول انجام نمایش مانیه‌تیزم بود.

جیمز برید در این نمایش در ردیف تماشاچیان نشسته بود، از آن روز به بعد به موضوع مانیه‌تیزم علاقه‌مند شد.

جیمز برید اعتقاد به مانیه‌تیسم نداشت، زیرا در عمل و هنگام خواب کردن دیده بود که شخص را می‌توان با وسایل فیزیکی هم خواب کرد.

جیمز برید می‌گفت آنچه شخص را خواب می کند مغناطیس حیوانی یا مانیه‌تیسم نیست، بلکه تلقین و وسایل فیزیکی است که اشخاص را به خواب می‌برد.

جیمز برید در یکی از بیمارستان‌های منچستر کار می‌کرد، در ابتدا به عقاید مسمر و مانیه‌تیسم با شک و تردید نگاه می‌کرد و مانیه‌تیسم را فریب و نیرنگ تصور می‌کرد، در صدد برآمد که از نزدیک عمل مانیه‌تیسم را ببیند، بنابراین وقتی جیمز برید از نزدیک عمل مانیه‌تیسم را مشاهده نمود و به قدرت اعجازانگیز آن در معالجات پی برد، مصمم شد مطالعات و آزمایشاتی شخصاً انجام دهد، لذا کلیه آثار و نوشته‌های مسمر و پویسکور و سایرین را مطالعه نمود و آزمایشاتی درباره مانیه‌تیسم انجام داد و عده زیادی را به روش پویسکور مانیه‌تیزم کرد.

بدین ترتیب که خواب شونده یا همان «معمول» را روی صندلی می‌نشاند و به چشمان وی خیره می‌شد و دست‌های خود را در مقابل صورت مدیوم حرکت می‌داد و به خواب شونده تلقین می‌کرد که بخوابد، و مدیوم یا خواب شونده کم‌کم به خواب می‌رفت.

آموزش هیپنوتیزم

جیمز برید ضمن مطالعات خود  به خاطر داشت که در سال ۱۸۱۸  میلادی یک مانیه‌تیزور آلمانی به نام «وین هولت» متوجه شده بود که وقتی لباس او دگمه‌های شفاف دارد زودتر می‌تواند شاگرد خود را بخواباند، «وین هولت» فکر کرده بود که شاید برق دگمه‌های او باعث خستگی چشم و حس باصره می‌شودو  مدیوم زودتر به خواب می‌رود، به همین دلیل خواب کردن به وسیله نگان و دست‌ها را کنار گذاشت، بلکه یک گلوله بلوری شبیه در بلوری تنگ بلور، به نام گلوله هیپنوتیک به دست مدیوم می‌داد و یا در دست خود در فاصله ۲۵ تا ۳۰ سانتی نگاه می‌داشت و به مدیوم می‌گفت که بدون پلک زدن و با چشم‌های باز و  ثابت به گلوله بلوری خیره شود و سپس با تلقینات شفاهی مدیوم را خواب می‌کرد.

به علاوه جیمز برید می‌دانست که مانیه‌تیزور دیگری به نام «برد» هنگام مانیه‌تیزم کردن، چشم‌های مدیوم را به وسیله اشیاء درخشان و براق خسته و سپس با تلقین شفاهی اشخاص را خواب می‌کرد.

در سال ۱۸۱۴ کشیشی به نام «آبه فاریا» که درباره مانیه‌تیزم مطالعات و تجربیات فراوان نموده بود اظهار داشته بود که خواب مغناطیسی جنبه ذهنی دارد، بدین معنی که آمادگی فکری و ذهنی شخص خواب شونده در به خواب رفتنش بسیار موثر است. به همین دلیل توجهی به اثر مغناطیس  چشم‌هاو دست‌های مانیه‌تیزم کننده نداشت و لذا هنگام مانیه‌تیز کردن، سوژه را روی صندلی روبه‌روی خود می‌نشاند و می‌گفت به هیچ چیز فکر نکن مگر به خوابیدن سپس مدت ده دقیقه به چشمان سوژه «خواب شونده» خیره می‌شد و بعد دست‌هایش را یک مرتبه پایین می‌آورد و می‌گفت حالا راحت بخوابید و بعد یک دست را روی پیشانی مدیوم می‌گذاشت و می‌گفت حالا خواب شما سنگین‌تر می‌شود، راحت و عمیق خواهید خوابید.

جیمز برید وسایل فیزیکی را به کرات مورد آزمایش قرار داد.

جیمز برید با توجه به روش کار دانشمندان مانیه‌تیزور گذشته، وسایل فیزیکی را به کرات مورد آزمایش قرار داد.

بدین ترتیب که شئ نورانی و یا شفاف را در فاصله ۲۵ تا ۴۵ سانتی‌متری خواب‌شونده قرار می‌داد و به سوژه می‌گفت که به طور ثابت و بدون پلک زدن به آن شئ نورانی یا شفاف نگاه کند، پس از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه که چشم‌های مدیوم خسته می‌شد به او تلقین می‌کرد که خواب‌آلود است، چشم‌هایش خسته است و هم اکنون به خواب خواهد رفت، بدین روش بیمارانو  سایرین را به خواب مصنوعی عمیقی فرو می‌برد.

جیمز برید، مدت‌ها تصور می‌کرد که عامل اصلی در هیپنوتیزم نگاه است، ولی پس از آزمایشات مکرر به نادرستی عقیده خود پی برد و متوجه شد که علت اصلی هیپنوتیزم جز تلقین شفاهی عامل «هیپنوتیزم کننده»  و جز تلقین‌پذیری «معمول» (هیپنوتیزم شونده) چیز دیگری نیست.

به این دلیل به کلی منکر مانیه‌تیسم شد و برای خواب مصنوعی کلمه «هیپنوتیزم» را به کار برد.



منبع:
http://hipnotism.ir

یکشنبه 5 شهریور 1391

تصورات ناصحیح درباره هیپنوتیزم

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

تصورات ناصحیح درباره هیپنوتیزم

 

ولی مثل همیشه که بعد از باز شدن دری به سوی مجهولات، اشخاص کنجکاو و تماشاچی و حقه‌باز و شارلاتان ، در قفای دانشمندان می‌افتند و وارد عرصه جدید می‌شوند، این دفعه نیز یک مشت مردم کنجکاو و بیکار و بی‌خیال همین‌که شنیدند، که اگر شخصی به خواب مصنوعی برود ممکن است سوالاتی از او کرد و پاسخ‌هایی شنید، تصور کردند که هر سوالی را می‌توان از او کرد، و محل دفن گنج‌های   سلیمان را از او پرسید و یا اسرار اولین و آخرین را از دهان او شنید.

مردم خیال‌پرور، تصور کردند شخصی که به خواب مصنوعی فرو می‌رود بلافاصله استعداد غیب‌گویی پیدا می‌کند و آنچه پنهان است در نظرش آشکار می گردد.

«شویرت» موسیقی‌دان معروف می‌گفت: آنهایی که  به خواب  مصنوعی می‌روند دارای غریزه جدیدی می‌شوند که ما از آن محرومیم و همان‌طور که پرندگان از روی اقیانوس‌های پهناور پرواز می‌نمایند و لانه خود را پیدا می‌کنند، و یک غریزه ذاتی که ما از آن محروم هستیم، آنان را هدایت می‌نماید شخصی هم که خواب مصنوعی فرو رفته دارای غریزه جدیدی می‌شود که هر چه از او بپرسند پاسخ می‌دهد.

خیال‌پروران، و آنهایی که در مورد مانیتیزم مبالغه می‌کردند، می‌گفتند آنهایی که به خواب مصنوعی فرو می‌روند حوادث آینده را پیشگویی می‌کنند و حجاب‌ها از پیش چشمشان برداشته می‌شود و همه جا را می‌بینند و همه چیز و حتی صدای انسان‌های اعصار قدیم را هم می‌شنوند و به طریق اولی می‌توانند امراض را تشخیص  بدهند و داروی بیماری‌ها را بیان نمایند و به زبان‌هایی که هیچ تحصیل نکرده‌اند صحبت کنند و غامض‌ترین مسایل ریاضی را حل نمایندو با چشم بسته کتاب‌ها رابخوانند و تبهکارانی را که ده و یا بیست سال قبل مرتکب قتل شده‌اند معرفی نمایند.

چون انتظار هر اعجاز را از خفتگان داشتند آنها را به جستجوی  گنج وامی‌داشتندو  به سرداب‌هایی می‌برند که تصور می‌کردند در آن گنج است و حتی خفتگان را لخت می‌نمودند و تا کمر در زمین جای می‌دادند که با زمین تماس داشته باشند و گنج را بهتر پیدا کنند و یا با چشم بسته آنها را به دکان دوافروشی می‌بردند که غریزه و استعداد خارق‌العاده آنها داروی فلان بیماری را تشخیص دهد.

تمام چیزهایی که ما امروز درخصوص عملیات روحی و ذاتی می‌شنویم از قبیل احضار ارواح، و گرداندن میز، و خواندن خط، و انتقال فکر و تحمیل اراده، و پیش‌بینی حوادث آینده و غیره،‌ناشی از همان نهضت نخستین و علاقه‌ای است که مردم به هیپنوتیسم نشان دادند و خیلی راجع به آن غلو کردند.

پیدایش شغل جدید

طولی نکشید که شغل جدیدی به نام شغل خواب کننده « هیپ نو تیزور» پیدا شد و در هر خیابان تابلویی  جلب توجه می‌کرد، که فلان شخص، به وسیله خوای مصنوعی «هیپ نوتیسم» آتیه مشتریان را پیش‌بینی خواهد کرد و این دکانداران، با انواع وسایل، از سادگی مردم استفاده می‌کردند. هنوز دو سالی از کشف «هیپنوتیسم» نگذشته بود که به وسیله «هیپنوتیسم» روح قیصر روم «ژول سزار» و حواریون حضرت مسیح را احضار می‌کردند.

یک مشت از اشخاص پرمدعی اما بی‌سواد و کم اطلاع  هم برای استفاده و یا برای این‌که انتقام عقب‌افتادگی خود را در علوم از دانشمندان بگیرند، مبلغ و پروپاکاندچی این شغل جدید شده بودند و هر روز شهرت داده می‌شد که به وسیله «هیپنوتیسم» اعجاز  جدیدی روی داده است.

این است که نباید حیرت کرد،  که چرا دانشمندان حقیقی توجهی به «هیپنوتیسم» نکردند، زیرا در قبال این همه غوغا و جنجال  طبعاً ظنین می‌ش دند و وقتی دیدند که هیاهوی عوام خیلی شد به کلی بی‌اعتنایی کردند.

همین بی‌اعتنایی دانشمندان که ناشی از مبالغه مریدان نادان هیپنوتیسم و یا حقه‌بازها و شارلاتان‌ها بود سبب گردید که در قرن نوزدهم میلادی هیپنوتیسم به کلی از نظر افتادو اکنون که قرن بیستم است هنوز «هیپنوتیسم» کفاره‌های غوغا و جنجال و هیهوی مریدان نادان و یا حقه بازانو  کلاهبردان را پس می‌دهد تا بعد از جنگ بین الملل  دوم مجدداً نظر دانشمندان و روان پزشکان بزرگ به طرف هیپنوتیزم معطوف شده است و در این مدت کوتاه گام‌های بلندی برداشته شده است ولی در ایران تاکنون جنبشی درباره  هیپنوتیزم دیده نشده است، شاید این کتاببتواند نخستین پایه‌گذار هیپنوتیزم علمی و عملی در ایران باشد، باشد که شاید دانشمندان به این علم ارزنده نظری معطوف دارند.

خلاصه مطالب تا این بخش

۱-    یکی  از شاگردان مسمر به نام «کنت ماکسیم  دو پویسکور» نظریه استاد را به طور عملی‌تری  اثبات می‌نماید.

۲-    اولین عمل مانیه‌تیزم آزمایشی و عملی در تاریخ به وسیله «پویسکور» انجام می‌شود.

۳-    عده‌ای از دانشمندان معروف جهان مانند «گوته»، «شلینگ»، «هگل»، «شوپنهاور»، «بالزاک» و برخی دیگر درباره مانیه‌تیزم طی مقالاتی اظهار نظر نموده و آن را تأیید کردند.

۴-    تصورات ناصحیح و غیرعلمی نظیر احضار روح از طریق هیپنوتیزم، پیشگویی و غیب‌گویی و نظایر آن به وسیله یک عده کلاهبردار، شارلاتان و بی‌اطلاع درباره هیپنوتیزم رایج و شایع شده بود. در نتیجه هیپنوتیزم به همان اندازه که مورد قبول عامه واقع شده بود دانشمندان و علماء واقعی نسبت به آن بدبین شده و با سوءظن به هیپنوتیزم نگاه می‌کردند، حتی امروزه هم در ایران عده‌ای از طبقه تحصیل کرده بخصوص آنهایی که تحصیلاتشان در طبقه بالاتری قرار دارد، بدون این که درباره هیپنوتیزم مطالعات صحیح علمی داشته باشند، هیپنوتیزم را در ردیف شعبه‌بازی می‌دانند. یکی از دلایل امر این است که می‌بینند از هیپنوتیزم اشخاص غیر علمی و یا شعبده‌بازها استفاده می‌نمایند.



منبع:
http://hipnotism.ir

یکشنبه 5 شهریور 1391

انجام اولین هیپنوتیزم در تاریخ

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

 

انجام اولین هیپنوتیزم در تاریخ

یک روز چند نفر از روستاییان، برای درمان بیماری‌های خود به کنت دوپویسکور مراجعه کردند و کنت مزبور که از مریدان وفادار مسمر بود چوپانی را موسوم به «ویکتور» تحت معالجه قرار داد و می‌خواست بر طبق اسلوب معالجه مرشد و مراد خود تا‌ آن‌جا که ممکن است بیشتر در او تولید بحران نماید.

ولی طولی نکشید که «پویسکور» نه فقط متحیر بلکه متوحش شد، زیرا چوپان جوان به جای این‌که در قبال پاس‌ها و تماس‌های «پویسکور» به اصطلاح عکس‌العملی نشان دهد و به لرزه بیفتد و به هیجان درآید، به خواب رفت و چون این واقعه، برخلاف رسم و معمول بود پویسکور برای این که چوپان را بیدار کند او را تکان داد، اما از خواب بیدار نشد و فریاد زد، باز از خواب بیدار نشد، و از روی وحشت و حیرت گفت برخیز … و ناگهان ویکتور از جا برخاست و در حالی که خوابیده بود به راه افتاد.

کنت فریاد زد بایست و چوپان ایستاد اما همان‌طور خواب بود …

از بروز این حادثه کنت به قدری حیرت کرد که در صدد برامد سوالاتی از چوپان در حال خواب کند و چوپان نه فقط به سوالات کنت جواب می‌داد، بلکه طوری پاسخ سوالات را ادا می‌کرد که گویی جوانی تحصیل کرده  و باسواد است.

بعد از این واقعه، کنت درصدد برآمد که آزمایش را تکرا نماید و بعد از این‌که چند مرتبه ویکتور و دیگران را به وسیله پاس‌ها و تماس‌های مانیه‌تیسم خوابانید نتایج دیگری هم گرفت.

مثلاً در عالم خواب هر دستوری که به خفتگان می‌داد اجرا می‌کردند و حتی بعد از بیداری هم دستورهای موقع خواب را اجرا می‌نمودند . به این طریق که کنت به آنها می‌گفت وقتی که بیدار شدید فلان کار را بکنید و آنان پس از بیداری، بدون این‌که از طرف «کنت دوپویسکور» تذکری داده شود همان کار را می‌کردند.

بعد از حصول این نتایج، کنت دوپویسکور مصمم شد که آزمایش‌های خود را در یک رساله بنویسد و منتشر کند و به دانشمندان بگوید که در روان‌شناسی کشف جدیدی به عمل آمده است.

کراراً اتفاق می‌افتاد که دکتر مسمر در حالی که مشغول معالجه بیماران خود بود، و به وسیله پاس‌های مانیه‌تیک می‌خواست در آنها تولید بحران نماید و هنگامی که چشم‌های خود را به چشمان آنها می‌دوخت … بیماران خمیازه می‌کشیدند و سست می‌شدند و پلک چشم‌های آنها بسته می‌شد.

مسمر، شاید بیش از صد مرتبه این اثر را دیده بود، و بیش از صد مرتبه متوجه شد که بیماران او بدون اراده به خواب می‌روند ولی چون غیر از بحران هدف و منظوری نداشت هیچ به این آثار توجه نمی‌کرد.

توجه سایر دانشمندان

«گوته» شاعر معروف آلمانی گرچه دورادور ناظراکتشاف جدید بود، اما شعرای دیگر برخلاف وی توجه خاصی به خواب مغناطیسی مبذول داشتند.

در بین فلاسفه معروف آن زمان «شلینک» و «هگل» علاقه زیاد به این کشف جدید نشان دادند و «شوپنهاور» معتقد بود که مسمریسم بزرگ‌تریندلیل برای اثبات این موضوع است که اراده بر غریزه و فطرت غلبه دارد زیرا به وسیله مسمریسم در سایه اراده می‌توان فطرت را تغییر داد.

«بالزاک» نویسنده فرانسوی از علاقه‌مندان اکتشاف جدید بود و تأسف داشت که چرا کشف جدید آن طور که باید مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

در ان طرف اقیانوس اطلس، یعنی در قاره امریکا نیز کشف جدید مرود توجه قرار گرفت و «ادگار آلن پوئه» نویسنده معروف، آثار ادبی بسیار جالب توجهی در این زمینه به وجود آورد.

 



منبع:
http://hipnotism.ir

اثبات نظر مسمر,کشف هیپنوتیزم به وسیله پویسکور

مسمر اولین کسی بود که «هیپنوتیزم» را کشف کرد ولی تا زمانی که زنده بود این کلمه را نشنید، زیرا علمی که امروز به نام هیپنوتیزم می‌شناسیم غیر از چیزی است که مسمر آن را پایه‌گذاری کرده بود. اشتفن تسوایک می‌نویسد:

«… و اگر چه او بود که برای اولین بار پرده را بالا زد … که سرنوشت را ببیند، ولی خود او چیزی ندید و نتوانست بفهمد که چه  چیزی را کشف کرده است.»

مسمر، از کنار این کشف بزرگ علمی گذشت بدون این که آن را ببیند، و سینه به سینه با آن مواجه شد،بدون این‌که آن را بشناسد و چون بر طبق یک اصل همیشگی، افتخار اختراعات و اکتشافات همواره با کسانی است که ان را تعیین و تثبیت می‌کنند، لذا این افتخار به جای این‌که نصیب دکتر مسمر شود نصیب شاگر و مرید او «کنت ماکسیم دوپویسکور» شد و تاریخ می‌گوید که «پویسکور» اولین کسی است که توانست نشان دهد که یک نفر می‌تواند در شخص دیگر اثر کند و این اثر به قدری زیاد است که سبب می‌شود تغییرات زیادی در آن شخص ظاهر گردد.

پویسکور کی بود؟

پویسکور ابتدا افسر توپخانه بود و سپس در ۱۷۸۹ به مقام سرتیپی رسید، ولی به سال ۱۷۹۲ ارتش را ترک گفت. از سال ۱۷۹۷ به مدت دو سال زندانی شد  زیرا دو برادر او از فرانسه مهاجرت کرده بودند و پویسکور به نامه‌های برادران خود جواب داده بود. پس از خروج از زندان به سمت شهردار انتخاب شد و در سال ۱۸۱۴ به توسط لوئی شانزدهم به مقام سپهبدی رسید.

در همان سال ۱۸۷۴ میلادی که مسمر با دانشمندان عضو اکادمی فرانسه ودانشکده طب مبارزه می‌کرد، پویسکور رساله‌ای به عنوان «گزارش  عملیات مانیه‌تیزم» نوشت و آن را برای «بولانزه» رییس پارلمان شهر «بردو» فرستادو در این رساله نظریات صریح وبدون ابهامی درخصوص مانی‌تیزم بیان کرد و در حالی که مسمر هنوز با مغناطیس حیوانی و اکسیر حیاتی خود دست به گریبان بود «پویسکور» به طرزی غیر منتظره دریچه جدیدی را به طرف مجهولات گشود و چیزهایی به مردم نشان داد که به خوبی می‌دیدند و هم می‌توانستند بفهمند. مطالعات پویسکور سبب گردید که کشف جدیدی به عمل آمد و معلوم شد به وسایل مصنوعی ممکن است دیگران را خوابانید و در عالم خواب چیزهایی رابه آنها تلقین نمود و در همین خواب چیزهایی را از آنها پرسید.

کشف مانیه تیزم

تصویر (کنت ماکسیم دوپویسکور) از روی تصویری که در کتابخانه فرانسه ظبط است

چرا برخی اشخاص در خواب راه می‌روند.

مدت چندین قرن بود که علما می خواستند بفهمند چطور می‌شود که بعضی از اشخاص در حالی که خوابیده‌اند از جا بر می‌خیزند و راه می‌روند، و بدون  این‌که چشم بگشایند از پلکان و یا نردبان سعود می‌نمایند و خود را به بام خانه می‌رسانند و از جاهایی که شخص در حال بیداری جرأت ندارد عبور کند  عبور می‌کنند و باز در حالی که هم‌چنان چشمشان بسته است به خوابگاه خود برمی‌گردند و استراحت می‌کنند و روز دیگر که از خواب بر می‌خیزند هیچ به یاد ندارند که شب پیش، چه بر آنها گذشته است.

علماو دانشمندان از هزار سال و بلکه دو هزار سال به این طرف این اشخاص را می‌دیدند و نمی‌دانستند برای حال  و وضع عجیب آنها توضیحی پیدا کنند.

دانشمندان نمی‌توانستند این اشخاص را دیوان هبخوانند، برای این‌که در حال عادی هوشیار هستند، و کارهای خود را با دقت و بدون حواس‌پرتی انجام می‌دهند و نیز نمی‌توانستند این اشخاص را جزو مردم عادی بدانند زیرا کسی که در عالم خوای از جا بر می‌خیزد و با چشم بسته، به راه می‌افتد و از جاهایی عبور می‌کند که در عالم بیداری محال است انسان جرأت عبور از آن نقاط را داشته باشد، قطعاً یک فرد عادی نیست.

اما متحیر بودند، کیست که در عالم خواب راهنمای این اشخاص می‌باشد؟ … کدام حس و شعور و نیروی ذاتی است که در حال خواب مانع از این می شود که آنها به زمین بیفتند و هنگامی که از کنار یک پرتگاه عبور می‌نمایند نمی‌گذارد سرنگون شوند؟

  دانشمندان در برابر این وضع غیرعادی حیران بودند و علت آن را نمی‌دانستند و چون اعتراف به جهل خوب نبود آن را منسوب به بوالهوسی طبیعت می‌کردند و می‌گفتند گاهی طبیعت این‌گونه اشخاص غیرعادی را به وجود می‌آورد تا به جهانیان ثابت کند، علاوه بر قوانین مسلم و منظم چیزهایی هست که مردم از آن بی‌اطلاع هستند و نباید زیاد به معلومات و تجربیات خود مغرور باشند.

ولی ناگهان یکی از شاگردهای مسمر ملعون «!» که حتی دیپلمه دانشکده طب نبوده، پرده از روی این راز روحی و ذاتی برداشت و گفت این حال برخلاف آنچه علمای قدیم و جدید استنباط کرده‌اند استثنایی نیست و نباید مثل گوساله دوسر، و یا گوسفند سه پا آن را از اشتباهات طبیعت و یا وقایع استثنایی دانست.

بلکه یک حال عادی است که می‌توان به قوانین آن پی برد و ممکن است این عمل  را تکرار کرد  و در حال بیداری با وسایل مخصوصی هر یک از افراد بشر را خوابانید که آنها در عالم خواب بدون اراده اعمالی را انجام دهند و حرکاتی بنماید که قصد و نیت شخصی، به هیچ وجه در آن تأثیر ندارد. کنت «پویسکور» از کسانی بود که از روز اول به مسمر علاقه‌مند شد و بر طبق اسلوب تداوی او در کاخ بزرگ خود واقع در ولایت «بوزانسی» بیماران را مجاناً معالجه می‌کرد اما بیماران او برخلاف بیماران مسمر اعیان اشراف نبودند که اعصاب ظریف و سریع‌التأثیر داشته باشند، بلکه سربازان محلی و روستاییان و شبانان، بیماران «پویسکور» را تشکیل می‌دادند و به طور کلی کسانی بودند که برخلاف شهری‌ها اختلال عصبی کمتر در آنها مشاهده می‌شود.



منبع:
http://hipnotism.ir

مسمر به سوئیس رفت

بنابراین مسمر تصمیم گرفت که به کشور سوئیس که در گذشته و امروز پناهگاه طبقهمنورالفکر اروپا بوده و می‌باشد برود و بقیه عمر را در آن دنیای پرآشوب، در سوئیس  بگذراند.

مسمر در یکی از قصبات ایالت «فروآنفلد» واقع در سوئیس خانه‌ای تهیه کرد  و به وسیله طبابت، درصدد تحصیل و معاش خود برآمد، مدت بیست سال، دکتر مسمر در ان قصبه با گمنامی زندگی کردو کسی ندانست که این پزشک بلند قامت که موهای سفید دارد، همان «فرانسوا آنتوان مسمر» است پادشاهان وجود او را عزیز می‌شمردند و بزرگ‌ترین نجبای اروپا فخر می‌کردند که یم شب او را به خانه خود دعوت کنند، و آکادمی‌ها و دانشکده‌ها علیه او قیام می‌کردند و به  قدری راجع به نظریه و کشف او کتاب و رساله نوشتند که درخصوص هیچ یک از معاصرین وین حتی «ولترو روسو» هم این‌قدر کتاب و رساله نوشته نشد.

در آن قصبه کوهستانی ایالت «فروآنفلد» کسی مسمر را نمی‌شناخت و به سوابق او آشنا نبود و کارکنان پستخانه هم که معمولاً مردم را  خوب می‌شناسند متوجه نبودند که این پزشک روستایی همان مسمر است که نام او در قاره اروپا و امریکا مشهور خاص و عام شده بود.

بهترین سنگ محک، برای شناسایی روحیه و صفات انسان، نیک‌بختی و بدبختی است.

مسمر که در دوره‌ی سعادت و ثروت خود همواره خوش مشرب و بدون ادعا و متواضع بود و در دوره‌ی گمنامی نیز هیچ وقت متانت و ارامش را از دست نداد،

و هرگز درصدد بر نیامد ک هبه وسیله تظاهر و تبلیغ نظر و توجه مردم را به طرف خود جلب کند.

وقتی در پایان عمر، چند نفر از دوستان از او خواهش کردمد که به پاریس مسافرت کند و بیمارستان خود را بگشاید و شروع به معالجه بیمارانو  تعلیم شاگران کند … مسمر از قبول خواهش انان امتناع کرد زیرا از مبارزه خسته شده و شاید  به گوشه‌نشینی معتاد گردیده بود.

مسمر در جواب تقاضای دوستان گفت:

« اگر من نتوانسته باشم مردم را آگاه نمایم که برای مصالح خودشان از نظریه من استفاده کنند، اقلاً این‌قدر رضایت خاطر دارم که وظیفه خود را انجام داده‌ام.»

اما مسمر، در همان گوشه انزوای خویش، به مطالعه و تحقیق ادامه می‌داد و بدون این‌که مایل باشد که اطرافیان به سوی او توجهی کنند از کار و مطالعه فارغ نبود.

شاید پیش‌بینی می‌کرد که  نظریهو  کشف  علمی او باید بعد از مرگش توسعه پیدا کند و تا وقتی که او فوت نکند،  نظریه و اکتشاف او زنده به معنای واقعی خود نخواهد شد.

ولی اگر پیروزی‌های ظاهری، و افتخارات دنیوی مثل روشنایی شمعی که خاموش شود، از بین می‌رود در عوض  یک فکر و نظریه، مشروط بر این‌که برجسته باشد از بین نخواهد رفت.

 همین‌که بذر یک فکر و نظریه برجسته افشانده شد می‌تواند مدت مدیدی با شرایط نامساعد دوام بیاورد و فصل زمستان را بگذراند، که سپس ناگهان جوانه بزند و  رشد و نمو نماید.

انقلاب فرانسه و در دنباله آن جنگ‌های ناپلئون، موجب ورشکستگی مسمر شد و بیمارستان او تعطیل گردید … و اکثر دوستان و مریدان وی زیر گیوتین جان سپردند و یا متفرق شدند گویی … که بذر نظریه و کشف علمی  مسمر در زیر سم ستوران ارتش ناپلئون و سایر سپاهیان اروپا به کلی از بین رفت.

ولی با وجود جنگ‌های متوالی و انقلاب‌ها و تغییرات و تحولات بزرگ … بدون این‌که خود مسمر بداند و متوجه باشد … نظریه و کشف علمی او پنهانی به رشد و نمو خود ادامه می‌داد و چند نفر از دانشمندان، بدون تظاهر و هیاهو و جنجال روی نظریه و کشف علمی او کار می‌کردند.

زیرا یکی از خواص جنگ این است، که افراد حساس را وادار می‌کند، که برای فرار از فجایع جنگ، و یا برای یافتن چیزی که آنها را در قبال آن فجایع  تسکین بدهد، به معنویات زیادتر توجه می‌نمایند.

«ارشمیدس» که در بحبوجه جنگ و هنگامی که سربازان به خانه او هجوم آورده بودند مشغول ترسیم صور هندسی بود از این قبیل است … و هم‌چنین انشتین که در بهبوحه جنگ بین‌المللی اصول نظریه خود را کشف و اعلام  کرد، از این قبیل می‌باشد.

در آن موقع که سربازان ناپلئون، کشورهای اروپا را تسخیر می‌کردند، و هر سال نقشه اروپا از لحاظ سیاسی و سرحدی تغییر  می‌کرد. و هر دو سال یک مرتبه ده پادشاه از بین می‌رفتند و یا سلاطین جدیدی روی تخت سلطنت می‌نشستند …  یک عده از علما و پزشکان، در  ولایات دور دست و تقریباً به طور مخفیانه روی کشف جدید مسمر مطالعه می‌کردند.

بعضی از علما و پزشکان در فرانسه و برخی در انگلستان و آلمان و اتریش بودند، و غالباً همکاران خود را نمی‌شناختند و اصلاً نمی‌دانستند که مسمر در کجاست و چه می‌کند؟

کم‌کم دایره مطالعات آنها وسعت گرفت و به پایتخت‌های اروپا سرایت کرد و در شهر برلن «هوفلاند» که یکی از اطبای معروف و پزک پادشاه پروس بود، جداً به این موضوع علاقه‌مند شد و از شاه درخواست کرد که امر فرمایند تا یک دسته از علما با دقت «مسمریسم» را تحت مطالعه و تحقیق قرار دهند.

خوانندگان به خاطر دارند که مسمر برای اولین مرتبه در سال ۱۷۷۵ میلادی از اکادمی برلن درخواست کرد که نظریه او را مرود تحقیق قرار دهد و نیز می‌دانند که نتیجه این درخواست چه شد.

وقتی که دوباره … در سال ۱۸۱۲ میلادی تقریباً چهل سال بعد از آن تاریخ آکادمی برلن، برحسب امر ملوکانه درصدد تحقیق برآمد، مسمر طوری فراموش و گمنام شده بود که مردم وقتی که نام مسمریسم را می‌شنیدند نمی‌دانستند که وجه تسمیه این نام چیست؟ و این کلمه دارای ریشه است؟

وقتی جلسه تحقیق منعقد شد، و یکی از اعضای مجمع پیشنهاد کرد که خوب است از خود مسمر درخواست کنند که شخصاً در جلسه حاضر شود و راجع به کشف خود توضیح دهد… تمام علما حیرت کردند و گفتند ایا مسمر هنوز زنده است؟ و اگر زنده است چرا صدایی از او شنیده نمی‌شود و بای چه خود را  نشان نمی‌دهد؟ و چرا اکنون که مسمریسم مورد توجه قرار گرفته نمی‌آید که ثمرات سعی و کوشش خود را تحصیل نماید.



منبع:
http://hipnotism.ir

پایان کار مسمر

سرنوشت زندگی مسمر وقتی به این‌جا می‌رسد تأثرآور و هم عبرت‌انگیز می‌شود زیرا مسمر که قصدی جز نیکی و نوع‌پروری نداشت و واقعاً منظورش خدمت  به خلق و هم خدمت به پیشرفت علم بود گرفتار عواقب غیرمنتظره و ناگواری شد که شاید  به هیچ وجه تصور آن را نمی‌کرد.

اشتفن تسوایک می‌نویسد: این طبیب اتریشی سخاوتمند و راستگو، در جستجوی اسلوب تداوی  جدیدی بود که مبتلایان به بیماری عصبی را به سرعت معاللجه نماید، ولی یک مشت طرفدار جاهل و مریدان خیال‌پرور، در اطراف این طرز معالجه داد وفریاد راه انداختند و مبالغه کردند و نظر به این که کاشف مانیه‌تیسم همانا مسمر بود هر عیب و افتضاحی که بر اثر کارهای جهال پیدا می‌شد، آن را به مسمر نسبت می‌دادند و او اخلاقاً مسؤول شناخته می‌شد.

مسمر هر چه از خود دفاع می‌کرد و فریاد می‌زد که نظریه و اسلوب  تداوی من این‌طور نیست، و من مسؤول حقه‌بازی و اعمال یک مشت مردم شارلاتان و یا نادان نیستم، اما «مسمریسم» که نسخه بدل نظریه مسمر شده بود نظریه اصلی را از بین برده بود.

خصومتی را که دانشمندان متعصب، و آکادمی‌های اروپا نتوانستند علیه مسمر بکنند، طرفداران جاهل مسمر کردند و به مصداق «بر زمینت می‌زند نادان دوست» این مرد بزرگ را بدنام نمودند و از آن پس تا پایان عمر و تا مدتی بعد از مرگ در شمار حقه‌بازها و شارلاتان‌ها و فالگیرها محسوب می‌شد.

مسمر مدت چند سال، در قبال تعصب جهال و حرارت مریدان نادان از خود دفاع کرد، اما اشتباهات روزانه هزارها نفر از مریدان نادان بر استدلال عاقلانه وی غلبه می‌کرد  و در میان هیاهوی مریدان جاهل و ظاهرسازی و حقه‌بازی دیگران هیچ‌کس صدای استاد را نشنید.

از آن پس نه تنها مخالفین مسمرف بلکه مریدان او هم با وی دشمن شدند، زیرا معتقد بودند که مسمر باید حقه‌بازی‌های آنها را تدیید و تسجیل نماید در صورتی که مسمر حاضر نبود این کار را بکند.

 تأثیر آغاز انقلاب کبیر فرانسه بر مسمریسم

در خلال این احوال که دوست و دشمن از مسمر روبرگردانیدند، حوادث دنیا نیز با مسمر مخالفت کرد، زیرا  انقلاب کبیر فرانسه آغاز گردید و یک‌دفعه مسمر و زحماتی که کشیده بود به بوته فراموشی سپرده شد.

بحران ناشی از انقلاب به قدری شدید بود که بحران ناشی از مانیه‌تیزم را تحت‌الشعاع قرارداد و مردم بهترین اصول مداوای فردی و اجتماعی را در استمداد از گیوتین دانستند، زیرا می‌دیدند که تیغه این دستگاه در یک لحظه آلام جسمی و روحی را از بین می‌برد.

دیگر شاهزادگان و امراء و حکام، فرصت نداشتند که در کاخ‌های بزرگ خود برای تعلیم  و تعلم مانیه‌تیزم جلسات طولانی تشکیل بدهندو  نه تنها جلسات مانیه‌تیزم تعطیل گردید، بلکه کاخ‌هایی هم که محل انتقاد این جلسات بود ویران شد.

آن دوره گذشت، که شاهزادگان و امرا، در فکر استفاده از امواج مرموز و نامریی مانیه‌تیسم بودند و پس از این‌که انقلاب شروع شد هیچ فکری نداشتند جز این‌که جان خود را از تیغه خون‌آشام گیوتین نجات دهند.

به زودی بیمارستان‌ مسمر خلوت شد و اخرین بیماران او جلای وطن کردند و یا سر را زیر تیغه  گیوتین، ت سلیم  عدالت انقلاب کردند. در همان موقع نیز  چند نفر از پزشکان خارجی به جرم مخالفت با آزادی‌خواهان فرانسه اعدام شدند.

مسمر از میدان انقلاب فرانسه فرار می‌کند.

 این موضع مسمر را سخت به فکر انداخت، و دانست در چنین موقع رشته‌هایی که سر را به پیکر یک نفر خارجی وصل می‌نماید خیلی سست و ضعیف است و عاقل آن کسی است که گلیم خود را در آب بیرون کشد و فرار کند و  یا گلیم را در آب بگذارد و جان به سلامت بدر برد.

این بود که در سال ۱۷۹۲ میلادی، مسمر که به کلی ورشکسته شده بود، پاریس و انقلابیون آن را به حال خود گذاشت و از آن شهر خارج شد.

در این موقع پنجاه و هفت سال از عمر مسمر می‌گذشت و جریان حوادث، ناگهان او را بی‌بضاعت و بدبخت کرده بود. دیگر کسی پیدا نمی‌شد که متاع مسمر را خریداری کند، و برخلاف گذشته، هیچ‌کس  برای این پزشک اتریشی قایل به نبوغ و احترام مخصوص نبود و بدتر این‌که نمی‌دانست  که به کجا برود و ایام آخر عمر را در کجا بگذراند، بالاخره تصمیم گرفت که شهر وین را برای سکونت اختیار نماید. مدت پانزده سال از تاریخی که مسمر در وین زندگی می‌کرد گذشته و دشمنان سابق او عموماً مرده و یات متفرق شده بودند و مسمر فکر می‌کرد که اکنون ممنک است به وین مراجعت و در خانه شخصی، بدون سروصدا زندگی کند، غافل از این‌که اگر دشمنان خصوصی او، که پزشکان و دانشمندان باشند از بین رفته‌اند، در عوض پلیس امپراتوری اتریش باقی است.

بازگشت مسمر به زادگاه خود «وین»

روز چهاردهم سپتامبر سال ۱۷۹۳ مسمر وارد وین شد  و مصمم گردید که در خانه شخصی خود که پانزده سال قبل آن را ترک نموده بود سکونت کند، اما بلافاصله یکی از افسران اداره پلیس به خانه مسمر آمد و درخصوص محل اقامت سابق از او توضیح خواست و پس از بررسی سوابق سیاسی او پلیس با اقامت مسمر در شهر وین موافقت نمود و از آن پس پزشک اتریشی دانست که می‌تواند در پایتخت اتریش زندگی کند و مسمر چون کاخ خود را برای سکنای خویش بزرگ دید، نصف آن را به شاهزاده خانمی موسوم به «پرنس گوانزاگا» اجاره داد. چند روز بعد از این‌که شاهزاده خانم «گوانزاگا» در ان خانه سکونت اختیار کرد، مسمر لازم دانست که برای  رعایت نزاکت با مستأجر خود ملاقات کند و نظر به این‌که مسمر از فرانسه آمده بود طبعاً راجع به انقلاب فرانسه و اوضاع آن کشور صحبت شد و شاهزاده خانم انقلابیون فرانسه را یک مشت مردم رذل و غارت‌گر نامید.

اما مسمر، که بالاخره مرد چیز فهمی بود و می‌دانست که آزادی‌خواهان فرانسه  زذل نیستند، بلکه می خواهند خود را  از قید استبداد نجات دهند در صدد رفع اشتباه شاهزاده خانم برآمد و گفت این‌طور نیست و این اشخاص زذل و غارتگر نمی‌باشند، بلکه برای مقدس‌ترین حقوق حیاتی خودشان که حق آزادی  باشد مبارزه می‌کنند.

این حرف طوری موجب حیرت شاهزاده خانم مستبد اتریشی شد که دیگر چیزی نگفت و همین‌که مسمر خارج شد، دوان دوان نزد برادر خود که در سازمان دولت مقامی داشت رفت و موضوع را علنی کرد و گفت چه نشسته‌اید که در مرکز شهر وین یک نفر «ژاکوبن» یعنی انقلابی دو آتیشه فرانسه، سکنی گزیده و  عن‌قریب است که تاج و تخت امپراتوری اتریش بر باد برود.

برادر موصوف شبانه نزد وزیر پلیس رفت و وزیر پلیس فردا اول وقت موضوع را به عرض امپراتور رسانید، امپراتور اتریش بلافاصله دستور داد کمیسیون تحقیقی تشکیل شود و از مسمر توضیح بخواهند.

توقیف مسمر در انقلاب کبیر فرانسه

 مسمر را روز هیجدهم نوامبر توقیف کردند و استنطاق شروع شد اما مسمر به تمام سوالات پاسخ منفی داد و اظهارات خود را به شاهزاده خانم «گونزاگا» منکر شد و پلیس ناچار گردید راپرتی به این مضمون بخ حضور ملوکانه تقدیم نماید.

«ضمن تحقیقاتی که از آقای مسمر به عمل آمد، وی حاضر نشد اظهارات آشوب‌طلبی خود را تصدیق کند و جداً می‌گفت که چنین اظهاراتی نکرده است و به طور کلی نمی‌توان به وسیله هیچ یک از موازین قانون او را در توقیف نگاه داشت لذا عقیده  چاکر این است که امر فرمایید که او را آزاد کنند، منتها از او قول بگیرند که دیگر از این اظهارات نکند.»

اعلیحضرت فرانسوا امپراتور اتریش بعد از این‌که راپرت را خواند امر فرمود دکتر مسمر را آزاد کنند و چون خود او گفته است که می‌خواهد به موطن اصلی خود برود و در آنجا سکونت اختیار کند لذا توجه نمایند که هز چه زودتر از این‌جا عزیمت کند و تا وقتی هم که در این‌جا هست گرد اعمالی که مخالف امنیت و انتظامات می‌باشد نگردد. معلوم نیست که آیا دکتر مسمر، همان‌طور که امپراتور می گفت می‌خواست که به موطن اصلی خود برود یا نه، ولی در هر حال صدور این امر پلیس وین را نگران کرد و طبعاً این‌طور استنباط نمود که امپراتور اتریش  میل دارد که مسمر را از اتریش اخراج کنند. به علاوه، توقیف دکتر مسمر هم در «وین» بدون انعکاس نبود و دوستان و مریدان او علناً وزیر پلیس را مورد نکوهش قرار می‌دادند که چرا یک دانشمند بی‌آزار را که جز مطالعات علمی منظوری ندارد به زندان می‌اندازند.

این بود که وقتی اداره شهربانی دکتر مسمر را آزاد کرد، قطع نظر از لزوم اجرای حکم  امپراتور بیمناک بود که مبادا دکتر مسمر شروع به اعتراض کند و شکایت نماید که چرا  بدون گناه او را توقیف کرده‌اند.

لذا با عجله و به طرزی پنهانی وسایل اخراج دکتر مسمر را از اتریش فراهم نمودند و اداره پلیس طوری در پنهان نگاه داشتن این تبعید مهارت به خرج داد که تقریباً  بعد از یک قرن و نیم، ما نمی‌دانیم که چگونه مسمر را از اتریش تبعید نمودند.

ولی اطلاع داریم که اخراج او از اتریش یک مرتبه دیگر علمای رشمی را قرین رضایت کرد، خلاصه آن‌که مطمئن شدند که این‌مرتبه برای همیشه از شر دکتر مسمر خلاص گردیده‌اند.

بیچاره مسمر این مرتبه دیگر نمی‌دانست که کجا برود؟

مسمر درانقلاب فرانسه دارایی خود را از دست داده بود و هیچ چیز نداشت و اگر بعد از اخراج از اتریش می خواست به موطن اصلی خود «کنستانس» برود می‌دانست که  در آنجا ن یز پلیس امپراتوری اتریس دست از او بر نخواهد داشت و همواره جاسوس او خواهد بود و طبعاً به فرانسه نیز نمی‌توانست برود زیرا ممکن بود به قتل برسد.

از آن بدتر، جنگ بزرگی در اروپا آغاز گردیده بود و ملل مختلف به جان یکدیگر افتاده بودند و به عنوان طرفداری از آزادی و دموکراسی و یا اصول گذشته، و معناً برای مقاصد ارضی و مادی، خون هم را می‌ریختند.

ادامه دارد. . .

مسمر، که قدم به مرحله کهولت گذاشته بود چیزی نمی‌خاوست جز این‌که محل سکونت آسوده و بدون صدایی داشته باشد و یک لقمه نان هم به او برسد، و بتواند به مطالعات خود ادامه دهد و مردم را بهتر و بیشتر به ماهیت کشف بزرگی که کرده بود آشنا کند.



منبع:
http://hipnotism.ir

مخالفین و موافقین مانیه‌تیسم بعد از صدور نظریه آکادمی فرانسه

به محض این‌که گزارش مجمع علمی و تحقیقی فرانسه منتشر شد فریاد شادمانی از حلقوم مخالفین مسمر  برخاست، زیرا احساس کردند که دیگر از شر مانیه‌تیسم خلاص شده‌اند، در روزنامه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها گراورهایی چاپ و فروخته می‌شد که رب‌النوع علم را ظاهر می‌ساخت و  نمایش می‌داد که چگونه بر حقه‌بازها و شارلاتان‌ها غلبه کرده است ، و گاهی مسمر را به شکل اژدهای هفت سر نشان می‌دادند. (شکل ۱۳)

در این گراورها رب النوع علم را مثل یک فرشته زیبا کشیده بودند که دایره و گردونه‌ای از نرو اطراف سرش را گرفته و مقابلش مسمر و شاگردانش که به شکل درازگوش بودند فرار اختیار می‌کردند.

و یا رب‌النوع علم را به شکل رب الارباب در می‌اوردند که با ساعقه، تالار معالجه مسمر و «باکه» او را درهم کشته و سوزانیده و خود مسمر که به شکل شیطان بود فرار اختیار می‌نماید.

 اطفال در کوچه‌ها تصنیف جدیدی می‌خواندند که مضمونش از این قرار بود: «مانیه‌تیسم جلوه خود را از دست داد و از طرف اکادمی، محکوم به بطلان گردید. بعد از این‌ اگر کسی به مانیه‌تیزم عقیده داشته باشد از درازگوش ابله‌تر است.»

بعد از این‌که گزارش مجمع علمی  به توشیح ملوکانه رسید تا چند هفته تصور می‌شد که مسمر همان‌طور که از وین پایتخت اتریش فرار کرد ناچار خواهد شد که از پاریس نیز فرار کند.

اما همین‌که این گزارش به امضای لوئی شانزدهم پادشاه فرانسه رسید سال ۱۷۸۴  میلادی و زمانی بود که فرانسویان بیش از چند سالی به انقلاب  کبیر فرانسه نداشتند و گرچه هنوز انقلاب شروع نشده بود، اما از مدتی به این‌طرف مغز مردم برای انقلاب آماده می گردید و به همین جهت به فرمان و امضای ملوکانه اهمیتی نمی‌دادند.

اگر این گزارش که از طرف مجمع علمی و تحقیقی تهیه شده بود، یک قرن قبل از آن دوره تهیه می‌شد و به امضای لوئی چهاردهم پادشاه فرانسه و معروف به «آفتاب» می‌رسید هیچ‌کس جرأت نداشت که از آن سرپیچی  نماید، اما لوئی شانزدهم  با لوئی چهاردهم فرق داشت و در این موقع مردم برای فرمان شاه احترام قایل نبودند، و به همین جهت طولی نکشید که عده زیادی از طرفداران مسمر که جزو طبقات مختلف بودند به حمایت او برخاستندو  مبارزه بزرگی را بر له استاد و مراد خود آغاز نمودند، و رساله‌ها و مقالات بسیار در جراید و مجلات مختلف نوشتند و گرچه تمام این مقالات و رسایل عمیق و وزین و موثر نبود اما بعضی از آنها از روی بصیرت نوشته می‌شد، در طبقه منورالفکر بسیار تأثیر می‌کرد.

دکتر مسمر

دفاع رییس دانشکده لیون

«پرتفوا» رییس دانشکده جراحی لیون که از جراحان بزرگ فرانسه بود ضمن مقاله مفصلی نوشت:

گرچه با اسلوب تداوی مسمر خیلی مخالفت می‌کنند، اما این نکته  مسلم است که او برای معالجه امراض عصبی وسیله موثری پیدا کرده است در صورتی که ما تاکنون برای معالجه این امراض هیچ وسایلی نداشتیم.

آکادمی مانیه تیسم

پزشکان ما می خواهند امراض عصبی را با آب سرد و گرم و داروهای محرک و مسکن معالجه کنند، در صورتیک ه این داروها به هیچ‌وجه موثر نمی‌شود، اما اسلوب تداوی مسمر گاهی صددرصد نتیجه می‌بخشد.

دفاع یکی از وکلای پاریس

یکی از وکلای مدافع پاریس درباره مسمر این‌طور می‌نویسد: «دانشمندانی که مأمور تحقیق در نظریه و کشف جدید مسمر شده اند ایراد می گیرند که مسمر از اساس و علت  کشف خود بدون اطلاع است، ولی توجه به این نکته لازم می‌باشد که ما هنوز نتوانسته‌ایم به علت اصلی و غایی هیچ چیز در این جهان پی ببریم، ما به چشم خود مشاهده می کنیم که مسمر، برای  اولین مرتبه به طرزی محسوس ثابت کرد که وجود یک انسان برای معالجه بیماری در وجود هم‌نوع او موثر است و این اکتشاف، کشف بزرگی است که ممکن است در آینده آثار خیلی زیاد داشته باشد.

به عقیده من این افتخار برای مسمر باقی خواهد ماند که او کاشف این حقیق می‌باشد و مخالفت هیچ کمیسیون تحقیق و هیچ دولتی نمی‌تواند این افتخار را از او سلب کند.»

موافقت یکی از اعضا آکادمی با مانیه‌تیسم

 در کشاکش این جریان، اتفاق غیرمنتظره و ناگواری (ناگوار برای اکادمی) روی داد و در ود اکادمی فرانسه یکی از اعضا با گزارش مجمع  و کمیسیون تحقیق موافقت نداشت و  این شخص «ژوسیو» گیاه شناس  معروف بود.

«ژوسیو» که حسب‌الامر شاه، مانیه‌تیسم را مثل سایر اعضای کمیسیون مورد بررسی قرار داده بود برخلاف آنان دقت زیادتری نمود و به موضوعی برخورد که دیگران بر نخوردند، این مرد گیاه شناس که در تمام عمر، با دقت هرچه تمام‌تر، گل ها و جوانه‌ها و ریشه‌های نباتات را مرود بررسی قرار می‌داد و عادت کرده بود که همواره عمیق باشد،احساس کرد که علت مانیه‌تیسم هر چه می‌خواهد باشد، این نکته مسلم است که بالاخره نیروی مخصوصی وجود دارد که در بیماران موثر واقع می‌شود و آنها را معالجه می‌کند.

گرچه «ژوسیو» نظیر همکاران خود نمی‌توانست این نیرو را ببیند و  یا لمس کند اما منطق قضایا به او ثابت کرد که بین مسمر و بیماران او چیزی … قوه‌ای … عاملی … هست که از مسمر  سرچشمه می‌گیرد و به بیماران منتقل می‌شودو  موجب درمان بیماری آنها می‌گردد.

«ژوسیو» نمی‌توانست ماهیت این عامل را تعیین نماید که چیست و آیا نیروی مغناطیسی و یا روحی و  یا الکتریکی و یا چیز دیگری است؟ اما می گفت بالاخره نیرویی وجود دارد که از مسمر به بیماران منتقل می‌شود و ظیفه دانشمندان این بود به جای این‌که مطلقاً منکر این نیرو گردند و بگویند که جز فکر و خیال چیز دیگری نیست وجود‌ان را قبول نمایند که راه برای مطالعه در آینده باز باشد.

اظهار این نظریه از طرف مردی مثل ژوسیو برای مسمر خیلی  ارزش داشت  و خیلی به او قوت قلب داد به طوری که عیناً به رأی مجمع تحقییق اعتراض کرد، و این مرتبه به پار لمان مراجعه کرد و گفت کمیسیون تحقیق در ضمن بررسی مانیه‌تیزم، از من به هیچ‌وجه سوالات و  تحقیقاتی ننمود، در صورتی که می‌بایست از من  تحقیق کرده باشد و بنابراین تقاضا می‌کنم که کمیسیون دیگری برای تحقیق این موضوع تشکیل گردد.

اما آکادمی فرانسه چون رأی خود را صادر کرده بود، تصور می‌کرد که وظیفه خود را انجام داده و این مشکل را از پیش پا برداشته است لذا این بحث را زاید دانست و در قبال تقاضای مسمر سکوت نمود.

شبیه اتفاق بالا برای نگارنده پیش آمد قرار شده بود از نگارنده آزمایشاتی درباره عملیات هیپنوتیزم در یکیاز بیمارستان‌های معظم به عمل آید، کمیسیونی که از من آزمایش می کرد، شامل دکتر سپهبد  و یک دکتر  سرلشکر و در حدود بیست نفر از روسای بیمارستان‌های پایتخت بودند و ریاست کمیسیون به عهده همان دکتر سپهبد بود. این آزمایشات در حدود دو ماه  به طول انجامید. در ابتدا عده‌ای معرفی می‌شدند و من از میان آن عده کسانی را که درجات تأثرپذیری بیشتری داشتند انتخاب و هیپنوتیزم می‌کردم که تمام مراحل و آزمایشات بسیار عالی  و اعجازانگیز و رضایت‌بخش طی می‌شد . رییس کمیسیون اجازه تعریف وت شریح و صحبت نداد حتی یک  کلام حاضر نبودند به شکل تئوری و حرف از من  بشنوند، شاید تا حدودی حق داشتند ولی نه زیاد، زیرا معتقد بودند که حرف به درد نمی‌خورد، حرف زیاد شنیده‌اند و احتیاج به مشاهده و عمل دارند. جریان این واقعه در آینده به طور کامل و مفصل در کتاب جداگانه بیان خواهد شد.

بالاخره  در جلسات آخر شخصی را که از داروخانه‌ای مقداری دارو سرقت کرده بود در اختیار من  گذاشتند که هیپنوتیزم نمایم.  این سرباز نه تلقین پذیر بود و نه موافق بود که هیپنوتیزم شودف نتیجه معلوم بود که هیپنوتیزم نخواهد شد. وقتی گفتم که برخی اشخاص هستند که برخلاف میل خود هیپنوتیزم نمی‌شوند، اصرار کردند که آزمایش نمایم، آزمایش مقدماتی انجام شد و من گفتم که این شخص هیپنوتیزم نمی‌شود و یا لااقل در جلسه اول هیپنوتیزم نمی‌شود، ولی رییس کمیسیون گفت «حالا شما ایشان را هیپنوتیزم کن شاید بشود». وقتی شروع به صحبت کردم، ایشان گفتند قرار بود راجع به هیپنوتیزم سخنرانی نشود.

اعضای این کمیسیون تصور می‌کردند که هیپنوتیزم همان مانیه‌تیزم است و فکر می‌کردند در چشم‌ها و دست‌های هیپنوتیزم کننده نیرویی شبیه مغناطیس  وجود دارد که می‌تواند در همه موثر شود، زیرا اظهارنظر نهایی کمیسیون این بود که نیروی هیپنوتیزم من ضعیف است، در حالی که نظریه نیروی هیپنوتیزم در حال حاضر نظریه ۲۰۰ سال قبل بوده، کهنه و مردود است، متأسف بودم که من مورد آزمایش پزشکانی قرار می‌گرفتم که درر حرفه خود البته استاد بودند ولی راجع به ه یپنوتیزم نه مطالعاتی داشتند، نه تخصصی، پس این کمیسیون ضلاحیت آزمایش مرا نداشتند درست مانند عده‌ای آهنگر استاد بودند که می‌خواستند مثلاً از یک نفر دیگر آزمایش نجاری نمایند معلوم است که همان‌طور که اهنگر صلاحیت آزمایش از نجار را ندارد آن عده از پزشکان محترم و دانشمند هم صلاحیت آزمایش از من را نداشتند، مگر این‌که لااقل  عده‌ای روان‌پزشک و روانکاو باشند.

عقیده‌ی من درباره‌ی نظریه‌ی آکادمی علمی فرانسه

نظریه کمیسیون تحقیق علمی فرانسه درباره «نبود» سیاله‌ی مانیه‌تیزم صحیح بود، ولی اشتباه این کمیسیون این بود که نخواستند علت دیگر هیپنوتیزم شدن بیماران را بررسی و تحقیق نمایند. در حال حاضر درباره علت هیپنوتیزم شدن عقاید متعدد و بسیاری وجود دارد که تعدادی از آنها را در مبحث «ماهیت هیپنوتیزم» بیان خواهم کرد

خلاصه این مبحث

۱-    بعد از انتشار گزارش مجمع علمی و تحقیق فرانسه درباره نبود مانیه‌تیزم مخالفین مسمر زیادتر شدند، به همان نسبت نیز عده‌ای از طبقات مختلف به حمایت مسمر برخاستند.

۲-    رییس دانشکده جراحی لیون به نام «برنفوا» که از جراحان بزرگ فرانسه بود ضمن مقاله مفصلی از مسمر حمایت کرد.

۳-    یکی از وکلای مدافع پاریس از مسمر حمایت کرده و می‌گوید: «… مخالفت هیچ کمیسیون تحقیق و هیچ دولتی نمی‌تواند این افتخار را از او سلب کند…»

۴-    یکی از اعضاء آکادمی فرانسه به نام «ژوسیو» گیاه‌شناس معروف این‌طور از مسمر دفاع می‌کند: «اگر چه ما نمی‌توانیم با چشم قدرت مانیه‌تیزم را ببینیم، ولی بالاخره نیرویی وچود دارد که از مسمر به بیماران منتقل می‌شود …»



منبع:
http://hipnotism.ir

پنجشنبه 2 شهریور 1391

دکتر فلمینگ، کاشف پنی‌سیلین

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

دکتر فلمینگ، کاشف پنی‌سیلین

* دکتر فلمینگ را همه مسخره می‌کردند، هیچ‌کس ادعای او را باور نداشت.

* دکتر فلمینگ ۱۴ سال تمام با دنیای علم جنگید تا توانست  ثابت کند داروی اکتشافی او میکروب‌های عفونی را نابود می‌کند.

* کدتز فلمینگ می دید که پنی‌سیلین او چطور میکروب ها را از بین می‌برد، ولی کسی ادعای او را باور نمی‌کرد.

دکتر مترلینگ

دکتر فلمینگ در همین آزمایشگاه بر پنی سلین دست یافت

شب ششم اوت ۱۹۴۲ بود، پزشکان بیمارستان «سن‌مری» لندن، باقیانه‌های ناراحت و با هیجان زیاد، در انتظار نتیجه آزمایشی بودند که در حضور آنها انجام می‌شد هیچ یک از انها حتی نزد خود تصور هم نمی‌کر که این آزمایش با موفقیت توأم باشد و در ردیف یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های تاریخ علمی جهان بشمار آید.

آنها در حالی که سرهای خود را از روی  یأس تکان می‌دادند، می دیدند که چگونه دکتر الکساندر فلمینگ،۶۱ساله، آزمایش بزرگ زندگی خود را شروع کرد، دکتر فلمینگ بی درنگ خود را با ۱۵۰۰۰ واحد از داروی ناشناسی که نام آن را پنی‌سیلین گذاشته بود پرساخت و این دارو را به یک بیمار ۵۲ ساله که در حال مرگ بود تزریق کرد. بیماری این مرد ۵۲ ساله نوعی عفونت بود که در آن موقع هیچ دارویی علیه آن وجود نداشت و پزشکان می‌بایستی ناظر مرگ میلیون‌ها نفر باشند که مخصوصاً در آن اوقات و در زمان جنگ، دچار عفونت می‌شدند و پس از تب‌های شدید بالاخره هم می‌مردند.

تزریقدکتر فلمینگ معجزه خود را کرد، چند روز بعد خبر معالجه مانند بمب در روزنامه‌های لندن ترکید و ان را با تیترهای درشت و برجسته  منتشر کردند و مقالات مفصلی اطراف کشف مهم و تکان‌دهنده فلمینگ نوشتند. و بالاخره همه پزشکان مخالف فلمینگ در مقابل او سر تعظیم فرود آوردند.

۱۴ سال مخالفت

در آن هنگام که دنیا از او تجلیل و سپاسگزاری می‌کرد، دکتر فلمینگ می‌گفت:

اگر در چهارده سال قبل یعنی در سال ۱۹۲۸ حتی یک پزشک معروف از کشف من حمایت می کرد، و اگر پزشکان با من به مخالفت برنخاسته و مرا مسخره و سرزنش نمی‌کردن و اگر لااقل آنها چوب لای چرخ کارهای من نمی گذاشتند و مرا از تحقیقات خود باز نمی‌داشتند، اکنون چهارده سال بود که پنی‌سیلین کشف شده بود ومیلیون‌ها نفر بر اثر عفونت در این چهارده سال جان نمی‌سپردند و به جرأت می توانم بگویم که مسؤول تلف شدن این  میلوین‌ها نیز افرادی هستند که به عوض حمایت از من با من مبارزه می‌کردند.

دکتر فلمینگ در اظهارات خود مرتب به گفته‌های «پاستور» دانشمند معروف  فرانسوی اشاره می‌کرد، که وقتی  با مخافت همکاران خود روبه‌رو شده بود اظهار داشته بود: «جهان علم، گورستان افکارو ایده‌های تازه است و دانشمندان غالباً افکار و  کشف‌های تازه را گرفته و در نطفه خفه می‌‌کنندو  کاشفینی در کار  خود موفق می‌شوند، که با دنیای علم به مبارزه برخیزند.»

یکی از علل مخالفت با دکتر فلمینگ این بود که او به قول پزشکان خارج از گود بود، با معالجه بیماران کاری نداشت . دکتر  در میکروب‌شناسی بود که همه عمرش را در آزمایشگاه گذرانده است من اجباراً داستان کشف پرماجرای دکتر فلمینگ را در این‌جا خاتمه می‌دهم

صد سال گذشت

کمی از داستان دکتر مسمر دور افتادیم. حالا دوباره سر مطلب بر می‌گردیم.

مدت یکصد سال این بی‌اعتنایی طول کشید تا بالاخره در سال ۱۸۸۲ میلادی دانشمند دیگری به نام «شارکو» از اعضاء اکادمی فرانسه درخواست کرد  هیپنوتیزم را مورد مطالعه قرار دهند و نظریه خود را درباره این علم بیان کنند و این مرتبه اکادمی فرانسه، درصدد برآمد این علم را که در واقع یکی دیگر از رشته‌های «مانیه‌تیسم» می‌باشد به رسمیت  بشناسد. سرانجام قضاوت بدونِ اساس آکادمی فرانسه  و علمای دانشکده راجع به کشف مسمر یکصد سال پیشرفت علوم مانیه‌تیسم را در این قسمت به تأخیر انداخت.

خلاصه مبحث مانیه تیسم:

۱-    لوئی شانزدهم نسبت به مانیه‌تیسم بی‌اعتنا بود.

۲-    لوئی شانزدهم دستور رسیدگی به مانیه‌تیسم را صادر می‌کند.

۳-    اکادمی علوم فرانسه منکر وجود مانیه تیسم می‌شود.

۴-    اکادمی علوم فرانسه به موضوع مانیه‌تیسم رسیدگی می‌کند.

۵-    علوم مانیه‌تیسم یکصد سال از پیشرفت سریع بازماند.



منبع:
http://hipnotism.ir

پنجشنبه 2 شهریور 1391

داستان دردناک کاشف بیهوشی

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

۱-  داستان دردناک کاشف بیهوشی

* زن و بچه کاشف داروی بیهوشی گرسنه ماندند و خودش از غصه دق کرد.

* ۲۰ سال تمام دکتر مورتون کاشف داروی بی‌هوشی مبارزه کرد، گرسنگی کشید. او را بارها به دادگاه بردند و پس از  مرگش سه مدال به او دادن.

دکتر ویلیام

قبل از دکتر مورتون بیماران را به تخت می‌بستند در حالی که بیمار فریادهای وحشتناک جگر خراش می‌کشیدند، عمل جراحی می کردند، تا این‌که دکتر مورتون داروی بیهوشی را کشف کرد ولی نمی‌توانست کشف خود رابه کسی بقبولاند، با ان‌که دست استمداد برای تکمیل روش بیهوشی خود دراز کرده بود، هیچ کس به او کمک نمی کرد، حتی پروفسور دکتر جکسون استاد شیمی، دکتر مورتون را مسخره می‌کرد و بیهوشی را برای انسان خطرناک می‌دانست.

عشق به اکتشاف و تحقیق دتر مورتون را وادار کرد که همه پس‌انداز خود را در این راه بکار اندازد، تمام هستی خود را فدای اکتشافات و تحقیقاتش کرد و بالاخره جان خود را هم روی این کار گذاشت. دکتر مورتون دارای بیهوشی «اتر» را بر روی خود آزمایش کرد و همسرش را وادار نمود که وقتی بیهوش می‌شود سوزن در تن او فرو کند.

در سراسر امریکا و بالاخره  در کشورهای اروپا جامعه پزشکان آن روز عَلَم مخالفت با کشف جدید دکتر مورتون برافراشتند و بیهوشی را برای بیماران  خطرناک دانستند. آنها غیرممکن می‌دانستند که یک دندانپزشک جوان ۲۷ ساله که هنوز تجربه کافی پیدا نکرده و به درجه استادی نرسیده است، بتواند دارویی را برای بیهوشی کشف کند و او را یک جوان حقه‌باز و  شارلاتان و (شاید هم جادوگر) می‌پنداشتند و عده‌ای می‌گفتند که دکتر مورتون این اکتشاف را از کسی دیگر دزدیده است. این مخالفت‌ها ۲۰ سال تمام تا آخر  عمر دکتر مورتون به طول انجامید و سراسر زندگی او را با ناکامی و تلخی مواجه کرد.

 کلیه کسانی که ضمن جراحی کشته می‌شدند، به حساب داروی بیهوشی دکتر مورتون می‌گذاشتندو  او رابه محاکمه می‌کشیدند تا بالاخره پزشکان جراح شهادت می‌دادند که علت مرگ مربوط به داروی بیهوشی نبوده استف عامل اصلی این اتهامات پروفسور «جکسون» بود. پروفسور جکسون دو کار انجام می‌داد، یکی این‌که شایعه سازی می‌کرد ک ه چند نفر بیمار بر اثر داروی بیهوشی او زیر عمل مرده‌اند، دوم این‌که کسان و خانواده بیمارانی که به طور عادی زیر عمل میمردند تحریک می‌کرد که از مورتون به دادگاه شکایت کنند. بگویند که بیمار بر اثر  استعمال داروی بیهوشی فوت کرده است.

گرچه پزشکانی که  در عمل حضور داشتند به نفع او شهادت می‌دادند، ولی همین شکایت‌های پی‌در پی اعصاب او را خسته کرده بود زیرا شکایت‌ها در دادگاه‌ها تمامی نداشت، هنوز یک محاکمه تمام نشده بود محاکمه دیگری  علیه او شروع می‌شد.

همسر و کودکان دکتر «مورتون»  گرسنه مانده بودند زیرا سرپرست آنها تمام وقتش صرفرفتن به دادگاه‌ها و جواب عرض‌حال ها و تهیه لوایح دفاعی می‌شد، فرصتی برای کار کردن و تدمین معاش خود نداشت.

در حالی که دکتر مورتون با کشف داروی بیهوشی بزرگ‌ترین خدمت را به عالم بشریت کرده بود، کودکانش با لباس‌های پاره و شکم گرسن هبه مدرسه می‌رفتند و این بیش از هر عامل دیگری این کاشف و دانشمند بزرگ را رنج می‌داد، زیرا می‌دید که چظور از خدمات او  قدرشناسی می‌کنند و اجر زحمات او را می‌دهند . در شب ۱۵ ژانویه ۱۸۶۸ که دکتر م ورتون با دلیجان خود به طرف کانون مخالفین می‌رفت که در  آنجا از حیثیت و کشف خود  دفاع کند به طور ناگهانی ناراحت شد . سرش گیج رفت و افتاد درب دلیجان باز شد و او نقش به زمین گردید، دکتر مورتون به طور ناگهانی، دچار خون‌ریزی مغزی شد  و مرده بود، در هنگام مرگ ۴۹ سال داشت و ۲۲ سال تمام بود که با مخالفین و دشمنان خود مبارزه می‌کرد و با سرسختی از خود دفاع می‌نمود.

ویلیام دکتر مورتون بدین ترتیب سرانجام از غصه و ناراحتی دق کرد و مُرد و کسی که بزرگ‌ترین خدمت را به عالم پزشکی کرده بود با وضع جانگدازی از جهان رفت . در حالی که برای خانواده خود که پس از او سرپرستی نداشتند، چیزی جز سه مدال افتخار باقی نگذاشته بود  و با دادن این سه مدال به او همه پزشکان آن زمان مخالفت کرده بودند.

زندگی اکثر مدعیان و کاشفیان کم و بیش به همین ترتیب بوده است، که من به شرح یکایک آنها نمی‌پردازم ولی اجازه بدهید وضع اسف‌بار یک پزشک و دانشمند دیگر را نیز برای شما بگویم و آن داستان مبارزات کاشف پنی‌سیلین  در قرن بیستم است.



منبع:
http://hipnotism.ir

نقشه ناجوانمردانه دکتر «کوفر» علیه دکتر «کخ»

دکتر «کوفر» یک نفر را نزد دکتر «کخ» فرستاد و از او خواست که مقداری از میکروب‌هایی را که مدعی است کشف کرده و پرورش داده برای آزمایش نزد او بفرستند. دکتر کخ چون از نقشه ناجوانمردانه دکتر کوفر اطلاعی نداشت، مقداری از میکروب‌ها را فرستاد. دکتر کوفر چند روز بعد ا ز همه پزشکان و مردمان سرشناس شهر از جمله از خود دکتر کخ دعوت نمود که نظر خود را ابزار دارد و در حضور همه شیشه محتوای میکروب را نشان همه دادو گفت:

این شیشه محتوای میکروب‌هایی است که دکتر کخ مدعی است که آنها را کشف کرده است، ولی من به صراحت می‌گویم که ادعای کدتر کخ دروغ محض  است و او می‌خواهد دنیای  علم و همه مردم را فریب بدهد و من برای این‌که دروغ او را بر همه شما ثابت کنم مایع این شیشه محتوای میکروب‌ وبا را می‌خورم تا بدانید که هیچ اثری در من نخواهد کرد. بعد شیشه میکروب‌های وبا را که قبلاً مایع آن را عوض کرده بود، در میان حیرت حضار سرکشید. دکتر کخ وحشت‌زده از جای جست و گفت:

نه این‌کار را نکنید، جان خود را به خطر نیاندازید. ولی دکتر کوفر گفت: «من اطمینان دارم که آسیبی نمی‌بینم، زیرا وبا میکروب ندارد که کسی با خوردن آن مبتلا شود.»

این کار لطمه بزرگی در افکار عمومی و در جهان پزشکی به دکتر کخ زد، موقتاً دکتر «کوفر» در منظوری که داشت موفق شد و دکتر کخ را یک شارلاتان و کلاهبردار که دنیای علم را مسخره و بازیچه خود کرده است نامید.  

پروفسور «ویرشوف» پزشک بزرگ و معروف برلین و عده‌ای دیگر از پزشکان نیز هر یک به نحوی علیه دکت  کخ حمله‌ کردند. حملاتو  تبلیغات را گسترش دادند، مخالفان دکتر کخ نیز دور یکدیگر جمع شدند و اتحادیه‌ای علیه او تشکیل دادند و فریاد دکتر کخ شارلاتان و کخ حقه‌باز از هر طرف برلین بلند بود.

آزمایشگاه مخصوص دکتر کخ در برلین که برای تأسیس و تکمیل ان زحمت زیاد کشیده بود، مورد هجوم و حمله مخالفان و مسلولین واقع شد و به تاراج رفت و بعد ساختمان آن را هم آتش زدند.

کار به پارلمان برلین کشید. در پارلمان نیز به تحریک پروفسور «ویرشوف» به دکتر کخ به عنوان حقه‌باز و شارلاتان حملات شدیدی کردند و از دولت بازخواست کردند که چرا به این مرد کلاهبردار  اجازه داده شده که مردم را بفریبد. تا بالاخره کمیته مخصوصی از طرف پارلمان برای رسیدگی به کارهای دکتر کخ  و احضار محاکمه او تشکیل شد.

«کخ» که به مصر فرار کرده بود، در غربت خود را کاملاً تنها و درمانده حس می‌کرد، بخصوص که همسر ضعیف‌النفس او هم درست در بحبوحه‌ی ماجرا او را تنها گذاشته بود و با او متارکه کرده بود. دکتر کخ نمی‌دانست با این‌همه مشکلات چطور روبه‌رو شود و اگر یک نامه عاشقانه به او نرسیده بود کخ تسلیم حوادث می‌شد و از بین می‌رفت.

ولی این نامه عاشقانه‌ای که از آلمان به او رسید مانند یک پیک نجات و یک جرقه امید بود.

نامه عاشقانه یک دختر به دکتر کخ

نامه از دختر ۱۷ ساله‌ای به نام «هدویک فریبرگ» بود که در رشته هنرهای زیبا تحصیل می کرد، و چند ماه قبل با دکتر کخ آشنا شده و به این مرد که تمام زندگی خود را وقف علم و دانش کرده بود دلباخته بود، این یک حقیقت عجیب و باور نکردنی است که این دختر با نامه سراپا مهر و  محبت و عاشقانه خود این دانشمند بزرگ ولی شکست خورده را از نو به زندگی امیدوار کرد و به او اعتماد بنفس بخشید که از مصر باز گردد و به مبارزه با دشمنان ادامه دهد تا پیروز شود.

دکتر کخ

آغاز پیروزی‌های دکتر کخ

من زندگیو مبارزات دکتر کخ را در این‌جا خیلی خلاصه می‌کنم. در سال ۱۹۰۵ پروفسور  «مچینکوف» دانشمند معروف روسیه در یکی از سخنرانی‌های خود به پشتیبانی از دکتر «کخ» پرداخت و در حالی که از روی عصبانیت مشت روی میز می‌کوبید گفت:

تا موقعی که دکتر کخ جایزه نویل را دریافت نکرده است، من نمی‌گذارم این جایزه به دست کسی دیگر  برسد زیرا خدماتی که دکتر کخ به عالم پزشکی کرده است از همه همکارانش زیادتر است، تاکنون کسی به مرتبه و مقام او نرسیده است.

دکتر کخ قبل از مرگش

دکتر کخ قبل از مرگش

نطق پروفسور «مچنیکوف» کار خود را کرد  و هیأت ژوری جایزه نوبل تحت فشار اذهان عمومی ناچار شد شش ماه بعد کخ را برنده جایزه نوبل معرفی کند و بالاخره  از او تجلیل کرد، ولی این تجلیل خیلی دیر بود و دیگر کخ فرصت زیادی در زندگی خود نداشت که بتواند از آن استفاده کند و بالاخره در ۲۷ مه سال ۱۹۱۰ دکتر کخ بر اثر سکته قلبی در گذشت.

تجلیل عظیم بعد از مرگ

داروی بیهوشی بعد از مرگ سهراب

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

هنوز جسد دکتر کخ به خاک سپرده نشده بود که دنیا به تجلیل عظیم و بی‌سابقه‌ای از او پرداخت و او را از بزرگ‌ترین خدمتگذاران جامعه  بشریت نامید.

راستی، چرا؟

کسانی که اکنون از او این اندازه تجلیل می‌کردند چرا در زمان حیاتش سکوت کرده بودندو حتی در مقابل او کارشکنی  کرده و مبارزه می‌نمودند.

تجلیل بی‌سابقه دنیا از دکتر «کخ» متأسفانه  خیلی دیر شده بود، زیرا او دیگر در قید حیات نبود که بتواند به فعالیت‌ها و تحقیقات دامنه‌دار علمی خود بپردازد.

بدون شک اگر این تجلیل در زمان حیات و چند سال زودتر از دکتر کخ می‌شد و از کمک‌های مادیو  معنوی به وی مضایقه نمی گردید و  یا لااقل در راه او کارشکنی نمی‌شد او موفقبه پیشرفت‌های علمی زیادتری می‌شد و از مرگ نابهنگام ده‌ها هزار نفر جلوگیری می‌نمود. ولی افسوس که نیروی روانی عظیم دکتر کخ بیشتر صرف مبارزه با مخالفین شد.

چه می‌توان کرد؟ تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است، از اکثر دانشمندان و مخترعین در زمان حیاتشان با آنها مبارزه و بعد از مرگشان از آنان تجلیل شده است. عجیب‌تر و  جالب‌ و دردناک تر از داستان زندگی دکتر کخ زندگی کاشف داروی بیهوشی است.



منبع:
http://hipnotism.ir

پنجشنبه 2 شهریور 1391

صدور حکم محکومیت مانیه‌تیزم

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

صدور حکم محکومیت مانیه‌تیزم

 به این طریق جامعه دانشمندان فرانسه رسماً حکم محکومیت مانیه‌تیزم را صادر کردند و منکر تداوی  روحی از راه تلقین و تماس بدن شدند، و گرچه چند ماه بعد از آن تاریخ با دلایل  مثبت تأثیر تماس بدن و تلقین اراده را در تداوی بیماری‌ها نمایان ساختند، ولی دیگر آکادمی فرانسه توجهی به آن نکرد و تا قرن بیستم علما زیر بار تداوی روحی نرفتند و هر چه را که در این خصوص گفته و نوشته می‌شد جزو وهمو  پندار و مسایلی که اساس ندارد می‌دانستند.

وگر چه از سال ۱۸۲۰ میلادی به بعد، در تمام شهرهای فرانسهو  آلمان و امریکا، معلمین مانیه‌تیزم حتی در میدان‌های عمومی تأثیر مانیه‌تیزم را صریحاً و علناً نمایان می‌ساختند، اما آکادمی فرانسه و علمای دانشکده که به کلی به این موضوع پشت کرده بودند  گفتند ما نه چیزی می بینیم و نه می‌شنویم.

۱-  منحصر به مانیه‌تیزم نیست، بلکه آکادمی علمی فرانسه با برق‌گیر فرانکلین نیز همین رفتار را کرد و حاضر نشد رسماً آن را بپذیرد، و وقتی که فولتون کشتی بخار خود را به  حرکت در آورد آکادمی  فرانسه می‌گفت که این بازیچه است  و هیچ فایده اجتماعی ندارد.

۲-  معروف است، که در قرن  هفدهم گالیله مجبور شد در حضور دادگاه مذهبی از کفری که گفته بود «حرکت زمین» توبه کند.

۳-  در اواخر قرن هیجدهم، ژوفروا نامی در فرانسه کشتی آتشی اختراع کرد و  از دانشمندان و بزرگان قوم خواستار شد که از کشتی او دیدن کنند، گوش‌ها کر شدند. مردم اسم بیچاره مخترع را «ژوفروا تلمبه» گذاشته مسخره‌اش کردند.

۴-  گالوانی، معروف روزی قورباغه‌های کشته و پوست کنده را به سیمی کشیده و از پنجره آویزان کرده بود، می‌بایست از آنها برای زنش که بیمار بود آش بپزد، تصادفاً پس از  ۲۴ ساعت کاردی که در دست داشت به سیم نامبرده خورد، قورباغه‌ها متشنج شدند.

پس از تجربه‌های متعدد و مطالعه فلزات مختلف و اطمینان از نتیجه، گالوانی گزارش مبسوطی راجع به این موضوع به فرهنگستان تقدیم کرد، رییس فرهنگستان از علم و پشتکار گالوانی  ستایش کردو راجع به این موضوع گفت: «مسیو گالوانی! بیماری خانم‌تان اسباب خستگی شما شده بهتر است کمی استراحت کنید.» یعنی دیوانه شده‌اید. مردم ایتالیا و دیگران اسم بیچاره کاشف الکتریسیته را «معلم رقص قورباغه‌ها» گذاشتند.

۵-  رییس فرهنگستان فرانسه، به مخترع چراغ گاز گفت: «شخصی هستید فعال و در علم شما گفتگویی نیست، ولی بدانید و فراموش نکنید که چراغ بی‌فیتیله روشن نمی‌شود.»

۶-  رییس فرهنگستان، با دلایل هندسی به مخترع راه آهن ثابت کرد که یک چرخ آهنین روی یک خط آهنی لیز می‌خورد و پیش نمی‌رود.

۷-  نماینده ادیسون، که  گرامافون را در حضور فرهنسگتان فرانسه نمایش داد رییس فرهنگستان یقه‌اش را گرفته گفت فرهنگستان مسخره  یک حق‌باز (شکم‌گوی۱) نمی‌شود.

۸-  در ایران نیز گفتند که صدا «عَرَص» است، چگونه ممکن است که عَرَص به «جوهر» علاقه پیدا کند.

۹-  موضوع پاستور از همه این‌ها شرم‌آورتر بود. در مقابل کشف به آن عظمت دانشمندان روی خوشی نشان نمی‌دادند، روزنامه‌ها رقص میکروب‌ها را کاریکاتور می‌کردند . مردم عوام نیز تصنیف‌های هجوآمیز ساخته بودند و بچه هایشان در کوچه و بازا می‌خواندند . اما پاستور و شاگردانش برای همین مردم ناسپاس واکسن ضد هاری، واکسن سیاه زخم، سرم دیفتری، سرم سیاه زخم، سرم ضد سم مارو غیره می‌ساختند.

سالها پاستور را مسخره کردند، پزشکان فکر او را  در مرود ساختن «واکسن» مضحک خواندند. اما روزی که در دانشگاه «سوربون» از پاستور تجلیل به عمل آمد، او در اثر سکته مغزی مَرد فلج و از کار افتاده‌ای بود که نمی‌توانست حرف بزند و تشکر کند.

پاستور خودش در این باره می‌گوید: «من هرگز تصور نمی‌کردم که پزشکان و د انشمندان نتوانند یک حقیقت علمی را که به اثبات رسیده بود بپذیرند. عیب کار این بود که من یک شیمیدان بودم و پزشک بشمار نمی‌رفتم، شاید اگر پزشک بودم، آنها لااقل به خود این زحمت را می‌دانند که تحقیقات مرا مورد مطالعه بیشتر قرار داده و خودشان تجربه کنند، تا صحت آن را دریابند ولی پزشکان نمی‌خواستند  باور کنند که یک نفر شیمیدان هم می‌تواند در عالم پزشکی و درمان بیماری‌ها هم اکتشافاتی بنماید.»

پزشکان و اساتید بزرگ لوئی پاستور را به عنوان یک شیمیدان و فیزیک دان پرمدّعا می‌دانستند که می‌خواهد پای خود را از گلیمش درازتر کرده و به علومی که از آن اطلاعی ندارد دست‌اندازی کند و یا یک مشت نظریه جدید که به نظر آنها مسخره می‌آید تغییراتی را در رو ش درمان  و معالجه  بیماری‌ها به وجود آورد لذا یک نوع توهین به خود تلقی کرده و پاستور را یک شیمیدان جسور می‌دانستند که به دانشمندان توهین می‌کند و مردم عادی هم که اطلاعی از علم نداشتند حرف پزشکان را تصدیق می‌کردند.

به همین دلایل لوئی پاستور را مسخره می‌کردند و او را منع می‌نمودند که در کار طبابت و پزشکی مداخله ننماید و به آنها دستورات تازه‌ای ندهد.

ولی بالاخره وقتی پاستور کودکان مبتلا به هاری را از مرگ نجات داد، شاگردان مدارس در خیابان‌ها به راه افتاده و برای تحقیقات پاستور اعانه و کمک مالی جمع کردند و تزار روسیه پول زیادی فرستاد و ۵/۲ میلیون فرانک طلا نزد پاستور اعانه جمع شد که پاستور موسسه بزرگی دائر کرد.

۱۰- دکتر کخ کاشف میکرب سل

* مسؤولین به  تحریک پزشکان به آزمایشگاه دکتر «کخ» ریختند تا او را بکشند و چون او را ندیدند، آزمایشگاه او را آتش زدند.

* دکتر کخ از دست پزشکان و مردم فرار کرد. اما نامه عاشقانه یک دختر او را به زندگی امیدوار کرد و دنباله تحقیقات علمی خود را از سر گرفت.

* همسر دکتر کخ در حساس‌ترین روزهای زندگی شوهرش را تنها گذاشت و طلاق گرفت.

مانیه تیزم

تصویر بالا همسر دکتر کخ با فرزندش


دکتر «رابرت کخ» که در یکی از شهرهای دور دست آلمان طبابت مب‌کرد پس از سال‌ها تحقیق و مطالعه توانست میکروب سل را کشف کند، ولی برخی از استادان و پروفسورهای معروف آن زمان با او شروع به مخالفت کرده و کشف مهم او را نادرست اعلام کردند، ولی دکتر «کخ» مبارزه کرد و به همه جهانیان ثابت کرد که میکروب سل را به درستیی کشف کرده است.

برخی از پزشکان عالی‌مقام و سرشناس به هیچ‌وجه نمی‌توانستند قبول کنند که یک پزشک محلی و روستایی از یک شهر دور افتاده بیاید و نظریه‌هایی ابراز کند که اساس علم پزشکی را دگرگون کند و نظریات کلیه پروفسورها و استادان بزرگ را باطل نماید.

یکی از مخالفان پزشک مهم و فوق‌العاده مشهوری بود به نام دکتر «پتن کوفر» که در مونیخ طبابت کی‌کد. او صاحب تز و روش جدیدی در معالجه بیماری‌ها بود و به همین جهت در جها نپزشکی آن روز صاحب مقام بزرگی بود. دکتر «پتن کوفر» برای این‌که ضربت قطعی و اصلی بر پیکر  دکتر کخ وارد آورد نقشه ناجوانمردانه جالبی طرح کرد.



منبع:
http://hipnotism.ir

پنجشنبه 2 شهریور 1391

آیا مانیه‌تیسم وجود دارد یا نه؟

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

آیا مانیه‌تیسم وجود دارد یا نه؟

با این سوال که آیا مانیه‌تیسم وجود دارد یا نه؟ کمیته علمی جواب منفی داد و منکر مانیه‌تیسم شد، زیرا در مقابل اثبات وجود مانیه‌تیسم این سوالات مطرح می‌شد:

آیا ممکن است قوه مرموز مانیه‌تیسم را وزن کرد؟

آیا می‌توان آن را  اندازه گرفت؟

آیا ممکن است آن را لمس کردو  چشید؟

 و آیا می‌توان به وسیله میکروسکوپ معاینه کرد؟

پاسخ تمام سوالات بالا منفی بود، بنابراین مجمع علمی گفت: «اگر مانیه‌تیسم وجود داشته باشد نمی‌توان آن را به وسیله حواس ظاهری احساس کرد.»

اثر مانیه‌تیسم بر روی اعضای آکادمی علوم فرانسه

اعضای مجمع علمی فرانسه تصمیم گرفتند که تأثیر مانیه‌تیزم را در وجود خودشان مشاهده نمایند و خودشان را مانیه‌تیزه کنند. نتیجه منفی بود زیرا، در هیچ یک از آنها تحریکی پیدا نشد که بتوانند آن را مربوط به مانیه‌تیسم بدانند و همین قدر گفتند که یکی از ما قدری تحت تأثیر قرار گرفت ولی بحران تولید نشد.

اعضای هیأت علمی  فرانسه وقتی دیدند که نیروی مانیه‌تیسم در آنها تأثیری نکرد، ظنین شدندو  تصمیم گرفتند بیماران را با دقت بیشتری مورد بررسی و آزمایش قرار دهند  و حتی برای بیماران دام گستردند و آنها را فریب دادند و  با فنجانی که مانیه تیزه شده بود به آنها آب نوشاندند و این آب هیچ اثری در بیماران نکرد و ان وقت بر اعضای آکادمی فرانسه ثابت شد که مانیه‌تیزم در تصور و خیال خود بیماران است.

ولی با این وصف این حقیقت را قبول کردند که همین‌که مسمر ظرف آبی به بیماران می‌داد و با دست روی سرشان می‌کشید در بیماران تحریک ایجاد می‌شد.

حق این بود که صاف و صریح قبول کنند، که تأثیر  مانیه‌تیزم وقتی ظاهر می‌شود که بین عامل و معمول ارتباط وجود داشته باشد و به طریقی مخصوص، این دو با یکدیگر تماس حاصل کنند.

لیکن اعضای مجمع به تحقیق این موضوع اصلی را کنار گذاشتند، که ممکن است بر اثر القاء و یا انتقال اراده عامل تأثیرات و تحریکاتی در معمول پیدا شود و گفتند چون در این عمل  انسان هیچ چیزی نمی‌بیند و  هیچ چیز را لمس  نمی‌کند در این صورت غیر از تصور خیال چیزی وجود ندارد و لذا مانیه‌تیزم مسمر جز فکر و خیال خود بیمار چیز دیگری نیست.

وقتی اعضای آکادمی فرانسه زیر وجود مانیه‌تیزم زدند و با موجودیت آن مخالف بودند، بدیهی است که موضوع فایده و یا ضرر مانیه‌تیزم اصلاً مطرح نمی‌شود و به میان نمی‌آید، زیرا چیزی که وجود نداشت نفع و ضرری  هم ندارد، اما چون بحران ناشی از این عمل را به چشم هخود دیده بودند  گفتند، اثر مانیه‌تیزم جز فکر و خیال چیز دیگری نیست اما اثار ناشی از این  تفکر و تصور ممکن است مسری و مزمن و زیان بخش باشد و عین اظهارات اعضای آکادمی فرانسه در این خصوص از این‌قرار است:

نظر به این‌که اعضای انجمن تحقیق دریافتند که مانیه‌تیزم را نمی‌توان با هیچ یک از حواس ظاهری درک کرد و چون دانستند که مانیه‌تیزم در وجود انها تأثیری نمی‌کند و در بیماران هم که مورد آزمایش اعضای انجمن قرار گرفتند تأثیر نکرد و چون تماس‌ها و پاس‌های دکتر مسمر، جز در بعضی از موارد، اثری در بهبودی بیماران نکرده و در عوض همگی دچار انقلابات و  تشنجات سخت شده‌اند و بالاخره چون تأثیر مانیه‌تیزم فقط ناشی از تصور است و اگر تصور و تخیل در بین نباشد، مانیه‌تیزم تأثیری نخواهد داشت در صورتی که بدون مانیه‌تیزم  و فقط به نیروی تصور می‌توان تحریکاتی  به وجود آورد.

لذا عقیده دارند که یک موج و سیل مخصوصی  ناشی از  مغناطیس  حیوانی وجود ندارد که دارای تأثیر نیکو ر تداوی امراض باشد و تأثیراتی که مشاهده می شود فقط ناشی از تخیل و تصور می‌باشد و فکر و خیال بیماران را واداشته است که به نیروی خیال در اعصاب و احساسات خود تحریکاتی به وجود آورند.

ضمناً کمیسیون تحقیق عقیده دارد که این تحریکات و انقلابات چون ناشی از تخیل  و تصور می‌باشد، ممکن ایست نتیجه ناگوار داشته و  باعث اختلال و از بین رفتن سلامت مزاج شود.

گزارش مخفی شاه

این  گزارشی  بود که کمیسیون تحقیق  در یازدهم اوت ۱۷۸۴ میلادی منتشر  کردو علاوه بر این راپرت علنی، گزارش دیگری که پنهانی بود، تهیه نمود و برای شاه فرستاد و در آن گزارش پنهانی اشعار داشت که چون بیماران مرد و زن به طور مختلط نزد دکتر مسمر معالجه می‌شوند و دچار بحران می گردند و نظر به این‌که در ضمن معالجه، اعصاب آنها به شدت تحریک می‌شود، لذا دوام این وضع با حسن اخلاق و عفت و عصمت منافات دارد.

از این مشت ریاست جوی رعنا هیچ نگشاید

                مسلمانی ز سلمان جوی و درد دین ز بودردا   



منبع:
http://hipnotism.ir

نظریه آکادمی علوم فرانسه راجع به مانیه‌تیسم

اعضاء کمیته با دقت و حوصله شروع به کار کرد، پس از چند ماه نظر خود را بدون جانبداری، صریح و روشن بیان کرد. نخست گفتند که مانیه‌تیسم نمی‌تواند بعضی از امراض را معالجه کند، که خود مسمر هم همین را می‌گفت و امروز هم که هیپنوتیزم جای مانیه‌تیسم را گرفته است نمی‌تواند همه امراض را معالجه کند، مگر برخی از امراض عصبی و روانی.

قسمتی از آنچه که کمیته مانیه‌تیسم نوشته و  تا امروز باقی است به قرار ذیل می‌باشد:

بعضی از بیماران  آرام و یاکت هستند، ممثل این‌ است که دارای نشئه مخصوصی  شده‌اند، بعضی دیگر سرفه می‌کنند و آب دهان بیرون می‌ریزند و احساس می‌کنند که قدری درد دارند و نیز بعضی از نقاط بدن آنها گرم می‌شود و از بدنشان عرق فراوان می‌ریزد و یک دسته دیگر گرفتار ارتعاش می‌شوند و شدن این لرزه و طول مدت حرکات شدید و لرزش باعث حیرت می‌شود و همین‌که یکیاز بیماران گرفتار لرز و این حرکات شدند، سایر بیماران هم بدان مبتلا می‌گردند و حتی ما دیدیم که ارتعاش و حرکات لرزش  مدت سه ساعت طول کشید.

بعضی از بیماران استفراغ می‌کردند و از دهانشان خون جاری می‌شد و معلوم بود که جریان خون، به واسطه فشار سختی است که هنگام استفراغ بر آنها وارد می‌آید.

تشنج و ارتعاش بیماران عبارت از حرکات بلاارادهای است که از اعضای  بدن سر می‌زند و بدواً در یک موضع نمایان می‌شود و به تدریج تمام بدن را فرا می‌گیرد و آن وقت جسم بیماران از حرکت می‌افتد و نگاه ثابت می‌شود و به نقطه مخصوصی متوجه می‌گردد و بعضی از آنها فریادهای سخت می‌زدند و یاقاه‌قاه می‌خندیدند و یا های‌های گریه می‌کردند و در پایان این بحران، ضعف شدیدی بر آنها مستولی می‌گردید و می‌بایست استراحت نمایند، لیکن باز هم یک صدای خفیف ممکن بود آنها را به ارتعاش در آود.

در موقع بحران، تغییر آهنگ‌های موسیقی در بیماران خیلی موثر می‌شود و موجب تشدید و یا تخفیف بحران می‌گردد.

به طور کلی مشاهده منظره بحران خیلی عجیب است و تا انسان ندیده نمی‌تواند باور کند، زیرا یکدسته از بیماران دچار هیجان  سخت و حرکات شدید می‌شوند، در صورتی که دسته دیگر آرام هستند و احیاناً با نشاط و متبسم به نظر می‌رسند. و بین بیماران گاهی از اوقات محبت و علاقه زیادی پیدا می‌شود و متقابلاً سعی می‌نمایند که بحران خود را تسکین دهند و بالاخره این موضوع محرز است که مسمر در این بیماران نفوذ زیادی دارد و حرکات و صحبت‌های او خیلی در انها اثر می‌کند و ظاهر است که مطیع و اراده او می‌باشند و مثل این است که از وی قوه مرموزی ساطع می‌گردد که در بیماران تأثیر زیادی می‌گذارد.

انچه از نوشته‌های بالا استنباط می‌شود سه نکته است:

نکته اول: مربوط به تعریف بحران است که قبلاً  نیز بدان اشاره کرده‌ایم.

نکته دوم: مربوط به تأثیر اراده مسمر روی بیماران است که اعضا کمیته معتقد بودند که حرکات و صحبت‌های مسمر در بیماران اثر می‌کند، و امروزه ثابت شده که حرکات و صحبت‌های هیپنوتیزم کننده جنبه تلفیقی دارد.

نکته سوم: عبارات قسمت اخیر که اشاره به قوه مرموز مسمر می‌نماید، امروز هم از نظر علمی ثابت شده که علت هیپنوتیزم مربوط به قوه مرموز هیپنوتیزم نیست، دانشمندان آکادمی فرانسه  هم، در این نوشته قوه مرموز را کاملاً قبول نکرده‌اند، زیرا نوشته‌اند «… مثل این‌که از وی قوه مرموز ساطع می‌شود … » و در آزمایشات  بعدی به کلی منکر قوه مرموز مسمر می‌شوند.

اشتباه بزرگ کمیته مانیه‌تیسم این بود که نخواست علت دیگری برای مانیه‌تیسم پیدا کند، زیرا کمیته مأموریت داشت که:

اولاً ثابت کند که مانیه‌تیسم وجود دارد یا نه؟

ثانیاً اگر وجود دارد مفید است  یا مضر؟



منبع:
http://hipnotism.ir

ستاره شانس  واقبال مسمر  افول و نزول می‌کند

 

موضوع هیپنوتیزم یکی از مسایل  اجتماعی و حتی می‌توان  گفت که یکی از مسایل دولتی شده بود و می‌بایست که برای ان چاره بیندیشند و  تکلیف آن را از لحاظ این‌که مورد قبول هست و  یا نیست معلوم  کنند.

اتریشی  نابغه

طبقه منورالفکر و هم‌چنین  طبقه اشراف و اعیان پاریس همگی طرفدار مسمر بودند و ماری آنتوانت ملکه فرانسه نیز به وسیله  شاهزاده خانم لامبال که از بزرگ‌ترین خانم‌های درباری بود از مسمر حمایت می‌کرد و خانم‌های درباری نیز عموماً  طرفدار مسمر بودند و حتی او را به  نام «اتریشی نابغه» می‌خواندند.

بی‌اعتنایی لوئی شانزدهم به مانیه‌تیسم

لوئی شانزدهم پادشاه فرانسه به قیل و قال درباره مانیه‌تیسم توجهی نداشت، زیرا لوئی شانزدهم که ا صلاً نمی‌دانست اختلال اعصاب چیست و چطور می‌شود که خص عصبی می‌شود و در نتیجه راحتی و آرامش خود را از دست می‌دهد و نمی تواند آرامش و اسایش داشته باشد به این حرف‌ها توجه نداشت.

لوئی شانزدهم پادشاه ملایم و خوش اخلاق  فرانسه از امراض ضعف اعصاب و اختلال عصبی بی‌اطلاع و مردی بود به اصطلاح بلغمی مزاجکه خیلی غذا می‌خورد و به خوبی غذاها را هضم می‌نمود و بدیهی است که چنین شخصی طبعاً به مسایل روحی و روان‌شناسی کم اعتناء است و خصوصاً به تداوی عصبی نمی‌تواند اعتقاد داشته باشد.

روزی که «لافایت» می‌خواست به امریکا برود وبرای کسب مرخصی به حضور پادشاه فرانسه رسید، پادشاه خوش مشرب، شوخی‌کنان گفت اگر واشنگتن بداند که شما مرید یک نفر طبیب‌نما به نام مسمر شده‌اید چه خواهی گفت؟

این  پادشاه بی‌آزار و نیک نفس نه فقط معنی امراض عصبی را نمی‌فهمید بلکه  فکر ساده و زندگی راحت و یکنواخت  او سبب شده بود که از هر  تحول بزرگ و هر نوع انقلاب ولو در علوم و فنون حذر کند و  نیز از بلاتکلیفی نفرت داشت

لوئی  شانزدهم دستور رسیدگی به جنجال  مانیه‌تیسم را صادر می‌کند.

لوئی شانزدهم در ماه مارس سال ۱۸۷۴ میلادی حکمی برای آکادمی فرانسه و دانشکده طب صادرکرد  و دستور داد که بی‌درنگ موضوع مانیه‌تیسم را مورد مطالعه قرار بدهند و بفهمند که اثار آن، آیا مفید است یا مضر؟

آکادمی فرانسه، و دانشکده طب، برای اجرای امر ملوکانه در صدد تشکیل کمیته مخصوصی برآمد، که اعضای آن همه از دانشمندان و علمای بزرگ جهانی بودند، که امروزه هم همه آنها را می‌شناسند.

یکی از اعضای این کمیته، طبیبی موسوم به «گیوتین» بود که هفت سال بعد از تاریخ شرکت در کمیته، دستگاهی اختراع کرد که در یک لحظه تمام دردهای جسمانی را شفا می‌داد و ما می‌دانیم که این دستگاه همان «گیوتین» است.

یکی دیگر از اعضاء کمیته مخترع معروف برق‌گیر  فرانکلین می‌باشد، که شهرت جهانی و جاودانی دارد.

یکی دیگر از اعضای این کمیته دانشمندی به نام «بائی» بود که از بزرگ‌ترین علمای نجوم محسوب می‌گردید و چند سال بعد شهردار پاریس شد و هنگامی‌که انقلابیون فرانسه، او را دستگیر کردند  و به طرف میدان اعدام بردند احساس کردند که مرتعش می‌شود و از او پرسیدند: بائی، آیا می‌لرزی؟ بائی جواب داد: بلی! لیکن از سرما می‌لرزم.

عضو دیگر «لاوازیه» معروف است که آزمایشات ایشان را در شیمی همه خوانده‌اید. لاوازیه نیز مثل رفیق خود بائی در زمان انقلاب فرانسه به وسیله ماشینی که همکار آنها «گیوتین» اختراع کرده بود جان سپرد.

اعضاء کمیته فقط  همین چهار نفر نبودند بلکه عده دیگری نیز بودند و درصدد برآمدند که مانیه‌تیسم مسمر را مورد مطالعه قرار دهند و نظریه خود را اعلام کنند.



منبع:
http://hipnotism.ir

چهارشنبه 1 شهریور 1391

مانیه‌تیسم در پاریس غوغا می‌کند.

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

پیروزی طرفداران مسمر. رجعت مسمر به فرانسه . تشکیل شرکت سهامی

بالاخره  طرفداران مسمر در فرانسه به قدری زیاد شدند که علی‌رغم مخالفت شاه و اتحادیه پزشکان و آکادمی  علوم فرانسه مسمر را به فرانسه رجعت دادند و آن‌چه را که شاه و ملکه فرانسه به مسمر ندادند آنها به وی تقدیم نمودند و برای  این‌که مسمر بتواند به مطالعات خود ادامه بدهد و اسلوب تداوی خود را به دیگران بیاموزد «برکالس» وکیل مدافع معروف فرانسوی جلو افتاد و یک شرکت سهامی  تشکیل داد و صد نفر از مریدان پولدار مسمر، هر کدام صد سکه زر پرداختند و سهام را خریدند و طولی نکشید که  سیصد و چهل هزار لیور سهام شرکت مانیه‌تیسم به فروش رفت که به حساب امروز ده‌ها میلیون فرانک و با رعایت  نرخ سکه‌های طلا بیش از یکصد میلیون فرانک خواهد شد.

تشکیل مجامع مانیه‌تیسم د ر سراسر شهرهای فرانسه

شاگردان و مریدان وفادار مسمر تنها به تشکیل این شرکت و جمع‌آوری سرمایه هنگفت آن اکتفا نکردند، بلکه برای توسعه کشف استاد در شهرهای  مختلف فرانسه و  حتی مستملکات انجمن‌هایی به نام انجمن مانیه‌تیسم  تشکیل دادند و مسمر با شکوه هرچه تمام‌تر و با خواهش و درخواست هواخواهان خود مثل یک پادشاه فاتح، منتهی پادشاه بدون تاج و تخت کشور معنوی علم، وارد فرانسه شد.

آن‌چه را که پادشاه فرانسه از وی مضایقه کرد، مسمر بدون کمک دربار به دست آورد و از آن پس، می‌توانست مستقلاً و با داشتن سرمایه کافی به تحقیقات و مطالعات خود ادامه دهد و اگر آکادمی علوم و پزشکان کهنه‌پرست، به او اعلان جنگ می‌دادند آن‌قدر توانایی داشت که با همه مبارزه کند.

مانیه‌تیسم در پاریس غوغا  می‌کند.

دکتر مسمر که بر طبق نظریه اسلوب تداوی خود به نوع  بشر بشارت می‌داد که تمام بیماری‌های عصبی  و مالیخولیایی جدیدی را معالجه خواهد کرد، خود بیماری مالیخولیایی جدیدی را وارد پاریس نمود که بعد مرسوم به «مسمریسم»‌شد.

طبقات اشراف و نجبای فرانسه که در بین زندگی لوکس و تجمل خود، با کسالت زیست می‌کردند و زندگی  یکنواخت آنها را خسته کرده بود، و سیله سرگرمی و تفریح خوبی  پیدا کردند و دو دستی به نظریه مسمر چسبیدند و در اندک مدت «مسمریسم» یا همان «مانیه‌تیسم» مثل آخرین مد لباس و کفش و کلاه همه را فریفته کرد.

خانه «مسمر» در پاریس در میدان «داندون» قرار گرفته بود و از صبح تا شام و بلکه تا پاسی از شب، کالسکه‌های اعیان و اشراف پاریس با کالسکه‌چیها و پیشخدمت‌هایی که لباس رسمی در بر داشتند مقابل خانه مسمر متوقف بودند.

چون تالارهای معاینه و مشاوره طبی دکتر  مسمر کوچک بود بیماران ثروتمند به قول معروف جا می‌گرفتند و همان‌طور که امروز برای حضور در یک نمایش جالب  توجه، بلیط  را چند روز  زودتر  خریداری  می‌کنند، در آن موقع نیز نجبا و اشراف فرانیه، قبلاً جای خود را می‌گرفتند که نوبت آنها محفوظ بماند.

اما چون علاوه بر مانیه‌تیسم نوع‌پرستی هم مد بود مسمر از بیماران فقیر هم مواظبت می‌کرد و آنها را نیز معالجه می‌نمود.روزهای مخصوصی را در ماه به  آنها اختصاص می‌داد.

مانیه‌تیسم همه بیماری‌ها را معالجه نمی‌کند.

مسمر تمام  بیماران را برای معالجه نمی‌پذیرفت و به آنها  صریحاً می‌گفت: که من قادر به معجزه نیستم و نمی‌توانم ساختمان بدن را تغییر بدهم ومانیه‌تیسم به واسطه تحریکی که در اعصاب می‌نماید فقط حالات عمومی مریض را بهتر می‌کند و نمی‌تواند جبران نواقص اعضاء بدن را بنماید.

مسمر در خانه واقع در میدان «واندون»  و بعد از آن در کاخ خویش  واقع در خیابان «مون مارتر» مدت پنج سال، بیماران مختلف را معالجه نمود و در این مدت هزارها مریض حقیقی و یا مریض خیالی به مطب دکتر مسمر م راجعه کردند  و هر کس که حس کنجکاوی  داشت (کدام پاریسی است که کنجکاو نباشد) اقلاً برای یک  مرتبه به مطب مسمر مراجعه می‌نمودند که در معرض امواج مرموز و سحرآسای مانیه‌تیسم  قرار بگیرد.

در محافل اشراف،  و در مجالس  عصرانه و شب نشینی ، صحبت معمول و نقل مجلس حضار نظریه مسمر و م وضوع مانیه‌تیسم بود، نظریه مسمر در بین مردم به جای این‌که تأثیر علمی نماید تأثیر مجلسی و اجتماعی کرد و مردم همان‌طور که امروز راجع به یک فیلم یا هنرپیشه و یا کشف تازه صحبت  می‌کنند، راجع به مانیه‌تیسم نیز صحبت می‌کردند.



منبع:
http://hipnotism.ir

مستمر برای تعلیم و تدریس مانیه تیسم تقاضای کمک می‌کند.

مسمر در مقدمه کتاب کشف «مانیه تیسم  یوانی» می نویسد خیلی مایلم که دولت بیمارستانی را در اختیار من بگذارد که من بتوانم با شرکت یک دسته از پزشکان فرانسوی بیماران را بر طبق روشی که کشف کرده‌ام معالجه کنم، و در صورتی که پیشنهاد من برای تعلیم شاگردان و اداره  یک بیمارستان بزرگ مورد توجه قرار نگیرد آن‌وقت ناچار خواهم بود (البته با تأسف) که فرانسه را ترک نمایم و به جای دیگر بروم و محل اقامت جدیدی را برای خود انتخاب نمایم و در آن‌جا به مطالعات خویش در این زمینه ادامه دهم و جمعی را با این نظریه آشنا کنم که  زحمات من بدون ثمر نباشد و بعد از من دیگران هم بتوانند  از نتیجه مطالعات من برخوردار شوند.

طرفداران مسمر

از نوشته مسمر غروری استنباط می‌شود زیرا خوانندگان کتابش را تهدید به ترک فرانسه می‌نماید و این تهدید نشن می‌دهد که مسمر در فرانسه موفقیت بزرگی  کسب کرده بود و تاریخ هعمین امر را قبول می‌کند، زیرا جمعی از اشراف فرانسه که خود را مرهون این پزشک می‌دانستند از او طرفداری می‌کردند، و حتی یکی از پزشکان بزرگ فرانسوی موسوم به «شارل  دلون» که شهرت زیادی داشت برخلاف سایر پزشکان از مریدان مسمر گردید و تقریظ خوبی در یکی از مجلات فرانسه برای اسلوب تداوی وی نوشت و چون در همان موقع دکتر مسمر بیماری فلج یکی از خانم‌های درباری را معالجه کرد، خانم موصوف او را به ملکه فرانسه توصیه نمود و ملکه «ماری آنتوانت» مسمر را مورد توجه خاص قرار داد و چندین نفر از بزرگ‌ترین اشراف فرانسوی مثل شاهزاده خانم «لامبال» و شاهزاده «کنده» و «دوک دوبوربون» و «بارون مونتسکیو» نویسنده معروف تصدیق کردند که اسلوب معالجه مسمر موثر است و از همه بالاتر مارکی  دولافایت اصیل‌زاده معروف فرانسوی از مسمر طرفداری می‌کرد.

پیشنهاد پرداخت مستمری به مسمر

با وجود مخالفت آکادمی علوم فرانسه و جامعه اطبای پاریس که نخواستند نظریه مسمر را مورد  توجه قرار دهند، ولی دربار و به طور کلی دولت فرانسه توجه خاصی نسبت به روش تداوی مسمر مبذول نمود و مقرر شد که سالی بیست هزار لیور (پول طلای فرانسه) به او مستمری بدهند و به  علاوه سالی ده هزار لیور هم بابت مخارج خ انه و سوخت و روشنایی به وی بپردازند که جمعاً در سال سی هزار  لیور می‌شد.

اما پرداخت مستمری مزبور موکول به این شرط شد که سه نفر از اطبای دولت رسماً تصدیق نمایند که روش تداوی جدید مسمر موثر است و بدان وسیله می‌توان بیماران عصبی را شفا داد، لیکن مسمر از بس که با کوته نظری دانشمندان و رفیقان عصر خود مبارزه کرده بود خسته شده و دیگر نمی‌خواست قراردادهایی با دیگران ببندد که در آن قیود «اگر» و «اما» و غیره باشد و ثانیاً  مسمر نمی‌خواستت که به عنوان کمک و مساعدت و خیرات و مبرات چیزی از دولت دریافت نماید، به این دو دلیل صریحاً اظهار داشت که من  هیچ پولی را به هیچ عنوان نمی‌توانم قبول کنم مگر این‌که قبلاً اثبات و تصدیق شود که اکتشاف علمی من  دارای واقعیت است.

نامه مسمر به ملکه ماری آنتوانت درباره تعلیم مانیه تیسم

مسمر احساس می‌کرد که در پاریس نفوذ زیادی دارد به همین اتکاء نامه‌ای به شرح زیر به ملکه «ماری آنتوانت» نوشت:

علیا حضرتا: … من فقط به پاس احترام آن  علیا حضرت، حاضرم که اقامت خود را تا ۱۸ سپتامبر در پاریس ادامه دهم و تا آن تاریخ تمام بیمارانی  که به من مراجعه می‌کنند و نسبت به من اعتماد دارند معالجه خواهم کرد منظور من این ا ست که به دولت فرانسه و هر دولت دیگر تذکر بدهم که اسلوب تداوی با مانیه تیسم را سرسری  نگیرند، زیرا این‌گونه تداوی، تأثیر بسیاری در وجود انسان دارد … من تصور می‌کنم که در یک اکتشاف  علمی بزرگ که نفع آن عاید تمام افراد بشر خواهد شد صرف چهارصد و یا پانصد هزار لیور،  در نظر علیا حضرت مبلغ قابلی  نخواهد بود و همت والای آن علیا حضرت اقتضا دارد که اکتشاف من  و زحماتی که در این راه کشیده‌ام بهتر جبران شود.

مخالفان لوئی شانزدهم

اگر ملکه ماری آنتوانت نسبت به همسر توجهی داشت و می‌خواست در حق او عطوفتی نماید و تقاضایش را برآورد، در عوض شوهرش لوئی شانزدهم که به صرفه‌جویی معروف بود با صرف چهارصد و یا پانصد هزار لیور، برای یک آزمایش  بزرگ علمی، مخالفت می‌نمود.

 

قهر مسمر  از فرانسه

چون مسمر دید که تقاضایش را برنیاوردند تعلیم و توسعه یعنی وسیله مانیه‌تیسم را در دسترس او نگذاشتند، تهدید  خود را عملی  کرد و بعد از روز ۱۸ سپتامبر  از پاریس  خارج شد و به آلمان رفت.

خروج مسمر از پاریس با خروج وی وین خیلی فرق داشت، زیرا  خروج مسمر از پاریس به صورت قهر و تعرض بود، در حالی که خروج مسمر  از اطریش مثل این بود که او را از وین بیرون کرده باشند و یا فرار کرده باشد.

وقتی مسمر از پاریس خارج شد، عده‌ای از دانشمندان و رجال فرانسه که جزو پیروان او بودند، به دنبال مسمر از پاریس خارج شدند و به همراه مسمر در آلمان سکونت گزیدند.

در شهرهای فرانسه عده‌ای دیگر از مریدان وی فریاد برآوردند که وسوسهو تحریکات پزشکان و حسادت آنها سبب گردید که فرانسه از  چنین مشعل فروزان علم محروم بماند و مقالات زیادی در روزنامه‌ها به عنوان دفاع از مسمر در فرانسه منتشر شد و حتی  کاردینال هروید اسقف شهر «بوردو» از بالای منبر کلیسا صریحاً و علناً از مسمر و نظریه او   طرفداری  نمود.

حمایت لافایت از مسمر و مانیه‌تیسم

لافایت معروف که ازز فرانسه برای حمایت آزاد‌ی‌خواهان امریکا می‌رفت، نامه‌ای به  واشنگتن که هنوز رییس جمهور امریکا نشده بود نوشت که من علاوه بر توپ و تفنگ، که برای مبارزه  استقلال شما لازم است، چیزی را به امریکا می‌آورم که خیلی بالاتر از آنها می‌باشد و آن مانیه‌تیسم و نظریه دکتر مسمر است.

ژنرال لافایت معروف در طی این نامه برای واشنگتن نوشت: «یک نفر پزشک اطریشی که دو سال است به پاریس آمده نائل به کشف بزرگی شده ومریدان بسیار پیدا کرده که این بی‌مقدار نیز جزو مریدا او هستم و می‌خواهم که نظریه او را که یک کشف فلسفی بزرگ است به عنوان ارمغان برا ی شما بیاورم.

حمایت فراماسون‌ها از مسمر و مانیه‌تیسم

فراماسون‌ها یک گروه حزبی قوی و مخفی بودند که در سیاست  و علوم بر  طبق شعایر خود همواره از چیزهای تازه طرفداری می‌کردند از کاشف علمی جدید و علم مانیه‌تیسم نیز طرفداری  نمودند.

ادامه دارد. . .

هر گونه کپی برداری از این سایت حرام بوده و مدیر سایت هیپنوتیسم هیچگونه رضایتی در این باره ندارد.



منبع:
http://hipnotism.ir

خلاصه مطالب تاریخچه هیپنوتیزم تا این پست


۱-    مسمر در پاریس مورد حمایت ملکه ماری آنتوانت و سایر فرانسویان قرار گرفته و به فعالیت‌های مانیه‌تیسمی خود ادامه می‌دهد.

۲-    آکادمی‌های کشورهای اروپایی حاضر نشدند نظریات مسمر را درباره مانیه‌تیسم مورد بررسی قرار دهند.

۳-    مسمر اولین کتاب خود را تحت عنوان «کشف مانیه‌تیسم حیوانی» منتشر می‌کند.

۴-    مسمر برای تعلیم و تدریس مانیه‌تیسم تقاضای کمک می‌کند و نامه‌ای به ملکه ماری آنتوانت نیز می‌نویسد.

۵-    مسمر به شکل قهر از فرانسه خارج می‌شودو  عده زیادی از جمله گروه و جمعیت «فراماسون»ها از مسمر و مانیه‌تیسم حمایت می‌کنند.

۶-    طرفداران مسمر پیروز می‌شوند و مسمر به فرانسه مراجعت می‌کند  و برای تعلیم و تدریس م انیه‌تیزم یک شرکت سهامی  تشکیل می‌شود.

۷-    در سراسر فرانسه مجامع مانیه‌تیسمی تشکیل می‌شود.

۸-    مانیه‌تیسم همه بیماری‌ها را معالجه نمی‌کند، بلکه فقط بیماری‌های عصبی و روانی را معالجه می‌کند.

۹-    اتاق مانیه‌تیسم بایستی به شکل خاصی تزیین شده باشد و مانیه‌تیسم در سکوت مطلق انجام شود.

۱۰-        نفوذ مانیه‌تیسم در بیماران ایجاد بحران می‌نماید و بحران عبارت است از حالتی خاص در بیماران که در آن حالت یکی غش و دیگری گریه می‌کند و یکی دیگر می‌خندد و سایر حالات شبیه آنها.



منبع:
http://hipnotism.ir

چهارشنبه 1 شهریور 1391

موفقیت بزرگ مسمر کاشف مانیه تیسم

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

موفقیت بزرگ

در هیچ دوره، هیچ یک از اطبای جهان، در زمان حیات خود و آن هم در یک مدت محدود، موفقیتی نظیر دکتر مسمر در پاریس  به دست نیاوردندو  در ظرف مدت پنج سال در تمام محافل و مجالس شهر پاریس جز راجع به معالجات مانیه تیسمی دکتر مسمر صحبت دیگری در بین نبود.

هر تصنیف‌ساز و نویسنده  فکاهی که برای تصنیف  و نویسندگی مضمون نداشت مانیه‌تیسم را دست‌آویز می‌کرد و بالاخره تماشاخانه و تئاتر هم متوسل به مانیه‌تیسم گردید و شب شانزدهم نوامبر سال ۱۷۸۴ میلادی یک نمایشنامه به نام «اطبای جدید» در بزرگ‌ترین  تئاتر پاریس به معرض نمایش گذاشته شد و نویسنده نمایشنامه موسوم به «رادت» می‌خواست به مردم بفماند که  مانیه‌تیسم غیر از حقه‌بازی  و شارلاتانی چیز دیگری نیست.

اما طرفداران مسمرز که خیلی  قوی بودند راضی نشدند که در صحنه بزرگ‌ترین تماشاخانه پایتخت فرانسه کشف علمی مسمر را مسخره کنند و نوکرها و اطرافیان خود را به تئاتر فرستادند که با هو و جنجال مانع از نمایش گردند.

یک روز بعد از آن نمایش «رادت» نویسنده نمایشنامه به ملاقات دوشس دو «ویلروا» که یکی از خانم‌های مجلل آن عصر بود رفت و آن خانم در حضور تمام مهمانان خود به نوکرها امر کرد که نویسنده نمایشنامه را از در بیرون کنند و به او گفت: «آقا من نمی‌خواهم کسی را … که برای تحقیر سقراط عصر جدید … نقش  آریستوفان را بازی  می‌کند ببینم.»

آریستوفان نویسنده و شاعر فکاهی  یونان است که پنج قرن قبل از میلاد می‌زیسته و با اشعار فکاهی خود  سعی نموده که سقراط را تحقیر نماید و عقاید او را رد کن و کسانی که  آثار «آریستوفان» و خصوصاً سعی او را برای  رد حقایق فلسفه سقراط خوانده‌اند می‌دانند که این جمله با توجه به مقتضیات آن دوره چقدر معنی دارد.

در پاریس و سایر شهرهای فرانسه ده‌ها

مانیه تیسم

مجمع و اتحادیه به وجود آمد، که اعضا آن هر شب، چندین ساعت مشغول «مانیه‌تیسم» بودند و کراراً اتفاق می‌افتاد که بین موافقین و مخالفین مسمر نزاع و  جنگ تن به تن «دوئل» در می‌گرفت و کار به خونریزی می‌کشید.

حاصل این‌که کشف علمی مسمر از مجرای اصلی خود که  علم طب باشد خارج شد و در سراسر کشور فرانسه مالیخولیای جدیدی را به وجود آورد که مورخین به نام مسمر و مانی یا «مالیخولیای مسمری» خواندند.

مانیه تیسم

 

 



منبع:
http://hipnotism.ir

چهارشنبه 1 شهریور 1391

تاریخچه هیپنوتیزم,تالار معاینه مسمر

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

تالار معاینه مسمر

تالار معاینه مسمر تزیینات خاصی داشت. مقابل پنجره‌ها پرده‌های ضخیم آویخته بودند که روشنایی بیرون تالار نتابد، در کف اتاق فرش‌های قطو ر گسترده بودند که صدای  پا بلند نشود. دیوارها  مستور از آیینه بود و بالای آیینه‌ها نقش‌های عجیب و  غریبی به چشم بینندگان می‌رسید که  حس کنجکاوی آنها را تحریک می‌نمود بدون این‌که آنها را اقناع کند و به معنی آن ترسیمات عجیب و غیرعادی پی ببرند.

کسانی که وارد این تالار می‌شدند، فوراً  احساس می‌‌کردند که وارد  محیط مرموزی شده‌اند و چون نمی‌دانستند که مکانیسم و وضع معالجه چونه است طبعاً مضطرب بودند و چون سکوت عمیق بر تالار حکم‌فرما  بود، بیشتر احساس می‌کردند که وارد یک محیط غیرعادی و عجیب و شاید ساحرانه شده‌اند.

حوض چوبی «باکه»

در وسط تالار حوض چوبی معروف «باکه» که نگارنده در صفحات گذشته بدان اشاره کرده‌ام گذاشته شده بود و بیماران در سکوت مطلق و بدون این‌که یک کلمه حرف  بزنند اطراف  این حوض قرار می‌گرفتند.

هیچ‌کس حق نداشت که تکان بخورد و  به طریق اولی  هیچ‌کس اجازه نداشت که حرف بزند که مبادا سکوت و آرامش بهم بخورد و آثار مانیه‌تیسمی از بین برود.

گاهی برحسب اشاره پزشک‌یار مربوطه بیماران حلقه مانیه‌تیسمی را تشکیل  می‌دادندیعنی با نوک انگشتان خود، دست یکدیگر را می‌گرفتند که نیروی جریان مانیه‌تیسم زیادتر شود.

صدای موسیقی

 در وسط این سکوت مطلق، که فقط  صادی تنفس بیماران آن را مختل می‌کرد، از اتاق مجاور

تاریخچه هیپنوتیزم,مانیه تیزم

صدای موسیقی شنیده می‌شد و این موسیقی که گاهی با آواز دسته جمعی نیز همراه بود یک لحظه هیجان‌آور می‌شد و زمانی برعکس با آهنگ ملایم خود، اعصاب بیماران را تسکیل می‌داد.

به این طریق مدت یک ساعت وجود بیماران پر از امواج مانیه‌تیسمی می‌شد و یا به اصطلاح امروز، اعصاب آنها بر اثر سکوت، و حال انتظار و نغمات موسیقی برای قبول آثار خارجی و تلقین آماده می‌گردید. به عقیده من تمرکز فکر فوق‌العاده به وجود می‌آمد.

آن‌وقت خود مسمر با قامت بلند و جبه گشاده  و اندام و وضع موقر و متین خود وارد تالار می‌گردید و سکوت و آرامش و وقار او در بین هیجان و التهاب حضار تأثیر متضاد خود را می‌بخشید.

مسمر مثل جادوگران و غیب‌گویان لباده آبی‌رنگ بلندی از اطلس در برداشت و روی  لباده، اشکال و صور مختلفی تصویر کرده بودند و با این وضع و هیبت همین‌که به بیماران نزدیک می‌شد، لرزه خفیفی بر آنها عارض می‌گردید و انگار که از عالم غیب نسیمی وزیدن می‌گرفت و در کالبد بیماران حلول می‌کرد.

مسمر میله آهنی کوچکی به دست گرفته بود و سعی می‌کرد که تمام  قوت و اراده خود را در وجود خویش متمرکز و متراکم نماید.

مسمر با میله آهنی خود به بیماران نزدیک می‌شد در حالی که چشمان خود را به چشم آنها می‌دوخت، آن میله را بالای سر و یا اطراف بدن بیماران به حرکت در می‌آورد. در خلال این احوال  بیماران دیگر بر طبق دستوری که دریافت کرده بودند سکوت می‌کردند؛ و جز صدای حرکت دکتر مسمر روی قالی های قطور تالار صدای  دیگری شنیده نمی‌شد.

بحران مانیه‌تیسمی

پس از این‌که بیماران اطراف «باکه» می‌نشستند و انگشت‌های  خود را بهم می‌گرفتند و سایر مقدمات فراهم می‌شد، بعد از نیم ساعت و گاهی کمتر یا بیشتر، یک یا دو نفر از بیماران دچار ارتعاش شدید می‌شد و از سر و رویش عرق می‌ریخت.

و گ اهی عرق نمی‌آمد، اما بیماری که دچار ارتعاش شده بود، فریاد می‌زد و احیاناً حلقه را می‌گسیخت و روی زمین می‌افتاد و برخود می‌پیچید.

سایر  بیماران، که این منظره را می‌دیدند، هر یک به نوبه خود، دچار ارتعاش و ه یجان می‌شدند و این حال را به نام (بحران) می‌خواندند.

تا آن‌جایی که ممکن بود، بیماران حق نداشتد که ح لقه را بگسلند، یعنی دست‌های خود را که به یکدیگر داده بودند جدا نمایند.

اما وقتی که بحران شدت پیدا می‌کرد، دیگر ممکن نبود که حلقه گسیخته نشود و در آن موقع هر یک از بیماران، بر اثر بحران، یک وضع بخصوصی داشتند، یکی فریاد  می‌زد و دیگری روی زمین می‌غلتید و سومی می‌لرزید  عرق می‌ریخت و چهارمی قاه‌قاه می خندید و پنجمی مثل  دیوانه‌ها می‌رقصید و بیمار ششم، گویی که به حال اغما افتاده زیرا هیچ اثر حیات و حرکتی از خود نشان نمی‌داد، تصاویری که از آن دوره باقی مانده با وضوح و برجستگی جالب توجهی این حالات را نشان می‌دهد. در حالی که بیماران دچار بحران شده بودند، در  اتاق مجاور نغمات موسیقی هم‌چنان نواخته می‌شد، که تحریک اعصاب بیماران شدیدتر گردد.

زیرا مسمر عقیده داشت که برای معالجه امراض عصبی، باید سعی کرد که اعصاب بیماران به قدری تحریک شود و به فعالیت درآید، که بیماری را از خود دفع کند و بدون بحران این تحریک و فعالیت فوق‌العاده بوجود نخواهد آمد.

هرگاه بحران یکی از بیماران خیلی شدت می‌کرد و به درجه جنون می‌رسید دستیاران و خدمتکاران با سرعت او را از آن اتاق بیرون می‌بردند و در اتاق دیگری که دیوارها و کف آن با پنبهمفروش شده بود، جای می‌دادند که به تدریج شدت بحران او  تخفیف پیدا کند.

نیش  و کنایه‌های بدگویان

مفسدین و بدگویان همیشه وجود داشته و  دارند، در آن زمان نیز این دسته که برخی از آنها جزو تصنیف‌سازها و بذله‌سرایان بودند راجع به اتاق بحران نیش و کنایه‌ها و متلک‌ها می‌گفتند و اشاره می‌کردند که بعضی از خانم‌های زیبا در اتاق بحران، به طرز دیگری قرین آرامش می‌شوند و بحران آنها با شکل دیگری تخفیف پیدا می‌کند.

هر روز در تالار  معالجه دکتر مسمر و اطراف حوض چوبی «باکه» از این مناظر دیده می شد، گاهی یکی از بیمارانحلقه مانیه‌تیسمی را پاره می‌کرد و فریاد می‌زد که من معالجه شدم و  گاهی بیمار دیگر خود را روی پاهای دکتر مسمر می‌انداخت و پاهای او را می‌بوسید.

بعضی از بیماران با عجز و لابه از دکتر مسمر درخواست می‌کردند که به وسیله پاس‌ها یعنی حرکات دست او هیجان مانیه‌تیسمی آنها را زیادتر نماید، کم‌کم عقیده و  اعتمادی که بیماران نسبت به دکتر مسمر داشتند جنبه یک عقیده و ایمان مذهبی را پیدا کرد.

به محض این‌که دکتر مسمر از خانه خارج می‌شد، بیماران از اطراف می‌دویدند که خود را به مسمر برسانند و لباس او را لمس کنند و دست او را روی اعضای مریض خود بگذارند.

شاهزاده خانم‌ها و دوشس‌های درباری که نمی‌توانستند مثل دیگران به مطب دکتر مسمر بیایند از او استدعا می‌کردند که در منازل شخصی از آنها عیادت نماید.



منبع:
http://hipnotism.ir

جمعه 27 مرداد 1391

تمرینات مدیتیشن و تای چی

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

آموزش مجموعه کامل مدیتیشن و تای چی

این مجموعه کامل مدیتیشن و تای چی در ۲ dvd به همراه یک dvd هدیه که شامل ماساژ درمانی با روغن جهت آرامش روحی و جسمی به قیمت ۷۰۰۰ تومان آماده ارسال می باشد

 

قیمت : ۷۰۰۰ تومان – تعداد : ۳

 

 

مدیتیشن در وجود ما بسیاری از خصوصیات عالی و اخلاقی لازم برای رسیدن به تحقق نفس را بیدار و تحکیم میکند .

 

با پیدایش و رشد معصومیت در خود ، ما قادر خواهیم بود کلیة تعصبات و محدودیت ها ی خود را رها کرده و فراسوی آنها ، صلح و آرامش ، شادی و خوشبختی را در خود تجربه نماییم .  

 

ابتکار و خلاقیت در صلح درونی مانند رودی ، سرچشمه گرفته از هستی در ما رشد می کنند و در اندک زمان کوتاهی ، تمامی بیماری های روحی و فیزیکی ما شفا پیدا کرده و تمامی عادات مضرر برای سلامتی بدن انسان ، بدون هیچ نوع تلاشی التیام می یابند .

 

زمانی که مدیتیشن  به مرحله حقیقی خود برسد ، دیگر ارتباط مابین خالق و مخلوق از هم ناگسستنی می شود و درست تنها در چنین شرایطی است که ما می توانیم به شناخت حقیقی از خود و جهان اطراف خود و خدای خود دست بیابیم .

 

این مجموعه کامل مدیتیشن و تای چی در ۲ dvd به همراه یک dvd هدیه که شامل ماساژ درمانی با روغن جهت آرامش روحی و جسمی به قیمت ۷۰۰۰ تومان آماده ارسال می باشد

و با مدیتیشن و آرامش درونی و درحالت سکون که ما آنرا نهایت مدیتیشن می نامیم یعنی به سکون آرامش محض رسیدن  و آن موقع نسیم خنک  که ما آنرا ویبراسیون یا همان ارتعاشات بدن می نامیم ، در حین حرکت به بالای سر ،

 

با تمامی سلولهای بدنمان برخورد کرده و آنها را تقویت و جوانتر می نماید

 

قدرت و سرعت حرکت این ارتعاشات در هر شخصی متفاوت است . زیرا وضعیت انرژیتیکی کانالها و مراکز در افراد ، حالات خاصی بر روی قدرت و سرعت ارتعاشات در بدن ایجاد می نمایند .

 

«مدیتیشن ، موجب سرعت بخشیدن به عبور انرژی کندالینی از مراکز و کانالهای بدن ما می شود »

 

این انرژی با حرکت خود درون سیستم ظریف بدن ما ، بدون اینکه ما عملی فیزیکی انجام داده باشیم ؛ تعادلی مابین : جان ، روح و روان ما برقرار می کند .

 

با انجام مدیتیشن، آگاهی فردی ما بالا رفته  و این آگاهی جدید ، به ما امکان می دهد تا کیفیت مراکز انرژیتیکی خویش و دیگران را درک کرده و در بهبودی آنها به خود و دیگران کمک نماییم .

 

با مدیتیشن در اندک زمان کوتاهی ، در بدن ما نیرویی مخصوص و شفا دهنده ، رشد پیدا می کند که این نیرو در بهبودی بسیاری از بیماری ها از قبیل : فشارخون ، سردرد ، سینه پهلو ، نفس تنگی ، سرگیجه ، سرطان ، امراض قندی ، دلهره ، افسردگی ، تیروئید و غیره کمک فراوانی کرده و همچنین به ما کمک میکند که از هیجانات و استرسها و فشارهای ناشی از مسائل روزمره بکاهیم و بر اعصاب خود بیشتر مسلط شویم .

 

همچنینی مدیتیشن به ما کمک میکند تا بالانسی مابین روابط انسانی و عاطفی خود برقرار کنیم و  ذهن خود را به مرور زمان به آرامشی همیشگی برسانیم.

 

کسانی مانند Rodney Yee  و… که به اموزش مدیتیشن , یوگای مراقبه , ورزش تای چی و تمامی تمرین هایی که باعث پایین امدن سطح استرس شما میشوند میپردازند. تنش های روزمره زندگی های مدرن مملو از استرس های بیجا و سردرگمی های ذهنی میباشد . مطمئنا با این اموزش میتوانید بر استرس خود غلبه و زندگی ارامی را برای خود محیا کنید.

 

این مجموعه کامل مدیتیشن و تای چی در ۲ dvd به همراه یک dvd هدیه که شامل ماساژ درمانی با روغن جهت آرامش روحی و جسمی به قیمت ۷۰۰۰ تومان آماده ارسال می باشد

کلمات کلیدی : آموزش مدیتیشن و تای چی, آموزش مدیتیشن, آموزش تای چی, مدیتیشن و تای چی, آموزش حرفه ای مدیتیشن و تای چی, آموزش مجموعه کامل مدیتیشن و تای چی, Meditition



منبع:
http://hipnotism.ir

چهارشنبه 25 مرداد 1391

دانلود کتاب متافیزیک و چشم سوم

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

سه شنبه 24 مرداد 1391

آموزش حرکت دادن اجسام با نیروی ذهن

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

آموزش حرکت دادن اجسام با نیروی ذهن

تله کینزی چیست؟ به توانایی حرکت دادن اجسام بدون تماس فیزیکی تله کینزی میگویند.

کلید تله کینزی باز شدن چاکرای دست و اراده است.

شما با انجام تمارین زیر میتونید چاکرای دستتون رو باز کنید. برنامه ریزی ای کامل برای انجام تله کینزی:
این محصول در ۱ دی وی دی به قیمت ۵۰۰۰ تومان آماده ارسال می باشد

برای خرید روی لینک زیر کلیک کنید



http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg

در بدن ما کانال هایی از انرژی وجود داره که انرژی از این کانال ها عبور میکنه.شما اول از همه باید

کانال های انرژی در بدنتون رو پاکسازی کنید تا این انرژی راحت تر جریان داشته باشه.در این صورت

شما بهتر میتونید چاکرای دستتون رو باز کنید.  همچنین لازم به ذکر است که با چشم سوم این کار

امکان پذیره ولی چون خودم تجربه ای در این زمینه ندارم،چیزی نمیگم.


آموزش حرکت دادن اجسام با نیروی ذهن

http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg

آموزش حرکت دادن اجسام با نیروی ذهن

حرکت دادن اجسام با تمرکز : تقویت نیروی حرکت دادن و جابجا کردن اجسام ،

خم کردن قاشق تغییر جهت قطب نما و به پرواز درآوردن اشیا بوسیله تمرکز فکر

و اراده به همراه جزوه معتبر آموزشی ، ترجمه شده به فارسی در یک سی دی

به همراه فیلم مستند

این محصول در ۱ دی وی دی به قیمت ۵۰۰۰ تومان آماده ارسال می باشد
برای خرید روی لینک زیر کلیک کنید

http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg

یک آرشیو کامل که توسط چندین روانشناس و استادان این علم جمع آوری
شده است

از نظر دانشمندان این نیرو در تمام انسانها وجود دارد ولی نحوه به کار گرفتن آن

مشکل است ولی امروزه با آزمایشات انجام شده می توان گفت که با تمرین

و اصول اولیه این کار به همراه تمرکز شما خواهید توانست اجسام را به حرکت

در آورید . ( چون این قدرت درون هر انسان است )

آموزش حرکت دادن اجسام با نیروی ذهن
این محصول در ۱ دی وی دی به قیمت ۵۰۰۰ تومان آماده ارسال می باشد
برای خرید روی لینک زیر کلیک کنید
http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg


منبع:
http://hipnotism.ir

سه شنبه 24 مرداد 1391

آموزش تای چی چوان

نویسنده: inapply.ir 09118506072   

آموزش تای چی چوان

این پکیج شامل ۵ عدد دی وی دی آموزش تای چی با کیفیت عالی می باشد
این محصول انتخاب شده
این اپلای از بین جدیدترین ویدئو های تای چی می باشد.

این مجموعه شامل ۵dvd می باشد
باشد. در این مجموعه فنون و تکنینک های تای چی

http://kabook.ir/product/image_upload/1260261255-Tai-Chi-Chuan.jpg

به تصویر درآمده است و برای کسانی که به این ورزش علاقه مند هستند امکان
فراگیری و آموزش کامل را فراهم نموده است.
اطلاعات تکمیلی
تای چی یا تای چی چوان (Tai Chi Chuan) نوعی ورزش رزمی چینی است که برای
بهبود سلامتی، افزایش طول عمر و آرامش روحی انجام می‌شود.

این ورزش در رده ورزشهای رزمی ملایم (Soft Martial Arts) قرار دارد و باعث
می‌شود تا عضلات بدن با انجام تمرینات نرم و ساده، انعطاف‌پذیر و قوی
شوند. درست برعکس ورزشهای رزمی سخت که با فشار و شدت تمرین عضلات را تقویت
می‌‌کنند.

تمرینات و نرمشهای تای چی چوان با حرکات کند، آرام، و معمولا به صورت
گروهی هنگام صبح انجام می‌‌شوند. متخصصین این ورزش معتقدند که تمرینات تای
چی به صورت دسته جمعی، اثر بهتری نسبت به تمرینات فردی آن دارد.

http://www.tricitypsychology.com/blog/wp-content/uploads/2008/06/seniors_tai_chi.jpg
توصیه می‌شود که این با آموختن این ورزش، هرروز آنرا تمرین کنید. برای
آموزش اول لازم است تا با سبک‌های آن آشنا شوید.

ihttp://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg
این مجموعه در ۵ dvd به قیمت ۱۸۰۰۰ تومان آماده ارسال می باش

دی وی دی آموزش تای چیکامل ترین پکیج آموزش تای چیبا کیفیت عالی

تای چی یا تای چی چوان (Tai Chi Chuan) نوعی هنر رزمی چینی است که برای بهبود سلامتی، افزایش طول عمر و آرامش روحی انجام می‌شود.
 
این ورزش در رده ورزشهای رزمی ملایم قرار دارد و باعث می‌شود تا عضلات بدن با انجام تمرینات نرم و ساده، انعطاف‌پذیر و قوی شوند. درست برعکس ورزشهای رزمی سخت که با فشار و شدت تمرین عضلات را تقویت می‌کنند.
تمرینات و نرمشهای تای چی چوان با حرکات کند، آرام، و معمولا” به صورت گروهی هنگام صبح انجام می‌شوند. متخصصین این ورزش معتقدند که تمرینات تای چی به صورت دسته جمعی، اثر بهتری نسبت به تمرینات فردی آن دارد.
این ورزش چینی در خود کشور چین از طرفداران زیادی برخوردار است، بطوریکه تقریباً تمام پارکهای کشور چین، صبح‌ها مملو از افرادی هستند که در حال تمرین تای چی می‌باشند.

http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg

این مجموعه در ۵ dvd به قیمت ۱۸۰۰۰ تومان آماده ارسال می باشد

دی وی دی آموزش تای چیکامل ترین پکیج آموزش تای چی

این پکیج شامل ۵ عدد دی وی دی آموزش تای چی با کیفیت عالی می باشد
این محصول انتخاب شده
این اپلای از بین جدیدترین ویدئو های تای چی می باشد.



منبع:
http://hipnotism.ir

موزیک های هندی,مجموعه موزیک های مدیتیشن

هندی

موسیقی بسیار زیبا و طنین اندازی که روح شما تسخیر می کند و آرامش درونی را در وجودتان به حرکت در می آورد ، آرامشی طولانی و عمیق …

این ملودی ها برای دوران بارداری ، یوگا ، مدیتیشن و تمام زمان هایی که نیاز به آرامش داریم بسیار مناسب است و همچنین می تواند به عنوان پس زمینه مناسب برای تدوین عکس ها و فیلم های خانوادگی مورد استفاده قرار گیرد.

نمونه ای از این موسیقی را در این پست برای  شما عزیزان برای دانلود قرار داده ایم.

یکی از روش های مدیتیشن ایجاد هماهنگی در حرکت و تنفس می باشد که غالبا با انجام یک سری حرکات مربوط به آن و همراه با موسیقی مخصوص مدیتیشن صورت می گیرد. موسیقی مدیتیشن هندی یکی از اصول مدیتیشن مطرح در سراسر دنیا است که در حال حاضر در سراسر هند و چین و اغلب نقاط دنیا تدریس می شود،   و بسیاری  آن را به عنوان روشی برای رسیدن به تعادل و هماهنگی و در نهایت مدیتیشن استفاده می کنند.

موسیقی کلاسیک هندی مدیتیشن

دیدگاه فلسفی موسیقی مدیتیشن هندی ، بر کمک به ارتقاء پتانسیل بالقوه انسان برای رسیدن به مراتب بالاتری از عرفان  استوار است و طبیعت واقعی انسان را در رسیدن به آگاهی و بیداری درونی جستجو می کند.

این محصول در ۴ cd به قیمت ۶۰۰۰ تومان آماده ارسال می باشد

http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg

موسیقی هندی  که  به نوعی تداعی سفر در مکانی است که در آن آرامش و سکوت معنا پیدا می کند و جسم و روح و روان را به یک تعادل و هماهنگی با محیط پیرامون می رساند و یک فضای التیام بخشی را بوجود می آورد.

ایده آل برای هنر شفا و شیوه های مدیتیشن …

برای کسانی که بدنبال آرامش هستند ، شنیدن این موسیقی زیبا را توصیه می کنیم. این نوع از موسیقی ها برای افرادی که در زمینه ماساژ درمانی ، یوگا ، مدیتیشن فعالیت می کنند بسیار مناسب خواهد بود. حتی می توانیم برای افرادی که گالری نقاشی برگزار کرده اند نیز این نوع از موسیقی های را پیشنهاد کنیم تا بازدید کنندگان نهایت لذت را از بازدید خود ببرند.

در یونان قدیم ارتباط نزدیکی بین موسیقی و شفای بیماریها بود. یونانیان معتقدند که امراض و بیماریهای مختلف نتیجه عدم هارمونی در وجود فرد است و موسیقی با قدرت روحی و اخلاقی خود می‌تواند با گرداندن هارمونی و تنظیم در بدن سلامتی را برای فرد مورد نظر به ارمغان بیاورد.

این محصول در ۴ cd به قیمت ۶۰۰۰ تومان آماده ارسال می باشد

http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg

پژوهشهای انجام شده توسط دانشمندان نشان می دهد که غده تالاموس به عنوان مهمترین غده در مغز انسان محرکهای صوتی را به وسیله سیستمهای عصبی دریافت کرده و در کنار حافظه و تخیل به آنها پاسخ می‌دهد.

غده هیپوفیز نیز که از غده تالاموس فرمان دریافت می کند به محرکهای صوتی موزون پاسخ می‌دهد، موجب بروز ترشحاتی می‌شود که نتیجه آن آزاد سازی ماده آرام بخش به نام آندروفین خواهد بود. با توجه اینکه مهمترین اثر ماده مزبور، تسکین درد در انسان است به سادگی می توان به ارزش موسیقی درمانی که عملاً موجبات آزاد سازی ماده آندروفین که علاوه بر تسکین درد، موجبات انبساط و شادی را در انسان فراهم می سازد، پی برد.

تحقیقاتی که توسط کولن در سال هزار و نهصد و نود و دو در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان «سنت جرج» لندن صورت گرفته، نشان می دهد که موسیقی به میزان قابل توجهی در تسکین و تقلیل وضعیت بحرانی بیماران که در بخش آی ـ سی ـ یو بستری بوده اند تاثیر داشته است. زیرا ثابت شده است که سیستم اعصاب انسان به محرک های موزیکال پاسخ مثبت می‌دهد.

موسیقی درمانی یک فرآیند فعال است.

این مجموعه در ۴ سی دی به قیمت ۶۰۰۰ هزار تومان آماده ارسال می باشد

http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg



منبع:
http://hipnotism.ir

مجموعه ۶ نرم افزار قدرتمند هیپنوتیزم، مدیتیشن، مراقبه و ریلکسیشن


کردن با این نرم افزار ها فوق العاده راحت و حتی مراحل نصب آن به صورت تصویری آموزش داده شده

و اما معرفی نرم افزارها

 

۱-atmosphere deluxe 7.1.3.123


شاید تا به حال این تجربه را پشت سر گذاشته باشیدکه در یک طبیعت بکر هنگامی که تنها صدای طبیعت با شما همراه است چشمان خود را بسته باشید و با آرامش کامل و بدون دغدغه استراحت کنید یا به موضوعی خاص فکر کنید.امروزه به دلیل وجود مشکلات فراوان شاید این فرصت را بدست نیاورید که چنین تجربه ای را به صورت مدام داشته باشید.

atmosphere deluxe نام نرم افزاریست که در آن صداهای طبیعت از صدایدریا،آواز پرندگان،باران،رعد و برق،رودخانه،آتش و سوختن چوب،خش خش برگ و . . . را می توانید در اختیار داشته باشید.با استفاده از ابزارهای موجود در این نرم افزار شما قادر خواهید بود با ترکیب این صداها با یکدیگر و ذخیره سازی آنها در یک فایل mp3 اقدام به ساخت آهنگ برای رسیدن به ارامش و ریلکسیشن کنید.

۲- brainwave generator 3.1.12

برنام شبیه ساز حالات مغز که با استفاده از فرکانسهای خاص میتواند حالتی رابرای مغز مانند آرامش یا تمرکز و . . .  ایجاد کند.این برانامه ادعها میکند که میتواند با ایجاد فرکانس هایی از صدا،خلاقییت یا تمرکز را افزایش دهد.میتواند سردرد را بهبود ببخشد،میتواند مغز را برای مطالعه آماده کند،میتواند مغز را به خواب ببرد،می تواند مغز را هیپنوتیزم کند و . . . همچنین صداهایی مانند بارش باران و امواج اقیانوس و . . . را ایجاد می کند.

۳-daily brain training 1.0

از معدود نرم افزار های تمرین های فکری که میتوان با استفاده منظم از آن بخشی از حافظه،قدرت تمرکز و سرعت عکس العمل را بهبود بخشید.

امکانات نرم افزار:

 daily brain training به منظور استفاده همزمان توسط ۴ فرد مختلف طراحی گردیده است.در ابتدای اجرای نرم افزار ابتدا باید در مکانهایی که با empty مشخص گردیده یک نام برای کاربر یا کاربران فرضی وارد نمود پس از آن میتوانیم با انتخاب  daily training  از منوی سمت چپ وارد مرحله انتخاب نمرین مورد نظر گردیم.در مجموع ۷ تمرین مختلف به منظورهای مختلف در نرم افزار در نظر شده است که عبارتند از:

operative symbol  که طی آن باید به سرعت رابطه ریاضی بین ۳ عدد نشان  داده شده را با کلیک بر روی آپراتورهای ضرب،تقسیم،جمع و تفریق مشخص نمود.این تمرین جهت افزایش قدرت محاسبات ذهنی بسیار مفید می باشد.

Numbers memory در این تمرین یک جدول ۵ در ۵ از اعداد ۲ رقمی برای مدت ۲ دقیقه به کاربر نشان داده می شود و پس از آن کاربر باید بتواند همان اعداد را در جدولی مشابه وارد نماید.استفاده از این تمرین جهت بهبود در حافظه برای حفظ و نگه داری اعداد می باشد.

Top number  که طی آن کاربر باید بتواند به سرعت  از بین اعداد نشان داده شده در صفحه بزرگترین آن را توسط موس مشخص نماید.این تمرین جهت بهبود در سرعت انتقال و افزایش حافظه عددی و بینایی طراحی گردیده است.

Graphics memory  در این تمرین چند شکل مربع از ستاره،دایره،مربع، و . . .  در داخل جدولی و با رنگهای مختلف نمایش داده میشود.تمرین کننده باید بتواند پس از تماشای چند لحظه ای جدول فوق،شکل نمایش داده شده بصورت منفرد را در

مکان صحیح خود در جدول قرار دهد.این تمرین جهت سنجش و تقویت حافظه گرافیکی طراحی گردیده است.

Time  calculation  در این تمرین که به منظور سنجش  قابلیت تخمین زمان طراحی گردیده باید اختلاف زمانی بین دو ساعت نمایش داده شده را در text box   سمت راست وارد نماییم.بر خلاف ظاهر آسان،این تمرین یکی از مهمترین و کاربردی ترین تمرینات این مجموعه می باشد که شاید در زندگی روزمره  کاربرد فراوان داشته باشد.

Instant memory  در این تمرین که به منظور بالارفتن سرعت انتقال طراحی گردیده اعداد متوالی در جدولی نمایش داده می شود که پس از چند لحظه کاربر باید بتواندهمان اعداد را به ترتیب در جدول وارد نماید.

و نهایتا rockpaper scissors  که دیگر بینیاز از توضیح و همان سنگ کاغذ قیچی قدیمی می باشد.

کلیه تمرین ها مطابق اصول و روش های شناخته شده روانشناسی طراحی گردیده و نتیجه هر مرحله نیز چه به صورت مجرد و چه در مجموع قابل مشاهده می باشد.

توجه داشته باشید که این نرم افزار گر چه ممکن است در ابتدا به صورت بازی سرگرم کننده ای به نظر اید ولی در صورت مداومت در تمرین ها به مرور زمان توانایی های ذهنی فرد تمرین کننده افزایش میابد و این هم در پژوهشهای روانشناسی اثبات گردیده و هم ادعای توسعه دهنده نرم افزار می باشد.

 

۴- natura sound therapy 3.0

natura sound therapy 3.0 مجموعه ای از صداهای دریا و اقیانوس ها و صدای  تلاتم جویبارها ،صدای طوفان ها و صدای شبانگاهی جنگل ها بیشه زار ها و . . . است.

هر صدا دارای شدت جداگانه ای است تا به شما امکان مخلوط کردن (میکس) صداها را با یکدیگر بدهد.این صداها به صورت دیجیتالی بوده و به صورت استریو ضبط شده اند و همچنین کوشش شده با اضافه کردن نمئنه های زیاد صدا،صداهای  ایجاد شده به صورت هر چه طبیعی تر  باشد.این نرم افزار برای تمرکز و ریلکسیشن و هیپنوتیزم و مدیتیشن و مراقبه و . . . پیشنهاد شده و دارای عکس های متعددی از طبیعت می باشد.

۵- spirit of forest 3.2

 

این برنامه با پخش صدای دلنشین محیط های طبیعی از جمله:ساحل دریا و صدای امواج،آبشار،جنگل در روز،جنگل در شب،دشت،باران در جنگل،باغ پرندگان و . . . میتواند خستگی روز مره را از جسم شما خارج و شادابی و طراوت را جایگزین آن سازد.

۶- subliminal flash

نرم افزار قدرتمند و بسیار پر کاربرد  subliminal flash. این نرم افزار شما را در بهبود زندگی شخصی کمک میکند.این نرم افزار شامل دو برنامه زیر است:

Subliminal flash

Brain waves simulator

 

Subliminal flash:

این برنامه چندین دسته مختلف از پیام های تاکیدی داردکه شامل جملات مثبتی برای سازندگی و بهبود زندگی شخصی است.در واقع تکنولوژی پیام های نامرئی برای بهبود کیفیت زندگی افراد به وسیله برنامه ریزی های مثبت در ضمیر ناخود آگاه آنها می باشد.وقتی این پیام های نامرئی با سرعت بالا نمایش داده می شوند ضمیر خود آگاه نمیتواند متوجه آنها شود،اما ضمیر ناخودآگاه آنها را فهمیده و طبق آن عمل میکند.با برنامه میتوان به راحتی چیزهایی که می خواهید داشته باشید به خود تلقین کرده  و به ضمیر ناخود آگاه خود دیکته کنید.

برای کارهای صحیح پیامها را به زبان فارسی  در برنامه وارد کنید

Brain waves simulator:

با این برنامه می توانید به راحتی امواج مختلف مغزی را به وسیله صوت هایی با فرکانس های مختلف تحریک کرد.

امواج مغزی عبارتند از:آلفا،بتا،تتا،و دلتا.

در این نرم افزار ۷ سطح(در واقع همان ۴ موج چون بتا در ۳ رده می باشد)امواج با فرکانس های مختلف وجود دارد که عبارتند از:

۱-دلتا۰،۱ تا۳ هرتز:خواب عمیق،هیپنوتیزم،بازدهی بالا،خواب روشن.

۲-تتا ۳ تا ۸ هرتز:ریلکس عالی،مدیتیشن(تفکر)،افزایش حافظه،تمرکز،خلاقیت،خواب روشن،هیپنوتیزم

۳-آلفا ۸ تا ۱۲ هرتز:ریلکس عالی،آموزش عالی،تفکر مثبت.

۴-بتایسطح پایین ۱۲ تا ۱۵ هرتز:تمرکز ارامش بخش،بهبود و افزایش توجه و تمرکز.

۵-بتای سطح میانی ۱۵ تا ۱۸ هرتز:افزایش توانایی های ذهنی،هوشیاری و iq

6- بتای سطح بالابالا تر از ۱۸ هرتز:بیداری کامل،هوشیاری عادی،استرس و دلواپسی .

۷- گاما۴۰ هرتز:پردازش اطلاعات در سطح عالی.

برای هر هدفی که میخواهید،میتوانید موج مربوطه را انتخاب کرده و به مدت دلخواهی به آن گوش دهید.

 این مجموعه در یک سی دی به قیمت ۶۰۰۰ تومان آماده ارسال می باشد

خرید به صورت پستی درب منزل می باشد،روی لینک زیر کلیک کنید و بعد از پر کردن مشخصات مسوول فروشگاه در اولین فرصت محصول را برایتان ارسال خواهد کرد.



منبع:
http://hipnotism.ir

آموزش عملی خودهیپنوتیزم و یوگا و مدیتیشن۱۰۰%

عملی

 

توجه توجه

درخواست کننده های این مجموعه در خارج از کشور:تا به امروز(۹۱/۲/۳۱)

 

کانادا: ۱۲ نفر

 

قطر:۳۸ نفر

 

انگستان: ۷نفر

 

افغانستان:۳۰ نفر

 

عراق: ۲۱ نفر

 

هندوستان :۵۴ نفر

 

ترکیه :۶نفر

((این مجموعه فقط توسط سایت این اپلای تهیه شده و پشتیبانی آن فقط توسط خود استاد آقای آذرمنش انجام میگیرد.مشاهده شده که فروشگاه های دیگر این مجموعه را از ما خریداری و کپی برداری کردند که این عمل دزدی محصوب شده و استاد آذرمنش هیچ گونه رضایتی در این باره ندارد.از کلیه کاربرانی که این مجموعه را از فروشگاهای دیگر خریداری کنند، استاد هیچ گونه پشتیبانی بابت این مجموعه انجام نمیدهد.این مجموعه به همراه یه کد ۴ رقمی برای کاربرانی که این مجموعه را از فروشگاه این اپلای خریداری میکنند ارسال می شود ، بعد از اینکه این مجموعه به دستتان رسیده به شماره۰۹۳۵۲۱۹۱۶۵۵ تماس بگیرید و کد ۴ رقمی را اعلام کنید.))

 

احتیاجی که هر خانواده به هیپنوتیزم دارد.

هیپنوتیزم بهترین کپسول رفع اختلافات خانوادگی است نه تنها از بالا رفتن آمار طلاق که جلوگیری می کند بلکه ناراحتی واختلافات عصبی زنها و شوهر ها را از بین میبرد و قدرت گذشت و سازش آنها را زیاد میکند که بتواند با یکدیگر در صفا و صمیمیت بسر برند.

آموزش عملی خودهیپنوتیزم ومدیتیشن

هیپنوتیزم کپسولی است بنام کپسول مهندسی,کپسول دکتری,کپسول نقاشی,کپسول هنر,و بالاخره کپسول ایجاد عشق به هر نوع کار دلخواه و کپسول ایجاد عشق به هر نوع کار دلخواه و کپسول ایجاد نفرت و خودداری از هر نوع کار ناشایست و نادرست.

هیپنوتیزم داروی درد اکثر اختلافات خانوادگی است.

خودهیپنوتیزم چارهمه این دردهاست.

خودهیپنوتیزم کلید مغز ,عواطف و احساسات شما است.

خودهیپنوتیزم شما را به سکون و آرامش میرساند:شما را به دنیای آرامش و راحتی اعضا و اعصاب میرساند.

به کمک هیپنوتیزم شما میتوانید,ظلمها و بیعدالتیها,حق کشیها,قانون شکنی های زائیده اجتماع سرمایه داری را اگر نمی توانید از بین ببربید لااقل تحمل کنید.
http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg

آموزش عملی خودهیپنوتیزم ومدیتیشن

خودهیپنوتیزم اگر استمرار یابد,آنچنان تفکر و تعقل و استعدادهای درونی را پرورش میدهد و بزرگ میکند,که انسان معمولی را تبدیل به نابغه ای بزرگ جهانی خواهد شد,بعنوان مثال اگر فردی قبل از شروع خودهیپنوتیزم,استعدادهایش به اندازه مورچه باشد,پس از ماه هاتکرار خودهیپنوتیزم تبدیل به شیری مقتدر و توانا میشود.

خود هیپنتیزم در موفقیتهای زندگی روزانه و در بسیاری از موارد میتواند موثر باشد . در زیر تعدادی از فواید خودهیپنوتیزم ذکر میشود:

۱-خودبینی ونشاط در زندگی۲-ازدیاد مقاومت جسمی وفکری۳-معالج بیخوابی۴-بیدارشدن از خواب در هر موقع دلخواه۵-تقویت حافظه۶-تقویت تمرکزفکر ۷-تیز بینی وتیز شنوایی۸-سرعت در یادگیری۹-موفقیت در امتحانات ویادآوری خاطرات بسیار دور۱۰-دندان پزشکی۱۱-ترس از سن صحنه نمایش سخنرانی رادیو تلویزیون۱۲-بیدارکردن استعدادهای خفته۱۳-زایمان بی درد بوسیله خودهیپنوز۱۴-معالجه لکنت زبان۱۵- کمرویی,ترسویی واعتماد به نفس۱۶-ترک بسیاری از عادات نظیر سیگار کشیدن۱۷-انحرافات جنسی۱۸-وحی والهام ۱۹-خود هیپنوتیزم در تمام ورزشها,خودهیپنوتیزم برای موفقییت در ورزشها و رسیدن بمقام قهرمانی نقش اعجاز انگیزی دارد.۲۰-خود هیپنوتیزم در جراحی ۲۱-محرکات ذهنی و وسواس ۲۲-درمان چاقی و لاغری بوسیله خودهیپنوتیزم ۲۳-هیپنوتیزم در پزشکی۲۴-بیماری پرخوری با هیپنوتیزم۲۵-ثروتمند شدن از طریق خودهیپنوتیزم

خود هیپنوتیزم قادر است بمرور همه اینقبیل اختلالات و عوامل منفی فکری و ذهنی را از بین ببرد و ناخودآگاه وی آنچنان او را راهنمایی کند که بدون اشتباه و لغزش بسوی ثروتمند شدن پیش برود.

دوره خود اموز خود هیپنوتیزمی یکی از روش های سریع وارد شدن به خلسه هیپنوتیزمی می باشد. هیپنوتیزم از بهترین روش های کار کردن بر روی ناخو اگاه و ضمیر باطن می باشد . در ضمن کسانیکه به طریقی با متافیزیک آشنا شده اند از خود هیپنوتیزمی برای تجربیات متافیزکی باید استفاده کنند. خودهیپنوتیزمی به دلیل خلسه ای که ایجاد می کند می تواند تمرکز فکر کافی برای وارد شدن به ناخود اگاه یا بعد دیگر را فراهم کند . ایجاد خود هیپنوتیزمی کار چندان ساده ای نمی باشد و کسانی که با موضوع کار کرده اند با این مشکل روبرو هستند که به راحتی نمی توانند در خلسه هیپنوتیزمی قرار گیرند اساتیدبا تجربیات زیادی که در زمینه هیپنوتیزم داشته اند اقدام به تهیه خود اموز خود هیپنوتیزمی نموده اند . این خود اموز به شما کمک می کند که تنها در طی دو هفته بتوانید به راحتی در خلسه قرار گیرید و خودتان را شرطی کنید . این تکنیک کاملا موثر است و شما با خرید دوره خود هیپنوتیزمی یک استاد هیپنوتیزم به خانه برده اید و او شما را درمنزلتان هیپنوتیزم می کند و شما می توانید از مزایای خود هیپنوتیز۸م در زمینه روانشناسی یا متافیزیک استفاده کنید . جهت اطلاع بیشتر و مشاوره با ۰۹۱۱۸۵۰۶۰۷۲ با مرکز تماس بگیرید

آموزش عملی خودهیپنوتیزم ومدیتیشن

مجموعه کامل خود آموز خود هیپنوتیزم که شامل ۶ درس و یه دوره ۴۰ روزه می باشد که شما در مدت این ۴۰ روز به مرحله عمیق هیپنوتیزم میرود

در مدت این چهل روز شما باتکنیک ها و روشهایی آشنا میشوید که برای اولین بار در ایران فاش میشود که شما براحتی میتوانید خودتان را شرطی کنید

شما با تمرین این مجموعه میتوانید

۱- بعد از ۱ دقیقه خودتان را به مرحله عمیق هیپنوتیزم برسانید.یعنی خودتان را شرطی کنید

۲- در عرض یک دقیقه هر نقطه از بدنتان را میتوانید بی حس کنید

۳- در عرض یک دقیقه میتوانید هر نقطه از بدنتان را سفت (کاتالسبی) کنید

۴- افزایش حافظه حداقل ۵ برابر

۵- هر تلقینی بعد از چند روز روی شما کاملا تاثیر میگزارد

۶- آرامش فکری و روحی شما حداقل ۱۰ برابر خواهد شد

۷- رسیدن به تمام اهداف و آرزوهایتان

این مجموعه شامل ۶ درس میباشد که در ۴۰ روز با ۴۰ تمرین خودهیپنوتیزم و ۶ درس عملی به صورت صوتی می باشد.

آموزش عملی خودهیپنوتیزم ومدیتیشن

بزرگترین اشتباهی که تمام دکتر ها و اساتید هیپنوتیزم در ایران دارند این است که در همان دوره های اول قبل از اینکه کاربر به مرحله عمیق هیپنوتیزم برسد به او تلقینهای دیگر میکند مثلا به او یاد میدهد که هر تلقینی که میخواهد بکند.در صورتی که این حرکت کاملا اشتباه می باشد

شما اول باید یک دوره تمرین خودهیپنوتیزم کنید که به مرحله عمیق برسید و در این مدت فقط و فقط باید تلقین ها و تصویر سازی های کنید که هیپنوتیزم شما را عمیق کند. بعد از عمیق شدن هیپنوتیزم حالا هر تلقینی که میخواهید میتوانید انجام دهید. و این مجموعه شما را کمک میکند که خیلی سریع به مرحله عمیق هیپنوتیزم برسید.و بعد از آن راهکار ها و تکنیکهایی به شما آموزش داده خواهد شد که چطور و چگونه توسط هیپنوتیزم به اهداف و خواسته های خود برسید.

http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg
به همراه این مجموعه چهارجلد کتاب الکترونیکی آموزش خودهیپنوتیزم و دگر هیپنوتیزم به شما داده خواهد شد.که این چهار جلد گرانبها ترین کتابهای خودهیپنوتیزم و دگر هیپنوتیزم میباشند. مجموعه های دیگری که به عنوان هدیه در این پکیج قرار دارد به شرح ذیل میباشد:
۱-مستند هیپنوتیزم درمانی (در این مستند مشاهده میکنید که چگونه اساتید و دکتر ها بیمارانشان را با هیپنوتیزم درمان میکنند)این مستند در یک دی وی دی قرار دارد ۲- مستند نیروی جاذبه (در این مستند مشاهده میکنید که تلقین و تصویر سازی و هیپنوتیزم چقدر در زندگی اهمیت دارند و یاد خواهید گرفت که چگونه از این علم برای موفقییت در زندگیتان استفاده کنید) این مستند در یک دی وی دی قرار دارد ۳- بیش از ۲۷۰کتاب و مقاله در زمینه علوم غریبه,هیپنوتیزم ,موفقییت,انرژی درمانی,دعانویسی ,پرواز روح و . . .۴-بیش از ۲۰۰ موزیک بیکلام مدیتیشن و آرام بخش

۵- بیش از ۱۰۰ تصویر بسیاز زیبا وروحیه انگیز برای صفحه دسکتاب و قابل پرینت برای اتاقتان

۶-مجموعه ۶ نرم افزار قدرتمند هیپنوتیزم، مدیتیشن، مراقبه و ریلکسیشن که در این مجموعه به عنوان اهدایی ارسال خواهد شد.

که برای توضیحات مجموعه نرم افزار های ریلکسیشن روی لینک نرم افزار ریلکسیشن کلیک کنید ۷-پشتیبانی آنلاین  با ۴ خط مستقیمبرای خرید این مجموعه ابتدا محصول را دریافت سپس هزینه آن را پرداخت نمایید ۰۹۳۵۲۱۹۱۶۵۵_۰۹۱۱۸۵۰۶۰۷۲روش خرید: برای خرید خود آموز عملی خودهیپنوتیزم ، پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.
http://s1.picofile.com/file/7207896983/buy.jpg


منبع:
http://hipnotism.ir

مسمر در پاریس

برای شناساندن «مانیه تیسم» فعالیت می‌کند.

دکتر مسمر بعد از ورود بپاریس احساس کرد که کار خوبی کرده است، زیرا اشراف اطریش که تعدادی از آن‌ها از بیماران مسمر بودند و در فرانسه نفوذ داشتند سالن اعیان و اشراف پایتخت فرانسه را بر وی مسمر گشودند و حتی «ماری آنتوانت» اطریشی که زن لوئی شانزدهم بود توجه خاصی نسبت به مسمر مبذول داشت، زیرا این زن فطرتاً از چیزهای تازه و غیر منتظره به شرط این که جنبه تفریحی داشته باشد خوشش می‌آمد.

گرمی بازار حقه‌ بازی و شیادی

در نیکه دوم قرن هیجدهم میلادی ولتر و مونتسکیو و سایر نویسندگان فرانسوی، عقاید مذهبی فرانسویان را طوری متزلزل کرده بودند که مردم آن زمان دیگر به احکام و احادیث انجیل ایمان نداشتند و همین امر موجب شده بود که به دنبال معتقدات دیگر بروند و به همین جهت در هیچ دوره، سکنه شهر پاریس مثل آن عهد موهوم پرست نبودند و این موضوع فرصت مناسبی به یک عده شارلاتان و حقه‌باز داده بود که جلوه‌گری کنند.

مادام دو پمبادور معشوقه لوئی شانزدهم هم به خانه جادوگران می‌رفت:

مثلاًَ در آن زمان مادام دو پمبادور معروف معشوقه لوئی شانزدهم که عملاً فرمانروای فرانسه بود، شب‌ها مخفیانه به خانه یکی از زنان جادوگر می‌رفت که به وسیله آن زن سرنوشت خود را در فنجان قهوه مشاهده کند.

مارکیز دوپیتال

برای ملاقات شیطان به وسایل عجیب و غریب متوسل می‌گردید و در یک شب که این خانم نجیب و اصیل به اتفاق یکی از زن‌های دیگر در خانه یک زن جادوگر لخت و عریان در انتظار ورود شیطان بودند، جادوگر مزبور که عجوزه حیله‌گری بود لباس‌ها و جواهر خانم‌ها را برداشت و فرار کرد.

گرمی بازار کنت دوسن ژرمن شعبده‌باز معروف فرانسه

بزرگترین اشراف فرانسه سعی می‌کردند کنت دوسن ژرمن شعبده‌باز را بر سر میز خود دعوت کنند و اگر این مرد محیل و کلاه‌بردار ناگهان می‌گفت که من حضرت مسیح و حضرت محمد را ملاقات کرده‌ام همه از فرط تأثر و هیجان بر خود می‌لرزیدند در صورتی این مرد جز یک حقه باز وقیح چیز دیگر نبود.

در هیچ دوره (البته در فرانسه) شارلاتان‌ها و حقه‌باز‌ها آن‌طور فایده نبردند و تا آن درجه بازار آن‌ها رایج نبود. ولی مسمر هیچ‌گاه نمی‌خواست که با شارلاتان‌ها و حقه بازهای آن دوره همکاری کند و از این معدن طلا، که حماقت و بلاهت بشر است و هرگز هم تمام نمی‌شود استفاده نماید.

زیرا مسمر یک پزشک بود که می‌گفت نظریه جدیدی را کشف کرده‌ام و هیچ منظوری نداشت جز اینکه نظریه او تحت مطالعه دانشمندان قرار بگیرد و آن‌ها صحت نظریه‌اش را تصدیق کنند.

مسمر به نظریه دانشمندان درباره مانیه‌تیسم اهمیت بیشتر می‌داد تا مردم عادی

مسمر به ارادات و اخلاص مریدان، پیرامون خود، گرچه منافع پولی خوبی داشتند، اما توجه زیادی نداشت، ولی در عوض به نظریه اساتید و دانشمندان اهمیت می‌داد و عقیده یکی از آن‌ها را درباره نظریه خود از هلهله و استقبال صدها هزار نفر عامی با ارزش‌تر می‌دانست، به همین دلیل مسمر می‌خواست، آن‌هائی که صلاحیت دارند نظریه او را مطالعه کنند و آن‌چه را که می‌فهمند بگویند و عادلانه راجع به او قضاوت نمایند به همین جهت بعد از ورود به پاریس قبل از هر کاری نظریه علمی خود را به آکادمی فرانسه تقدیم کرد و در فوریه ۱۷۷۸ میلادی از رئیس آکادمی فرانسه تقاضا کرد که آکادمی روش معالجه او را تحت بررسی قرار دهد و نظریه خود را در این خصوص اعلام نماید.

آکادمی‌های کشورهای اروپائی و نظریات مسمر

آکادمی علوم فرانسه تقاضای مسمر را نپذیرفت و صریحاً جواب داد که ما کاری به نظریه مسمر نداریم و آن را تحت مطالعه قرار نخواهیم داد، به این دلیل که آکادمی‌های «وین» و «برلن» توجهی به تقاضاها و نظریات مسمر ننموده بودند.

مسمر چون می‌دانست که واقعاً کشف جدیدی کرده و هدیه نوی برای دنیای طب و به طور کلی دنیای علم آورده است از میدان در نرفت و بعد از این که از آکادمی فرانسه پاسخ منفی شنید در عوض به اتحادیه اطبای پاریس مراجعه کرد. اما اتحادیه پزشکان پاریس هم به دلیل اینکه سایر آکادمی‌های علمی اروپا توجهی به نظریه او ننموده‌اند از آن‌ها پیروی نمود و چون مسمر توضیح خواست که چرا روش معالجه مرا مورد مطالعه و بررسی قرار نمی‌دهید به عذر کودکانه متوسل شده و گفتند «مطالعه در چگونگی معالجه بیمارانی که به مسمر مراجعه کرده‌اند مستلزم این است که ما از وضع سابق آن‌ها مستحضر باشیم در صورتی که ما از سوابق بیماری آن‌ها اطلاعی نداریم.»

تا این تاریخ مسمر پنج مرتبه به آکادمی‌ها و اتحادیه‌های پزشکان مراجعه کرده بود که روش معالجه او را مورد مطالعه قرار بدهند و بدون تعقیب و جانب‌داری از روی انصاف نظر خود را بگویند، ولی هیچ کدام توجهی ننمودند.

انتشار اولین کتاب مسمر درباره مانیه تیسم

مسمر وقتی دانست که پزشکان و دانشمندان بنا به هر عللی که باشد نظریه او را مورد مطالعه و بررسی قرار نمی‌دهند و با سکوت و بیطرفی خود می‌خواهند او را محکوم و واقعاً بدنام کنند دیگر توجهی به آنان نکرد و به توده مردم یعنی طبقه منورالفکر نیمه دوم قرن نوزدهم روی آورد و با انتشار کتابی، منظور و هدف خود را بیان نمود بنابراین اولین کتاب مسمر در سال ۱۷۷۹ میلادی تحت عنوان «کشف مانیه تیسم حیوانی» انتشار یافت و در مقدمه کتاب متذکر شد که چون کاشف «مانیه تیم حیوانی» من هستم و قبل از من کسی از این علم اطلاعی ندارد بنابراین هیچ کس صلاحیت اظهار نظر درباره مانیه تیسم حیوانی را ندارد لذا من قاضی نمی‌خواهم بلکه یک عده شاگرد می‌خواهم که علم «مانیه تیسم حیوانی» را به آن‌ها تعلیم بدهم و عملاً طرز معالجه را با آن‌ها بفهمانم.



منبع:
http://hipnotism.ir

اختلاف بین دکتر مسمر و شهود

تا اینجا اظهارات دکتر مسمر و شهود قضیه مطابق است ولی از اینجا به بعد اظهارات دکتر مسمر و شهود اختلاف پیدا می‌کند، به این طریق که دکتر مسمر می‌گوید، من دختر را معالجه کرده‌ام در صورتیکه دیگران می‌گویند که دکتر مسمر دوشیزه پارادایس را معالجه نکرده است، بلکه با حقه بازی و شارلاتانی و قوه خیال، فکر معالجه را در مغز دختر ایجاد کرده و دختر خیال کرده که از بینائی برخوردار شده است.

به هر حال امروز که نزدیک به دویست سال از آن تاریخ می‌گذرد برای ما خیلی مشکل است که بگوئیم آیا دکتر مسمر حق داشته و یا مخالفین او حق داشته‌اند؟ و آیا دکتر مسمر توانست دختر را کاملاًَ بینا نماید یا خیر؟‌

بطوری که در صفحات آینده خواهیم دید چون بالاخره دوشیزه پارادایس کور شد و نظر به اینکه تا پایان عمر نابینا بود، لذا می‌توان گفت که مخالفین دکتر مسمر راست می‌گویند و مسمر نتوانست او را معالجه کند.

 

مدرک بزرگ

و اما یک مدرک بزرگ وجود دارد و دکتر مسمر برای دفاع در مقابل مخالفین این مدرک و سند بزرگ را ارائه می‌دهد، و این سند و مدرک بزرگ اظهارات کتبی پدر دوشیزه پارادایس است. اشتفن تسوایک نویسنده معروف اطریشی می‌نویسد «شخص وقتیکه این مدرک را می‌خواند نمی‌تواند در صحت آن تردید کند، زیرا به طور کلی خیلی دشوار است که بتوان چگونگی احساسات یک نفر نابینا را که بینا می‌شود شرح داد، مگر اینکه نویسنده دارای قوه تخیل و ذوق شاعرانه نیرومندی باشد، و اتفاقاً آقای «پارادایس» سالخورده که منشی دربار بود چندان ذوق شاعرانه‌ای نداشت که با قوه تصور چنین مدرکی را بنویسد و برای مابقی بگذارد، پس بدون شک محتویات این مدرک عبارت از عین حقیقت یعنی چگونگی احساسات دوشیزه نابینا است که در اثر معالجات دکتر مسمر بینا شده و توانسته‌ است اشیاء اطراف خود را به بیند.

 

اظهارات کتبی آریالای پارادایس

پدر دوشیزه پارادایس به نام آقای پارادایس می‌نویسد: «بعد از یک دوره معالجه کوتاه، اما جدی که از طرف آقای دکتر مسمر به عمل می‌آمد، دختر من توانست که حدود اشیاء و اجسامی را که به او نشان دادند بشناسد و بفهمد که فلان جسم قاشق و فلان جسم فنجان است، ولی چون هنوز بینائی او بدرجه کمال نرسیده بود نمی‌توانست در روشنائی روز این اشیاء را ببیند. و فقط در یک اطاق تاریک قادر به رؤیت آن‌ها بود. در همین اطاق تاریک و در حالیکه روی چشمش نوار نازک و لطیفی بسته بودند، اگر ناگهان یک شمع روشن را در مقابل چشم او می‌آوردند، مثل اشخاصی که ضربت محکمی خورده باشند به زمین می‌افتاد و می‌گفت این چیست که این قدر مرا آزار می‌دهد؟ در آن اطاق تاریک اولین انسانی که دختر من مشاهده نمود آقای دکتر مسمر بود. با کمال دقت او را از نظر گذرانید، و حرکات بدن او را دید و گفت:‌ «وه! … انسان عجب موجود وحشت‌آوری است من هرگز تصور نمی‌کردم که انسان این طور باشد؟!».

 

سگ زیباتر از انسان

آن وقت بر حسب تقاضای دخترم سگ او را که خیلی می‌داشت نزد وی‌ آوردند، و دختر من همین که سگ خود را دید گفت سگ خیلی زیباتر از انسان است و من بیشتر آن را می‌پسندم و کمتر از وی بیمناک هستم.

 

وحشت از بینی

یکی از چیزهایی که خیلی مورد حیرت وحشت دخترم شد بینی ما بود و می‌گفت که آیا بینی من هم به همین شکل است یا نه؟‌ و وقتیکه به او می‌گفتیم که بینی او نیز به همین شکل است دست را روی بینی خود می‌گذاشت و می‌گفت به هر حال من از بینی شما خیلی می‌ترسم و مثل اینکه بینی شما می‌خواهد در چشم‌های من فرو برود، ولی  بعد از اینکه چند مرتبه صورت انسانی را دید دیگر ابراز وحشت نکرد.

 

تشخیص رنگ‌ها

دختر من می‌تواند به خوبی رنگ‌ها را از یکدیگر تمیز بدهد، اما نمی‌تواند اسامی آن‌ها را بکوید و در عین حال که می‌داند رنگ قرمز با رنگ زرد تفاوت دارد نمی‌تواند مشخص کند که کدام قرمز و کدام زرد است. مگر اینکه ما به او کمک کنیم و اسامی رنگ‌ها را به او بگوئیم.

مثلاً وقتی ذغال را دید اول نتوانست بفهمد که چیست اما اظهار داشت که رنگ این جسم شبیه رنگ دوره نابینائی من است.

از آن روز تا به حال دختر من همواره از مشاهده رنگ سیاه بشدت غمگین می‌شود و گاهی از اوقات گریه می‌کند، یک روز از مشاهده رنگ سیاه‌ طوری دچار اندوه فوق‌العاده شد که بی‌اختیار روی نیمکت راحتی افتاد و هایهای گریه کرد و به تدریج گریه او شدت نمود و دست‌های خود را می‌جوید و ما به زحمت دست‌های و را گرفته بودیم که مبادا نوار لطیفی را که روی چشم‌هایش بسته بودند باز کند.

وقتیکه خبر بینا شدن دخترم منتشر گردید بقدری اقوام و دوستان و آشنایان به ملاقات او آمدند که دخترم اظهار عدم رضایت کرده و گفت:«‌من نمی‌دانم که برای چه امروز غمگین‌تر و بدبخت‌تر از سابق هستم. هر چیز را که می‌بینم موجب اندوه من می‌شود واکنون حسرت زمانی را می‌خورم که بینائی نداشتم».

من دخترم را تسلی داده و می‌گفتم غصه مخور، اندوه کنونی تو ناشی از این است که مدت مدیدی نابینا بوده‌ای و اب چیزهائیکه می‌بینی انس و الفت نداری و همینکه مانوس شدی آنوقت تو هم مثل دیگران شادمان خواهی شد و از تماشای افراد و اشیاء لذت خواهی برد.

دخترم می‌گفت خدا کند که این طور باشد زیرا اگر مقرر است که من از مشاهده چیزهائیکه می‌بینم این طور اندوهگین بشوم، ترجیح می‌دهم که بلافاصله نابینا گردم.

اکنون که دخترم می تواند اشیاء و اشخاص را به بیند، چون هیچ اطلاعی در خصوص آن‌ها ندارد، عیناً نظیر موجوداتی است که برای اولین بار قدم به این جهان گذاشته و همه چیز را از روی احساساتیکه بر اثر دیدن آن‌ها به آن دست می‌دهد مورد قضاوت قرار می‌دهند.

مشاهده آئینه

اولین مرتبه که دخترم آئینه را مشاهده کرد فوق‌العاده حیرت نمود زیرا هیچ نمی‌توانست بفهمد که آئینه چگونه تصویر اشخاص را منعکس می‌نماید؟‌

ما او را با طاقی بردیم که در آن یک آئینه دیواری بزرگ بود و دخترم مقابل آئینه ایستاد و از مشاهده هیکل و رخسار خود خیلی حیرت  کرد و گفت من هرگز تصور نمی‌کردم که این چنین باشم.

خیلی خوشش می‌آمد که از آئینه دور و به آن نزدیک شود و هر دفعه که به آئینه نزدیک می‌شد چون می‌دید که تصویر منعکس در آئینه هم با او نزدیک می‌شود قاه‌قاه می‌خندید.

 

بزرگ و کوچک شدن اثاثیه خانه

وقتی‌که ما به او می‌گوئیم که اثاثیه خانه در ساعات مختلف روز از حیث بزرگی و کوچکی دچار تغییر نمی‌شود، دخترم تعجب می‌کند و نمی‌تواند این گفته را بپذیرد و عقیده‌اش اینست که چون هر قدر او بیکی از اثاثیه خانه نزدیک می‌گردد و آن شیء در نظرش بزرگتر جلوه می‌نماید لذا خود آن شیء هم بزرگتر می‌شود.

 

قطعه نان

اولین دفعه که بعد از بینا شدن، یک قطعه نان را به طرف دهان خود برد که تناول نماید آن نان آن قدر در نظرش بزرگ جلوه نمود که جرئت نمی‌کرد آن را در دهان بگذارد و می‌گفت آیا ما هر دفعه که غذا می‌خوریم این همه چیزها را در شکم خود جا می‌دهیم؟

 

خیابان هم راه می‌رود

دخترم وقتیکه راه می‌رود تصور می‌کند که خیابان هم راه می‌رود. یک شب که او را به گردش برده بودیم هنگام مراجعت به خانه تصور می‌کرد که خانه به طرف او می‌آید و خیلی خوشش آمد که پنجره‌های خانه را روشن دید.

در همان شب، حوض بزرگ باغ ملی را به او نشان دادیم و عقیده داشت که آن حوض کاسه بزرگی است و رودخانه دانوب در نظرش مثل یک نوار پهن و دراز «از نوع ربان‌هائی که به موی سر خود می‌بست» جلوه کرد.

روز بعد مجدداً او را به گردش بردیم ولی بر خلاف شب گذشته از مشاهده باغ ملی ابراز رضایت و مسرت نکرد و درختانی که آن طرف دانوب قرار داشت آن قدر در نظرش نزدیک جلوه‌گر می‌شد که تصور می‌نمود اگر دستش را دراز نماید آن‌ها را خواهد گرفت ولی چون دکتر گفته بود که زیاد او را در روشنائی روز  نگاه نداریم مجدداً وی را به اطاقش برگرداندیم.

 

ادامه دارد…



منبع:
http://hipnotism.ir

نویسندگان

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic